امیدهای – هنوز- روشن

برپایی دوباره نمایشگاه‌های استانی: برپایی نمایشگاه‌های استانی در طول سال و به ویژه در زمان پیک فروش کتاب مانند اول مهر، همواره استقبال نسبتا خوب شهروندان را به دنبال داشته است. برهمین اساس موسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران از برگزاری دوباره این نمایشگاه‌ها در مهرماه خبر داد و اعلام کرد که پس از ۷ ماه وقفه در برگزاری نمایشگاه‌های استانی کتاب، اولین نمایشگاه کتاب استانی در سال جاری، از ۲۰ تا ۲۵ شهریور در استان آذربایجان غربی برگزار می‌شود. همچنین نمایشگاه کتاب اردبیل از یکم تا ۶ مهر، نمایشگاه کتاب زنجان از ۹ تا ۱۴ مهر، نمایشگاه کتاب کردستان از ۱۸ تا ۲۳ مهر، نمایشگاه کتاب گلستان از ۱۸ تا ۲۳ مهر و نمایشگاه کتاب آذربایجان شرقی از ۲۹ مهر تا ۴ آبان برگزار می‌شود.

پنجمین دوره انتخاب پایتخت کتاب: برای پنجمین دوره متوالی،‌ در چند روز اخیر فراخوان پنجمین دوره انتخاب و معرفی پایتخت کتاب ایران منتشر شد. «پایتخت کتاب ایران» هر سال عنوان شهری می‌شود که بر اساس نظر هیات داوران، بهترین برنامه را برای ترویج کتاب‌خوانی ارائه کرده باشد. بر اساس این فراخوان، برنامه‌های سال ۱۳۹۸ هر شهر در زمینه ترویج کتاب‌خوانی که با همکاری دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و غیردولتی تدوین و با امضای شهردار و رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شود، قابلیت شرکت در طرح پایتخت کتاب ایران را دارد. از سال 94 تا امسال به ترتیب شهرهای اهواز، نیشابور، بوشهر و کاشان به‌عنوان پایتخت کتاب معرفی شده‌اند. پایتخت کتاب در سال 98 نیز امسال از سوی وزارت ارشاد معرفی خواهد شد.

اعلام آمار فروش طرح تابستانه کتاب: طبق آماری که این هفته موسسه خانه کتاب منتشر کرد، در طرح تابستانه کتاب ۹۷ که از ۳۰ مرداد تا ۵ شهریور در تهران و تا ۸ شهریور در سایر شهرها برگزار شد، ۷۱۵ کتاب‌فروشی در ۳۱ استان کشور فروشی معادل۶۲ میلیارد و ۴۹۱ میلیون و ۸۸۴ هزار و ۶۲۱ ریال داشتند. این رقم در مقایسه با دوره‌های گذشته که میزان فروش حدود ۱۰ میلیارد تومان بود،‌ چیزی حدود ۴۰ درصد کاهش فروش را نشان می‌دهد. اگرچه این کاهش را می‌توان به کاهش زمان برگزاری طرح نسبت داد اما نباید فراموش کرد که در طرح امسال تخفیف کتاب‌های ترجمه ۱۵ درصد بود یعنی ۱۰ درصد کمتر از پارسال. یعنی کتاب‌فروش‌ها درآمد بیشتری از کتاب‌های ترجمه داشته‌اند، اما فروش کلی طرح کاهشی بوده است.

افسردن چراغ

تراز منفی ۷۰ هزار تُنی چاپ: آمارهایی که هفته گذشته وزیر ارشاد در مراسم روز ملی صنعت چاپ اعلام کرد، آب سرد بر پیکره صنعت نشر ریخت. او گفت در ایران دست کم پنج هزار چاپخانه وجود دارد که حدود ۱۰۰ هزار نفر را به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم مشغول به کار کرده است. با این حال ما تنها ۱۰ هزار تن محصولات چاپی صادر می‌کنیم و این در حالی است که واردات کشور ۸۰ هزار تن است. این موضوع یادآور آمار ناشران کشور است. در حالی که تا پایان سال ۹۶ بیش از ۱۵ هزار مجوز انتشاراتی صادر شده، تعداد فروشگاه‌های کتاب در حدود پنج هزار بوده است. یعنی سه برابر کتاب‌فروش‌ها، ناشر در کشور داریم و با این حال تعداد کتاب‌های منتشر شده و تیراژ آنها خود مصیبت دیگری است. میانگین تیراژ کتاب‌های عمومی زیر ۲ هزار نسخه است. یعنی به هر دو کتاب‌فروشی در کشور، یک کتاب هم نمی‌رسد. با این اوضاع چه توجیهی دارد که ۱۵ هزار ناشر در کشور وجود داشته باشند؟

خمیر شدن کتاب‌های یک ناشر: یکی از گزارش‌هایی که هفته گذشته در رسانه‌ها و در شبکه‌های اجتماعی سروصدای زیاد به پا کرد، درباره خمیر شدن کتاب‌های یک ناشر بود. یکی از مسوولان انتشارات «علم کشاورزی ایران» گفت: متاسفانه به دلیل وضعیت بد فروش کتاب، وصول نشدن چک‌های فروش کتاب، عدم حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از ناشران تخصصی و همچنین نهادهایی مانند وزارت جهاد کشاورزی، سازمان جنگل‌ها و مراتع، حفاظت از محیط زیست، شیلات و... از کتاب‌های تخصصی حوزه‌های یادشده و نیز هزینه‌های سنگینی که ما برای نگهداری کتاب‌های فروش نرفته‌مان در انبارها می‌پردازیم، مجبور شدیم تعدادی از کتاب‌هایمان را خمیر کنیم.

قاچاق کتاب: کتاب‌های پرفروش یک داستان غم‌انگیز دارند. وقتی کتابی به چاپ سوم یا چهارم می‌رسد، ناشران غیرقانونی دست به چاپ کتاب می‌زنند و کتاب قاچاق را در بازارهای زیرزمینی توزیع می‌کنند. به این ترتیب ناشر اصلی با شکست بزرگی روبه‌رو می‌شود. این ماجرا سال‌هاست که وجود دارد و همچنان نیز ناشران و کتاب‌های پرفروش را طعمه می‌کند. در این میان پرسش‌های زیادی مطرح می‌شود: چه‌کسی این کتاب‌ها را به بازار می‌فرستد؟ آیا سود حاصل از فروش این کتاب‌ها به‌حساب نویسنده یا ناشر می‌رود یا کس دیگری در این میان منتفع می‌شود؟ آیا نهادهای صنفی ناشران می‌توانند این ماجرا را پیگیری کنند؟   عباس حسینی‌نیک، مدیر انتشارات مجد (ناشر کتاب‌های حقوقی) و بازرس اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان می‌گوید: «قانون درباره کتاب‌هایی که مجوز ندارند یا کتاب‌هایی که حق مولف یا مترجم را ضایع می‌کنند حساس نیست و می‌گوید باید شاکی خصوصی وجود داشته باشد تا امکان پیگیری حقوق اثر فراهم شود؛ شاکی خصوصی هم معمولا وجود ندارد. دشواری‌های شکایت آنقدر زیاد است که اهل قلم ترجیح می‌دهند در فرآیند طولانی شکایت و پیگیری کارهای قضایی نیفتند.»