داستان این رمان درباره جوانی است که به سرطان مبتلا شده است. ابتلای جوان به بیماری لاعلاج موجب درگیرشدن نزدیکانش با این موضوع می‌شود. بخشی از روایت داستان توسط یکی از همین نزدیکان انجام می‌شود و بخش دیگری از داستان مطالب دفترچه خاطرات جوانِ مبتلا به سرطان است. در قسمتی از این رمان می‌خوانیم: «مادرش شب‌ها می‌آید و با او می‌ماند و من هم حداقل دوبار در روز به او سر می‌زنم و با ماشین می‌برمش بیرون. امروز گفت خواب مفصلی دیده. گفتم ده صبح می‌روم پیشش و بعدازظهر از همان‌جا می‌روم مطب. پیش از رفتن، تلفنی به دکترش زدم و آخرین وضعیت حامد را پرسیدم. صدایش ناراحت و غمگین بود و حرف تازه‌ای نداشت.» رمان «فقط ده ساعت» در ۲۲۷ صفحه و به قیمت ۲۲ هزار تومان از سوی نشر چشمه منتشر شده است.