اما تمایل ادامه‌دار و فزاینده برخی از کارگردانان و تهیه‌کنندگان تئاتر به متن‌های غیرایرانی و شخصیت‌ها و رویدادهای خارجی، باعث شده متن‌های خارجی بیش از گذشته مورد توجه کارگردانان قرار گیرد و حتی نویسندگان ایرانی نیز اگر متنی می‎نویسند، روایتگر رخدادهای کیلومترها دورتر از فرهنگ و زبان ایرانی باشند. تمایل به اجراهای خارجی را می‌توان از روی بیلبوردهایی که در سطح شهر تهران وجود دارد، فهمید. کمتر تئاتر ایرانی است که بتواند بیلبوردی را برای تبلیغ در سطح شهر اجاره کند. اما عمده اجراهایی که متن‌های غیر ایرانی را روی صحنه می‌برند، با توجه به فضای کار و بازاری که پیرامون آنها شکل می‌گیرد،‌ می‌توانند هزینه‌های زیادی برای تبلیغات خود هم انجام دهند.

اجرای لاکچری برخی تئاترها همچون «می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد»، «بینوایان»، «الیور توئیست» و... که متضمن بهای بسیار بالای بلیت و به نوعی جدا کردن طبقه اجتماعی مرفه جامعه به‌عنوان مخاطبان خاص این تئاترها است،‌ نمونه بارزی از بیگانگی تدریجی هنر تئاتر با تاریخ، فرهنگ و زندگی ایرانی است. البته تمایل به اجرای متون خارجی یا متن‌های ایرانی که روایتگر رویدادهای غیر ایرانی هستند،‌ دلایل متعددی دارد. باز بودن نسبی دست کارگردان در اجرای متن‌های خارجی، پرداختن به مسائل هستی شناختی در متون معروف خارجی، قوت و کیفیت متن‌های برجسته غیر ایرانی،‌ امکان مانور بیشتر در طراحی لباس و فضا و... از جمله این دلایل است. با این حال صحبت از نادیده گرفتن متون خارجی یا عدم اجرای این متون نیست، صحبت از آن است که تولید متن و اجرای آن در فرهنگ ایرانی رو به افول گذارده است و به نظر می‌رسد که در آینده‌ای نه چندان دور، هنر تئاتر به تدریج از جامعه ایرانی و فرهنگ و زندگی ایرانیان بیگانه می‌شود.

انتقادهای کارشناسان

پیش از این هادی مرزبان، بازیگر و کارگردان پیشکسوت ایرانی، درخصوص علت انتخاب آثار ایرانی برای اجرا در کارنامه هنری خود گفته است: من تا امروز حدود ۱۲ کار از زنده‌یاد اکبر رادی را به صحنه برده‌ام. معمولا کارهای ایرانی انجام می‌دهم و معتقدم امروزه نیاز است که کارهای ایرانی را اجرا کنیم.  مرزبان درخصوص علت تمایل نسل جوان تئاتر به نمایش‌های غربی گفت: جوان‌ها تقصیری ندارند؛ مقصر یکسری اساتید جوان هستند که با رفتن از ایران خیلی زود هویت، شناسنامه و همه چیز را فراموش می‌کنند. خیال می‌کنند با چند سبک چه کار کردند، در این بین دانشجوی جوان هم شیفته غرب می‌شود؛ اینها متاسفانه کسانی هستند که شناختی از ادبیات و داشته‌های خودمان ندارند. البته که تئاتر ما تئاتر وارداتی و عاریه است؛ اما فراموش نکنیم که ما خودمان منابع بسیار خوبی مانند سعدی، فردوسی، مولانا و شیخ ابوسعید ابوالخیر برای اجرا داریم.  وی تصریح کرد: متاسفانه ما خیلی زود همه‌چیز را فراموش کرده و به دنبال مرغ همسایه هستیم که فکر می‌کنیم غاز است و چشم‌مان را روی آن طرف باز کرده‌ایم. باور کنید من چند سال پیش که برای خواندن تاریخ بیهقی به سبزوار دعوت شدم، حدود چهل ایده تئاتری در این قصه‌ها پیدا کردم. حالا شما ببینید در مولانا و فردوسی، حتی قصص قرآن چه قصه‌ها، منابع و چه ادبیات خوبی داریم.

 مرزبان اظهار کرد: درست است که تئاتر غرب بسیار عظیم است و جایگاه خود را دارد، اما ما نباید مقهور غرب باشیم. باید اول خودمان را بشناسیم، اطرافمان را ببینیم و سپس به آن سمت برویم. امیدوارم جوان‌ها برای این‌کار همت کنند. البته گاهی می‌بینم که کارهایی می‌کنند اما کم است. ضمن اینکه جوان‌ها نباید آویزان نام‌های بزرگ شوند تا خودشان را زیر نام آنها بزرگ کنند.  کارگردان نمایش «بنگاه تئاترال» در پاسخ به اینکه برخی معتقدند کار خارجی آسان‌تر مجوز می‌گیرد، گفت: بله؛ متاسفانه این موضوع درست است. اما خیلی نباید راحت از این موضوع بگذریم. باید یاد بگیریم کارمان را انجام دهیم. من امیدوارم شورای نظارت و اداره ارزشیابی فقط امر و نهی نداشته باشد و پشتیبان بچه‌های تئاتر باشد. دوره‌ای آنقدر سخت‌گیری‌ها زیاد بود که برخی عطایش را به لقایش بخشیدند. دوره‌ای هم به‌عنوان پشتیبان و روشنگر کنار ما بودند، نه روبه‌روی ما.

مساله فقط تئاتر نیست

همچنین شهرام احمدزاده نمایشنامه‌نویس، مدرس و پژوهشگر تئاتر نیز به تازگی در این‌باره گفت: نخست این نکته را باید توجه کرد که این موضوع فرهنگی است و کل جامعه و نهادهای جامعه درگیر آن هستند و فقط تئاتر نیست! وی با تاکید بر اینکه سیاست‌گذاری‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن اندازه که به نمایش‌های خارجی اقبال نشان می‌دهد، روی خوش به نمایشنامه‌های ایرانی نشان نمی‌دهد، افزود: به نظرم اگر به نمایشنامه‌نویس و کارگردان ایرانی اعتماد بیشتری شود، هر چند یک جاهایی اشتباه هم بکند اما بالاخره شاهد کارهای خوبی خواهیم بود. عضو هیات انتخاب آثار جشنواره تئاتر سوره مهر با تایید بر اینکه برخی کارها حساسیت برانگیز است، گفت: الان اعتماد به هنرمندان کمتر وجود دارد؛ تا نمایشنامه‌نویسان ایرانی هم کار کنند و نقد درست انجام دهند و جامعه به فکر وادار بشود، تا آن زمان نمی‌توان از تئاتر انتظار بیشتری داشت.

وی گفت: حقیقت این است که تا زمانی که به نویسنده ایرانی و کارگردان اجازه نمی‌دهیم وارد حوزه نقد شود همین داستان‌ها را داریم که خیلی‌ها بیایند و با کارهای خارجی و هزار مساله دیگر مخاطب جذب کنند. من یک نمایشنامه با موضوع خانواده و نوجوان کار می‌نویسم، به‌هرحال الان چه بخواهیم و چه نخواهیم بحران و مسائل اعتیاد بین جوانان و نوجوانان مطرح است و این کم‌کاری آموزش و پرورش ما است که در این زمینه آگاهی‌سازی نمی‌کند، من این موضوع را می‌نویسم اما دوستان به من می‌گویند وارد این فضا نشو، آموزش و پرورش شاکی می‌شود! احمدزاده افزود: اینها نقد است، باید وجود داشته باشد و حساسیت ایجاد کند و خانواده‌ها را آگاه سازد، ما موظف هستیم یکسری زشتی‌ها و بدی‌ها را بگوییم، البته نه اینکه به طریق مبتذل، سطحی و با رواج بی‌بند و باری همراه باشد.