کامکار درباره فعالیتش پس از سال ۵۷ گفت: «در اوایل انقلاب تصوری نداشتیم که این استقبال از فعالیت‌های ما صورت بگیرد. ما فقط داشتیم تلاش می‌کردیم. زمانی که انقلاب به وقوع پیوست تولیدات ۶۰ سال موسیقی ایران لاک و مهر شد. در واقع خزانه موسیقی در این دوران لاک و مهر شد. چندین کار از جمله بعضی از کارهای من و «نینوا» حسین علیزاده و... مدام از رادیو پخش می‌شد؛ چون چیز دیگری وجود نداشت که پخش کنند. در چنین شرایطی ما به‌عنوان کل مجموعه چاووش تصمیم گرفتیم آثار موسیقایی تولید کنیم. چون اگر دست به تولید موسیقی نمی‌زدیم، خودمان از بین می‌رفتیم.»

وی افزود: «ما جز این به چیزهای دیگری فکر نمی‌کردیم و نمی‌دانستیم در آینده چه اتفاقاتی رخ می‌دهد. تصمیم گرفتیم کار کنیم و فرصت‌ها را از دست ندهیم. اگر می‌آمدیم و به آینده فکر می‌کردیم فرصت‌های آن موقع را از دست می‌دادیم. شما می‌دانید که موسیقی نیز مانند ورزش حرفه‌ای است و سن و سال مشخصی دارد. در دوران کودکی و پیری انجام کار موسیقی ارزش چندانی ندارد چون کیفیت آن خوب نیست. موسیقیدان مانند یک ورزشکار باید در طول رشد عقلی و جسمانی دست به فعالیت بزند. ما درست در چنین فرصتی قرار داشتیم و من آن زمان حدود ۳۰ سال داشتم. در نتیجه بدون فکر کردن به بازده آن دست به فعالیت زدیم. البته با وفاداری به سنت و قرائت موسیقی درست بر اساس تمام چیزهایی که می‌دانستیم و بلد بودیم دست به فعالیت گروهی و جمعی زدیم.»

کامکار علت مهاجرت نکردن اعضای خانواده کامکار از ایران را این‌طور بیان کرد: «هیچ کدام از کامکارها علاقه‌ای به رفتن از ایران نداشتند. شاید باورتان نشود هیرو ابراهیم احمد، زن جلال طالبانی، رئیس‌جمهور عراق در آن وقت گفت بیاید کردستان عراق و اینجا فعالیت کنید. به شما خانه و زندگی نه بلکه کاخ می‌دهیم. ما قبول نکردیم، ما در ایران می‌مانیم و با همان کمبودها، نواقص، بی‌کفایتی برخی مسوولان و بی‌حمایتی‌ها کار خودمان را می‌کنیم. الان شما حرف‌های من را ضبط می‌کنید و من نمی‌توانم دروغ بگویم و یک سند به دست شما می‌دهم اما در آن وقت این دعوت و پیشنهاد به ما شده بود.»