ادای احترام به موسپیدهای تئاتر

در ادامه کلیپی از اولین دوره برگزاری این مراسم به نمایش درآمد و سپس ضابطیان از احترام برومند دعوت کرد که روی سن حضور پیدا کند. او در ادامه به بیان خاطراتی از دهه ۴۰ و فعالیت‌های نمایشی در آن زمان پرداخت و گفت: تماشاخانه سنگلج می‌تواند تالار ۲۵ شهریوری را زنده کند که بیضایی، ساعدی، رادی، نصیریان، انتظامی، رشیدی و... در آن فعالیت می‌کردند. چنین آثاری به رغم تفاوت‌هایشان در سبک نگارش و اجرا همه یک وجه مشترک داشتند که همان پرداختن به هویت جامعه ایرانی و بحران‌هایی است که با آن دست به گریبان بوده‌اند. صحنه‌ای که من بر آن ایستاده‌ام روزگاری تصویری جامع از بحران‌های اجتماعی و مقاومت در برابر سلطه بود. تئاتر سنگلج بستر تئاتر اجتماعی بود و روایت‌هایش از جامعه ایرانی آن سال‌ها هنوز از مطمئن‌ترین روایت‌هاست. به همین دلیل حافظه سنگلج گاه مقدم از روایت رسمی از تاریخ آن دوران است.

برومند در ادامه با اشاره به نمایش‌هایی که داوود رشیدی روی صحنه تماشاخانه سنگلج برده بود، اضافه کرد: برای برگزاری دومین دوره مراسم داوود رشیدی به سنگلج آمده‌ایم؛ همان صحنه‌ای که رشیدی در دهه ۴۰ «دیکته»، «زاویه» و «وای بر مغلوب» را روی صحنه برد. انتخاب متن‌هایی از ساعدی و صیاد برآمده از همان رویکرد اجتماعی بود که او بر آنها پای می‌فشرد. او بر این باور بود که اگر نمایشی درکی از مسائل زمانه خویش نداشته باشد، ارتباطش را با تماشاگران از دست می‌دهد.

همسر داوود رشیدی اضافه کرد: رشیدی تمامی تلاش خود را در کنار دیگر فعالیت‌هایش بر تکامل شیوه‌های اجرای نمایش فولکلور ایرانی کرد. نتیجه آن در نمایش حاتمی بسیار موفقیت‌آمیز بود. او در دهه ۴۰ وجوه متفاوت نمایش ایرانی را آزمود. اکنون ما با فاصله نیم‌قرن از آن تجربیات، در همان صحنه ایستاده‌ایم. بازگشت به این مکان امری اتفاقی نیست. در زمانه‌ای که بیم آن می‌رود که سلطه تئاتر تجاری و گیشه‌گرا بر اهداف اجتماعی تئاتر ایران سایه بیندازد، تامل بر تاریخ سنگلج حال به هر بهانه‌ای - که یادواره رشیدی می‌تواند یکی از آن باشد - در حکم تاکید نهادن بر رسالت اجتماعی تئاتر و حرکتش به سوی توده مردم است. او در پایان صحبت‌های خود گفت: همه می‌ایستیم و هنرمندانی را که روزی بر این صحنه حضور داشتند، تشویق می‌کنیم. محمدعلی کشاورز، جمشید مشایخی، جمیله شیخی، محمود استادمحمد، ایرج راد، بهرام بیضایی، حمید سمندریان، عباس قوامی، جعفر والی، هما روستا و...

تقدیر از اسطوره‌شناس

با پخش کلیپی درباره جلال ستاری پژوهشگر، محقق و اسطوره شناس ایرانی مشخص شد که قرار است اولین نشان داوود رشیدی به جلال ستاری اهدا شود. ستاری به دلیل نامساعد بودن شرایط جسمانی‌اش نتوانسته بود در این مراسم حضور پیدا کند که لاله تقیان همسر وی این نشان را از جانب او دریافت کرد. تقیان همسر جلال ستاری از قول این پژوهشگر بیان کرد: جلال از همه تشکر کرد و گفت من آنجا هستم. با داوود هستم. مثل همان شصت، هفتاد سال پیش. در ادامه جواد مجابی نویسنده، شاعر و طنزپرداز روی سن دعوت شد تا درباره جلال ستاری صحبت کند. وی درباره این پژوهشگر گفت: ستاری نمونه یک روشنفکر فرهنگی خلاق است. روشنفکر خلاق یعنی کسی که نقد خردورزانه دائمی راجع به وضعیت بشری برای مخاطبان خود دارد. او منتقد خردمندی بوده که به‌طور مستمر کار کرده و مخاطبان اصلی او کسانی هستند که شیفته فرهنگ ایران‌ هستند.

مجابی ادامه داد: ستاری حدود ۱۰۰ کتاب نوشته است که به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند. مهم‌ترین بخش، اسطوره‌شناسی در جهان و شناساندن فرهنگ و اساطیر ایرانی است. او کتاب‌هایی نوشته است که به‌صورت عمیق و گسترده اسطوره‌های ایرانی را مطرح کرده‌اند. ستاری اشراف زیادی بر فرهنگ ایران دارد و به این ترتیب توانست نمادهای ایرانی را رمزکاوی و رازگشایی کند.  وی ادامه داد: ستاری در کنار فعالیت‌های تحقیقاتی و تالیفی به ادبیات نمایشی هم توجه داشته و کتاب‌های بسیار دقیق و عالمانه‌ای نوشته است. در بخش سوم فعالیت‌های او به نقد و تحلیل فرهنگی می‌رسیم که مجموعه این کارها نشان می‌دهد او اندیشمندی است که یک لحظه در برابر مشکلات عقب نمی‌نشیند و با اراده قوی برای کمک کردن به نسل جوان، بخش مهمی از تاریخ را به نسل بعدی منتقل می‌کند. به همین دلیل تا چندین نسل مدیون کوشش‌های خلاق او خواهیم بود.

نشان استاد پیر برای تئاتری جوان

بعد از صحبت‌های مجابی با پخش بخش‌هایی از نمایش «چشم به راه گودو» پنجاهمین سال اجرای این اثر نمایشی گرامی داشته شد. این نمایش‌نامه که ساموئل بکت آن را نوشته ‌است، بیشتر با عنوان «در انتظار گودو» شناخته می‌شود. در ادامه مراسم، دومین نشان داوود رشیدی به محمد مساوات نویسنده و کارگردان جوان و تجربه‌گرای تئاتر اهدا شد. برای اهدای این نشان از آتیلا پسیانی دعوت شد که درباره مساوات صحبت کند.

پسیانی بیان کرد: داوود رشیدی همیشه حامی جوانان بوده است و هوای آنها را داشته است و بسیار با معناست که این نشان به محمد مساوات اهدا شود. ۲۵-۲۰ سال قبل اصلا به تئاتر تجربی و کسانی که این نوع کارها را می‌کردند اهمیت داده نمی‌شد تا اینکه نسلی نو اندیش مثل کوهستانی، معجونی، عاقبتی، دشت آرای و غنی زاده از راه رسیدند و بعد از آنها نسل نوجوی دیگری چون اشکان خیل‌نژاد، جابر رمضانی، رضا ثروتی و محمد مساوات فعالیت خودشان را در این زمینه آغاز کردند که من با افتخار این جایزه را به مساوات تقدیم می‌کنم. سپس نشان داوود رشیدی به محمد مساوات اهدا شد و مساوات نیز با اشاره به اینکه شب هیجان‌انگیزی را تجربه کرده است گفت به این نشان خیلی احتیاج داشته است.

نشان مشترک برای دو نفر

با پخش تصاویری از صحبت‌های رخشان بنی اعتماد و مجتبی میرطهماسب درباره فیلم «توران خانم» و چگونگی تولید این فیلم و مجموعه «کارستان» مشخص شد که دریافت‌کنندگان سومین نشان داوود رشیدی، رخشان بنی اعتماد و مجتبی میرطهماسب هستند. پیش از دریافت نشان، فیروزه صابر، مدیرعامل بنیاد توسعه کارآفرینی زنان و جوانان درباره پروژه «کارستان» و همکاری با بنی‌اعتماد و میرطهماسب سخن گفت. رخشان بنی اعتماد به دلیل انجام جراحی پا نتوانسته بود در این مراسم حضور یابد، اما پیامی تصویری برای حضار فرستاده بود و باران کوثری به جای او جایزه‌اش را دریافت کرد. جایزه میرطهماسب نیز توسط فیروزه صابر به وی اهدا شد. در پایان مراسم از کارآفرینانی که در پروژه «کارستان» درباره آنها فیلم ساخته شده بود و کارگردانان این مجموعه دعوت شد تا روی سن حاضر شوند.