خبرنگاری که اتفاقی او را دیده بود این‌گونه حکایت می‌کرد که برای تعمیر گوشی‌ام رفته بودم[پاساژ]پایتخت؛ وارد یک مغازه که شدم چهره آشنایی را دیدم؛ قاسم افشار گوینده قدیمی اخبار سیما که بعد از این چند سال، آن‌طور که در عکس پیداست خیلی سپیدموی و شکسته شده بود. مغازه‌دارها هم خیلی تحویلش می‌گرفتند و عکس یادگاری می‌انداختند. سلام و علیکی کردم که خیلی صمیمی و با رویی باز برخورد کرد. یکی، دو دقیقه‌ای صحبت کردیم؛ به عکسی که چند سال پیش از او منتشر شد و نقلی قولی که از او شنیده شده بود، اشاره کردم. از افشار پرسیدم که آیا درست است بعد از انتخابات ۸۸ و آن اتفاقات، از صدا و سیما بیرون آمدید؟ که به صراحت تایید کرد و گفت کلا کار را ول کردم. پرس و جو کردم که آیا در قالب برگزاری کلاس گویندگی شغلش را ادامه می‌دهد یا نه، که باز هم گفت کلا همه چیز را رها کردم. متن خبر و عکس او به سرعت دست به دست شد و مردم واکنش‌های فراوانی نسبت به آن نشان ‌دادند. در همان دوره همکار قدیمی‌اش محمد رضا حیاتی که هنوز هم در تلویزیون مشغول به‌کار است درباره کناره‌گیری‌ وی از تلویزیون گفته بود: صحبتی درباره آقای افشار مطرح شد و عکس‌های او در فضاهای مجازی دست‌به‌دست شد، درحالی‌که چنین چیزی به‌هیچ‌وجه واقعیت ندارد. حقیقت این است که آقای افشار به دلایلی از خبر خداحافظی کردند و مساله اتفاقات گفته‌شده در ارتباط با کار او هیچ نقشی نداشت. البته آقای افشار هم باید می‌دانست ترک‌کردن میدان خبر در آن شرایط باعث انتشار چنین شایعاتی می‌شود و می‌توانست رفتن خود را به تاخیر بیندازد.

حتی خاطرم هست که معاونت سیاسی هم از او درخواست کرد برای اینکه شبهه‌ای ایجاد نشود، حداقل سه‌ماهی رفتنش را به تعویق بیندازد که آقای افشار نپذیرفت. اما در اینکه آن زمان دوران سختی را پشت‌سر گذاشتیم هیچ شکی نیست. دورانی بسیار پرالتهاب و دشوار برای همه به‌خصوص گویندگان خبر بود. در تمام دوران کاری شرایط سخت بسیاری را تجربه کردم. مثل زمانی که زیر موشک‌باران خبر می‌خواندیم و فراموش نمی‌کنم روزهایی که در استودیو بودیم و همزمان از بیرون صدای بمب می‌شنیدیم. همکاران قدیمی من هم از تلویزیون خداحافظی کردند و تنها من بودم که به نمایندگی از آن نسل در تلویزیون مانده بودم. طبعا وظیفه یک گوینده حرفه‌ای همین است که در هر شرایطی کارش را انجام دهد. اگر من هم از تلویزیون می‌رفتم، طبعا شخص دیگری کار مرا انجام می‌داد، اما متوجه بودم که به‌دلیل سابقه حضورم در تلویزیون مردم انتظار بیشتری از من داشتند. به هر صورت صداوسیما را که نمی‌شود خالی گذاشت!

حالا حدود ۵ سال دیگر از انتشار آخرین عکس او و دیدار تصادفی یک خبرنگار با او گذشته است و یک بار دگر از دیروز تا همین حالا نام قاسم افشار در کنار همان عکس‌های قدیمی و همان عکس ۵ سال پیش دست به دست می‌چرخد و مردم خاطراتشان را با صدای او مرور می‌کنند. او دیروز در شصت و هفتمین سال زندگی‌اش به علت سکته قلبی با زندگی خداحافظی کرد. افشار به «گوینده خبر دهه پنجاهی‌ها» مشهور بود و خبرهای پر التهاب زمان جنگ، دوران سازندگی و دوران اصلاحات در تلویزیون عمدتا با صدای او و همکارانش از جمله فواد بابان، محمدرضا حیاتی و... شنیده شده بود. شاید همین باعث شده تا به نوستالژی چند نسل بدل شود. ۱۳ آبان ۱۳۳۰ در تهران به دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را هم در همین شهر و قصرشیرین گذرانده بود و بعدها برای ادامه تحصیل به مدرسه عالی پارس رفت و در رشته روانشناسی ادامه تحصیل داد. از کودکی و دوران مدرسه به اجرای برنامه علاقه داشت و در دوره دبیرستان این علاقه به سمت گویندگی خبر کشیده شد و از سال۱۳۵۸ یا ۱۳۶۰ کار گویندگی خبر را در صدا و سیما آغاز کرد.روز گذشته بعد از انتشار خبر مرگ قاسم افشار خیلی‌ها به این اتفاق واکنش نشان دادند. ازعلی عسکری، رئیس سازمان صدا و سیما که در پیامی نوشت درگذشت گوینده پیشکسوت و متعهد خبر، جناب آقای قاسم افشار را که همواره چهره و صدایش تداعی کننده خاطره انگیز‌ترین روز‌ها برای مردم عزیز ایران است، به خانواده ایشان، اصحاب رسانه و خانواده بزرگ صدا و سیما تسلیت عرض می‌کنم تا رضا رشید پور مجری برنامه «حالا خورشید» شبکه سه که در صفحه شخصی‌اش این متن را منتشر کرد: ‌ای وای بر من … چقدر دوستت داشتم مرد بزرگ … مرد نجیب … غمگین‌تر شدم در این روزهای سخت… بزرگ می‌مانی در یاد همه ما … بهشت آرامش جای توست.

فواد بابان گوینده پیشکسوت خبر تلویزیون، مازیار ناظمی گوینده سابق خبر و مدیر کنونی روابط عمومی وزارت ورزش و خیلی‌های دیگر هم در ۲۴ ساعت گذشته از جادوی صدای قاسم افشار و تسلطش بر گویندگی نوشتند. قرار است مراسم تشییع پیکر قاسم افشار امروز ساعت ۹ صبح از مقابل منزلش واقع در بزرگراه صدر، خروجی منظریه، خیابان شهید رحمانی، کوچه دلاور برگزار شود.