به گزارش «ایسنا» این کارگردان افزود: فیلم‌های دیگری وجود دارند که به مراتب از این صحنه سهمگین‌تری دارند. فقط یک صداست که این اوضاع را خراب کرده است؛ برخورد دسته سنگ با جمجمه آن دختر. غیر از این هیچ چیز مشمئزکننده‌ای نیست و من این را شوخی می‌گیرم که به دلیل این صحنه فیلمم توقیف شده است و کسانی که این فیلم را دیده‌اند تعجب می‌کنند که چرا این فیلم هشت سال در محاق توقیف قرار گرفته است.» عیاری ادامه داد: واقعیتش من اهل تمثیل نیستم. نمی‌فهمم چیست، نه استعدادش را دارم نه در شأن سینمای ایران می‌دانم که بخواهیم با تمثیل کار کنیم. این تمثیل قراردادن یک فیلم و یک ساخته وجه رایج در سینمای جهان است و این حق مخاطب است که این صحنه را تعمیم دهد به آنچه در جامعه است و احتمالا این فیلم مینیاتوری است از جامعه ایران بر اساس استنباط‌هایی که هست. در سال ۹۲ این فیلم در بخش خارج از مسابقه جشنواره فجر به نمایش گذاشته شد.

در برنامه نشست این فیلم سوالی از من پرسیده شد که این کدام کشور است که مردمش دارند به زبان فارسی صحبت می‌کنند و مطمئنا دلواپسان هم این سوال در ذهنشان وجود دارد که آیا واقعا اینجا ایران است که درونش چنین اتفاقی می‌افتد. درست سه سال پیش چنین اتفاقی در شهرک غرب رخ داد و من درباره این موضوع تحقیق انجام دادم که بدانم آیا این خانواده که برای قتل دخترشان دادگاه خانوادگی تشکیل دادند جزو کدام قومیت هستند که متوجه شدم اصالتا تهرانی هستند. اگر این اتفاق در آن زمان افتاده بود می‌توانستم جواب آن سوال را بدهم.»

کیانوش عیاری توضیح داد: در تمام فصول این فیلم هیچ چیز وجود ندارد، نه گرهی ایجاد می‌شود که حل شود نه هیچ چیز دیگری. لاجرم تماشاگر با فیلمی برخورد می‌کند که اگر آن آغاز را نداشته باشد،می‌گوید «که چی؟!» صحنه قتل در فیلم حذف شود هیچ چیز دیگری وجود ندارد. وجود صحنه قتل یک مساله فنی است. ما در فیلمسازی مجبور هستیم گاهی اوقات صحنه‌هایی را بگیریم که بتواند بخشی از معایب یا کاستی‌های دیگر را پوشش دهد؛ مثل همین صحنه‌ آغازین که تا پایان فیلم همراه شما هست و نمایش عریان صحنه قتل به من کمک می‌کرد که بتوانم فیلمی را که داستان آنچنانی ندارد و گرهی در آن افکنده نمی‌شود و قرار نیست گرهی هم در پایان باز شود سرپا نگه دارم. این را می‌خواستند به آسانی از فیلم حذف کنند که من مقاومت کردم به این دلیل که چیزی از فیلم باقی نخواهد ماند.