در داستان «تو می‌خوای جنگ راه بندازی» از این مجموعه می‌خوانیم: «شیدا گوشش را چسبانده به رادیو. انگار رادیو حرف‌های مهمی‌ می‌زند. پیچ رادیو را که چرخاند همه چیز عین آوار هوار شد روی سرش و بعد ترس بود که به جانش افتاد و استیصال. رادیو انگار داشت امیدواری می‌داد به او اما شیدا نمی‌دانست چرا نمی‌تواند حرف‌های رادیو را قبول کند و ترس بیشتر از امیدواری در تنش رسوخ می‌کرد. رادیو آن قدر حرف زد تا خودش را رساند به اینکه: در مسیری که ما انتخاب کرده‌ایم باید راسخ باشیم و بتوانیم دشمن را از سر راه خودمان کنار بزنیم.» مجموعه داستان «استهبان در صدای باد و خاک گم بود» از سوی نشر هونار در ۱۱۹ صفحه و به قیمت ۱۰ هزار تومان منتشر شده است.