در طول ساخت سریال همواره روی عاشقانه بودن این درام تاکید می‌شد تا تاریخی بودن، با این حال روایت این عاشقانه در یک دوره تاریخی تا چه حد باید ملزومات دوره قاجار مثل چهره‌پردازی، پوشش و دیگر مسائل آن زمان را رعایت کند؟

برای ساخت یک اثر داستانی شما نمی‌توانید صد درصد به استنادات تاریخی بسنده کنید. تاریخ می‌تواند زمینه‌ای برای فراهم کردن یک درام باشد؛ درامی که قرار است با زبان بصری فیلم به مخاطب منتقل شود. فیلمنامه «بانوی عمارت» هم نه بر اساس یک داستان تاریخی بلکه بر پایه مسائل اجتماعی و سیاسی در آن مقطع تاریخی یعنی دوران قاجار شکل گرفته است. ما برای اینکه هم فضای دوران قاجار را حفظ کنیم و هم مخاطبان عام و خاص را درگیر تماشای سریال کنیم، سعی کردیم با توجه به داشته‌ها و محدودیت‌های موجود، سریالی بسازیم که دیدنی باشد و مخاطبان لذت ببرند. طبیعتا بخش زیادی از انتخاب لباس‌هایی که در فیلم می‌بینید براساس مستندات تاریخی است و ژاله زکی‌زاده طراح لباس در تعاملی که با من داشت آنها را با توجه به عکس‌ها و نقاشی‌های آن دوران طراحی کرده است. تماشاگر با دیدن این لباس‌ها هم می‌تواند فضای دوران قاجار را خوب درک کند و هم از نظر بصری با دیدن این رنگ‌ها و طرح‌ها لذت ببرد. اتفاقا، ما تلاش کردیم طراحی لباس شخصیت‌ها بر اساس نقشی که کاراکترها در سریال دارند صورت بگیرد با این حال این جزئی از اصول کار فیلمسازی است که اثری که ساخته می‌شود مفاهیم مورد نظر آن باید در لفافه و با حفظ مسائل زیبایی‌شناختی به مخاطب عرضه شود و قرار نیست همه چیز به‌صورت مستند ساخته شود.

چرا در سریال برخی شخصیت‌ها بیشتر به ظاهر آن دوران نزدیک‌ترند مثلا نقش فخرالزمان و چهره او هماهنگی بیشتری با زمان خود دارد اما برخی مثل جواهر با بازی مینا وحید به لحاظ ادبیات و گریم تفاوت‌های آشکارتری دارند؟

جواهر شخصیت بسیار ماجراجویی دارد و لازمه این شخصیت این است که با دیگران تفاوت‌هایی داشته باشد حتی اگر این تفاوت در آرایش وی باشد، به همین دلیل سعی نکردیم این شخصیت را به شخصیت‌های دیگر سریالمان نزدیک کنیم اما سعی کردیم شخصیت‌های دیگری مانند افسر‌الملوک، فخرالزمان یا آهو به آن دوران شبیه‌‌تر باشند و به نظرم تلاش‌های آقای مجید اسکندری در طراحی گریم بسیار موفقیت‌آمیز بود.

البته بیشترین مساله درباره افراد به دلیل جراحی زیبایی در صورت‌هایشان است.

به هر حال ما در انتخاب بازیگران تا حدی دچار محدودیت هستیم. ما تلاش کردیم تا آنجا که ممکن است از کسانی استفاده کنیم که کمتر جراحی کرده‌اند و از نظر فیزیکی مناسب شخصیت مورد نیاز فیلمنامه هستند. در انتخاب نابازیگران مشکل چندانی نداشتیم چون کسانی را انتخاب کردیم که با ویژگی‌های مورد نظر ما مطابق باشند اما در مواردی که با بازیگر طرف هستیم دستمان بسته است ولی باز هم سعی کردیم با گریم آن جلوه امروزی را کمتر کنیم. این مساله‌ای است که در سینما و تلویزیون همه به نوعی درگیر آن هستند ولی درنهایت اگر مخاطب درگیر چالش‌های فیلم شود، چندان به این مسائل اهمیت نمی‌دهد. من به‌عنوان کارگردان سعی می‌کنم صورت‌های طبیعی‌تر را انتخاب کنم چون طبیعت زیبایی خاص خودش را دارد. حتی اگر آن صورت دچار نقصی هم باشد من باز هم این صورت طبیعی را به غیرطبیعی ترجیح می‌دهم. برخی به عمل جراحی دست می‌زنند تا صورتشان زیباتر و جذاب‌تر شود اما این زیبایی‌سازی، کار هر جراحی نیست و هرکسی نمی‌تواند به شکلی هنرمندانه و طبیعی جراحی کند بلکه باید خود هنرمند باشد، از طرف دیگر به عقیده من بینی ایرانی زیبایی خاص خودش را دارد.

واژگان و زبانی که در سریال به کار گرفته می‌شود نیز بیشتر به زبان امروز نزدیک هستند و حتی گاهی برخی واژه‌ها و لحنی که بازیگران استفاده می‌کنند از ادبیات حال حاضر بهره گرفته است.

این نکته هم عمدی بود. ما از آقای احسان جوانمرد نویسنده سریال خواستیم که در نوشتن دیالوگ‌ها زیاد از ادبیات ثقیل استفاده نکند تا فهم آن برای مخاطب آسان باشد، ما هم سعی کردیم در اجرا این ادبیات را سهل‌تر کنیم تا برای کاراکتر راحت باشد و به حس او آسیب نزند و مخاطب هم به راحتی با شخصیت‌ها ارتباط برقرار کند. البته شخصیت‌ها بر اساس موقعیت اجتماعی که دارند ادبیاتشان هم متفاوت است.

باز هم در میان شخصیت‌ها برخی امروزی‌تر سخن می‌گویند و برخی از واژگان ادبی‌تری استفاده می‌کنند مثلا جواهر یا آهو به زبان مردم سال ۹۷ حرف می‌زنند.

شخصیت‌ها از طبقات اجتماعی یکسانی نیستند و به همین دلیل زبان و ادبیات آنها هم متفاوت است. فخری و افسر از طبقه متمول جامعه هستند اما جواهر از طبقه بالایی نیست بلکه تلاش کرده و خود را به این طبقه رسانده است، با این حال ادبیات گفتاری جواهر و آهو باید مقداری از شخصیت‌های اشرافی فاصله می‌داشت و نمی‌بایست خیلی سنگین و فاخر می‌شد زیرا در آن صورت ممکن بود مخاطب پس بزند.


روایت مریم مومن از«فخرالزمان»

نمی‌گذاشتند با فخری آشنا شوم

32 (2)

یکی از ویژگی‌های مهم سریال «بانوی عمارت» بازی چهره‌های نه‌چندان سرشناس در نقش‌های کلیدی است. کارگردان ریسک کشف چهره‌های جوان و اعتماد به آنها را پذیرفت و اتفاقا نتیجه خوبی هم گرفت. در این میان شاید مهم‌ترین کشف عزیزالله حمید‌نژاد را باید مریم مومن بازیگر نقش «فخرالزمان» دانست که اولین تجربه بازیگری‌اش را پشت سر گذاشت و توانست اعتماد مخاطبان را هم جلب کند. این بازیگر از تجربه حضور در این سریال می‌گوید.

*من واقعا نمی‌دانم چگونه برای این نقش انتخاب شدم، اما پیش از هر چیزی اطلاعیه یک تست بازیگری را دیدم که در آن مطرح شده بود به یک بازیگر خانم با این رده سنی نیاز داریم. با توجه به اینکه من تست‌های دیگری را هم رفته و آنها را تجربه کرده بودم احساس می‌کردم این تست نیز سرکاری است و قرار است سوء‌استفاده مالی شود. از طرفی به این اعتقاد نداشتم که می‌گویند، برای اینکه وارد دنیای بازیگری شوی باید کلاس‌های بسیاری را دوره ببینید. برای تست این مجموعه نیز دو عکس سنتی ارسال کرده بودم و منتظر بودم تا نتیجه را اعلام کنند، صبح آن روز قرار بود برای جواب به دفتر مجموعه بروم اما این کار را نکردم، عصر همان روز با من تماس گرفتند که چرا برای جواب‌ به دفترشان نرفتم. احساس بدی نداشتم و حتی به این هم فکر کردم که اگر دوره بازیگری و کلاس هم گذاشته شود آن را می‌پذیرم، در واقع با چشمان بسته این کار را پذیرفتم. قرار ملاقات گذاشته شد و من به دفتر آقای حمیدنژاد رفتم، سپس تست‌های مختلفی برای بازیگری از من گرفته شد و بیرون آمدم. دوباره این حس را داشتم که این هم مثل تست‌های قبلی خروجی نخواهد داشت. در مترو بودم که با من تماس گرفته شد که برای قرارداد به دفترشان بروم.

* من با اعتماد کامل و با چشمان بسته شخصیت فخری را پذیرفتم اما چیزی از شخصیت فخری نمی‌دانستم و حتی تا پایان تصویربرداری شخصیت کامل فخری را نمی‌دانستم و اجازه خواندن فیلم‌نامه را نداشتم چرا که آقای حمیدنژاد معتقد بودند سکانس به سکانس با شخصیت فخری و واقعیت زندگی‌اش باید آشنا شوم. ایشان ۵۰ روز پیش از تولید برای من وقت گذاشتند تا بتوانم به شکل حرفه‌ای جلوی دوربین ظاهر شوم. من از تک‌تک عوامل و به ویژه آقای حمیدنژاد و گروه قدردانی می‌کنم که صبوری و من را تحمل کردند.

* رشته درسی من ریاضی بود. همیشه خواندن تاریخ و درس حفظ کردنی برایم دشوار بود و همه این دروس را با گریه می‌خواندم تا نمره ۲۰ بگیرم؛ چرا که اگر پایین‌تر از ۲۰ می‌گرفتم مادرم اجازه نمی‌داد دنبال بازیگری بروم. به همین دلیل با تاریخ خیلی آشنایی نداشتم، اما از زمانی که با این مجموعه همکاری کردم تاریخ و به ویژه دوران قاجار برایم شیرین شد و پیش زمینه‌ای از آداب و رسوم و شخصیت‌های دوران قاجار داشتم. البته من در تعلیق یک ساله بودم و درباره شخصیت فخری سوال‌های زیادی داشتم اما فیلم‌نامه را نباید می‌خواندم.