نویسنده‌ها نمی‌توانند سراغ خیلی از مسائل بروند. ما در ژانر پلیسی و سیاسی قدرتمند نیستیم و در طنز و فانتزی پیشرفت نکرده‌ایم. نویسندگان ما بسیار محتاط و دچار کمبود ژانرهای مختلف از جمله تاریخی هستند و سراغ ژانر نمی‌روند. نویسنده‌های جوان باید این کار را انجام دهند که آنها هم دچار فرم و تکنیک‌های خاص شده‌اند، آنها راحت‌طلب شده‌اند؛ درحالی‌که این ژانرها کار می‌برد و به مطالعه و تلاش نیاز دارد. محمدعلی افزود: بیشتر نویسنده‌ها درباره زن و شوهرها، خیابان‌ها و جوانان کافه‌نشین صحبت می‌کنند. انگار نه صاحب تاریخ بوده‌ایم و نه گذشته و اسطوره‌ای داشته‌ایم. هرچه هست انگار از ۴۰ سال پیش شروع شده و به حالا ختم شده که مسائل جاری و ساری پیرامون خودشان است که می‌نویسند، در نتیجه اتفاقی که می‌افتد این است که داستان‌ها از تب و تاب، مضمون و کشش می‌افتد و خواننده پیدا نمی‌کند. از طرف دیگر برای کسانی که ادبیات را آسان‌تر می‌گیرند جا باز می‌شود. برخی داستان‌های نیمه‌تاریخی می‌نویسند که این مستندنماها هم فروش می‌رود. اما نویسنده جوان می‌تواند این مسائل را پشت‌سر بگذارد.