به‌ گزارش «‌ایسنا» لیلی گلستان در این مراسم گفت: هیچ وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که پشت تریبون بیایم و از رفتن یک هنرمند مجسمه‌ساز صحبت کنم. فکر می‌کنم امیر یاراحمدی یکی از حساس‌ترین هنرمندان گالری گلستان بود و به دلیل حساسیتی که داشت، آن قدر حال خوبی نداشت که البته حق هم داشت؛ زیرا فضا، فضای خوبی برای هنرمندان نبوده و نیست و امیدواریم این فضا برای هنرمندان بازتر شود و آنها بتوانند راحت‌تر کار انجام دهند. من از رفتن امیر یاراحمدی شوکه شده‌ام و حال خودم را نمی‌دانم؛ زیرا او هنرمند مبتکر، مدرن، شریف و خوش فکر بود که اصلا از خودش و استعدادهایش مراقبت نکرد. امیدوارم هنرمندان قدر خودشان را بهتر بدانند و حساسیت‌های خودشان را کنترل کنند. عباس مشهدی‌زاده هنرمند دیگر حاضر در این مراسم نیز گفت: رضا دوست دوست‌داشتنی من بود. من تقریبا قدیمی‌ترین هنرستانی هستم که می‌بینید و صباحی دیگر نوبت ما است. زندگی مانند یک نسیم می‌ماند، می‌وزد و تمام می‌شود. دنیای اصلی پنجره‌ای است که هر اهل گذری نگاهی به آن کرده و در نهایت از آن عبور می‌کند. اینکه از هر فرد چطور یاد شود مهم است.

او با بیان اینکه من فکر می‌کنم که نحوه زندگی امیر یاراحمدی متفاوت بود، ادامه‌ داد: آن طور که من این هنرمند را شناختم، او فردی درستکار، مستقیم و قائم به قامت بود مثل درختانش. ما مجسمه‌سازان در هنرهای تجسمی بیشتر به دنبال روند تجسدی هستیم و رضا به نمایش صفای طبیعت، درخت و ساقه پرداخت. مجسمه‌سازی را می‌توان تجسدی و مفهومی دید. من با یاراحمدی غالبا به یاد عقاب تنهای خانلری می‌افتم. خوب است که در عمرتان این شعر را بخوانید «لحظه‌ای بود و دیگر نیست.»