وی مواردی که گفت‌وگو را شکل می‌دهند، برشمرد و گفت: اخلاق گفت‌وگو نیز از شروط شکل‌گیری یک گفت‌وگوی سالم است. ادب گفت‌وگو نیز باید رعایت شود. هر یک از موضوعات که رعایت نشوند، گفت‌وگو شکل نمی‌گیرد و به نتیجه نمی‌رسد. نکته‌ای که به آقای خانیکی برمی‌گردد این است که چه شخصیت‌هایی به گفت‌وگو تمایل دارند؟ این شخصیت‌ها به نوعی استعداد درونی و روانی نیاز دارند که هر جا باشند برای بسط گفت‌وگو تلاش می‌کنند. شخصیت و منشی که حاضر به گفت‌وگو باشد، باید همه این ویژگی‌ها را داشته باشد که خانیکی دارد. محمدمهدی فرقانی استاد علوم ارتباطات نیز با یادآوری روزگار همکاری‎اش با هادی خانیکی در روزنامه کیهان گفت: اوایل دهه ۶۰ گروه‌های مختلفی به کیهان آمدند و هر کدام خود را اسلام مجسم می‌دید و گروه پیش از خود را تکفیر می‌کرد. در سال ۶۱، تیمی به کیهان آمد که تافته جدابافته بود و من بعدها فهمیدم که باورها و اصول من به آقای خانیکی نزدیک است. ما با هم در اولین دوره کارشناسی ارشد علوم ارتباطات درس خواندیم و روزهای زیادی را با هم گذراندیم. وی ادامه داد: خانیکی از دید من انسانی چندوجهی است که چندگانه عمل و فکر می‌کند. او در هر موضوعی سرفصل‌های خود را دارد، او آدمی خوش‌بین و امیدوار است، در اوج ناامیدی و بدبینی و نارضایتی، اول در بستر امیدواری مطالب را مطرح می‌کند و این موضوع در روزگار ما بسیار باارزش است.

انسان چندساحتی

مقصود فراستخواه استاد دانشگاه نیز با اشاره به آرای هربرت مارکوزه گفت: دکتر خانیکی به گمان من انسان چندساحتی است، خانیکی شخصیتی برای زیستن در جهان‌های گوناگون است و این چندساحتی بودن او را با ایران پیوند می‌دهد. وی با طرح این سوال که چرا ایران هنوز هست، افزود: با وجود همه حادثه‌ها و اتفاق‌ها، ایران هنوز و همچنان وجود دارد و هنوز زندگی در ما جاری است. من تصور می‌کنم نحوه خانیکی بودن، با زیست مردم ایران در جهان‌های مختلف فرهنگی به‌طور ویژه اثرگذاربوده است. فراستخواه با اشاره به حملاتی که در طول تاریخ به ایران شده است، ادامه داد: ادبیات در برابر هر اتفاق، یک جهان نوساخته است. ما جهان‌های متعددی برای زیستن در شرایط عدم اطمینان داشته‌ایم. خانیکی زیر آسمان همه این جهان‌ها زیسته و خود را شکوفا کرده است. زیست همزمان در جهان‌های گفت‌وگو مساله جالب توجهی است. ما در جامعه‌مان کنش نداریم در اینجا به خانیکی نیاز پیدا می‌کنیم.  وی در پایان گفت: بسط عالم خیال اهمیت زیادی دارد و خانیکی می‌کوشد، این تخیل اجتماعی بسط پیدا کند. هر چه هست در عالم خیال است و او می‌خواهد این موقعیت را حفظ کند.

پیوند دنیا با گفت‌وگو

همچنین هادی خانیکی نیز در این شب که به بزرگداشت او اختصاص داشت، گفت: اگر می‌توانستم خودم هم به این برنامه نمی‌آمدم. وقتی می‌بینم از سطوح و لایه‌های اجتماعی مختلف این همه در این جاده همراه شده‌اند از درون حکومت و از درون قدرت نمایندگان بسیاری در این جمع داریم. در چنین جمعی حرفی برای گفتن نداشتم من سخت تلاش می‌کردم که باور نکنم آنچه دیگران می‌گویند اما معتقدم آنچه صحبت دوستان بود یعنی گفت‌وگو نیاز امروز جامعه ماست. وی افزود: اگر بودن من امروز مورد توجه قرار گرفته و من مسافر گفت‌وگو شدم به دلیل این است که دنیاهای مختلف را به هم پیوند بدهم و باعث شوم که صحبت شکل بگیرد چیزی که جامعه به آن نیاز دارد.  وی ادامه داد: اگر دوستان من نبودند من خیلی از این ویژگی‌ها را نداشتم و معتقدم جهانی که در آن زندگی می‌کنیم به ویژگی‌های ما امکان بقا می‌دهد. همه شخصیت‌های زندگی من فرصت‌آفرین بوده‌اند و حضور آنها بسیار به زندگی من کمک کرده، من از دانشجویان هم بیشتر یاد گرفتم تا آنها از من؛ و این لطف خداوند به من بوده است.  وی درعین حال اظهار کرد: همه این ویژگی‌ها به علاوه قبول داشتن گفت‌وگو و نگه داشتن خطی که زندگی هرکس را می‌سازد منجر به این شد که من مسافر گفت‌وگو باشم و این جهان‌ها را با هم پیوند بزند.