جنبه مهم خطر بحران ملی در زمینه آب زیرزمینی به این دلیل است که آب‌های زیرزمینی در تامین ۵۷ درصد آب شرب شهری، ۸۳ درصد آب شرب روستایی و ۵۲‌ درصد کل آب کشاورزی کشور نقش مهمی دارند. در شرایطی که از مجموع ۶۰۹دشت کشور، ۴۲۰  دشت در وضعیت ممنوعه بحرانی، ممنوعه یا در لیست پیشنهاد ممنوعیت قرار دارند، مهار روند سراسری تاراج آب‌‌‌های زیرزمینی مساله‌ای جدی است که می‌تواند مثلث خطرات خاموش کم‌‌‌آبی را مهار کند. خطر کم‌‌‌آبی در سفره‌‌‌های زیرزمینی از این جهت خاموش است که برخلاف روان‌‌‌آب‌‌‌ها که در پشت سدها یا در رودها و رودخانه‌‌‌های فصلی جاری هستند، کم و زیاد شدن حجم آن قابل مشاهده نیست.

از این زاویه، گزارش یادشده توصیه می‌کند که سیاستگذار، همزمان با یادآوری خطر کاهش ذخایر آب کشور، به شور شدن آب و وقوع فرونشست نیز توجه کند. توصیه کارشناسان مرکز پژوهش‌‌‌های مجلس این است که مفهوم پایداری آب‌‌‌های زیرزمینی به منظور ارائه رویکردهای مشارکتی و یکپارچه‌‌‌تر و کاربرد در حوزه سیاستگذاری و وضع قوانین برای برقراری امنیت آبی ارائه شود. دلیل این موضوع به جنس سیاستگذاری و برنامه‌‌‌ریزی برای مدیریت سیستم‌های منابع آب برمی‌‌‌گردد که به دلیل پیچیدگی زیاد جزو مسائلی است که به‌شدت در برابر راه‌‌‌حل‌‌‌های متعارف مقاومت می‌کند و مدیریت موفقیت‌‌‌آمیز این منابع، مستلزم بازاریابی راهکارهای قدیمی است. تاکید مرکز پژوهش‌‌‌های مجلس این است که مدیریت پایدار آب‌های زیرزمینی به‌عنوان یک ابزار سیاستگذاری، با ایجاد تغییراتی در جامعه، محیط‌زیست و اقلیم، بین استفاده و توسعه آب تعادل برقرار می‌کند.

مسائل مربوط به منابع آب که امروزه ساختارهای حکمرانی، مبانی مهارتی و ظرفیت‌‌‌های سازمانی کنونی را به چالش کشیده‌اند، به درکی عمیق از سوی بهره‌‌‌برداران و حکومت‌‌‌ها نیاز دارند؛ چرا که راه‌‌‌حل‌‌‌های این مسائل ساده و ثابت نیست و به دلیل روابط متقابل بین دامنه وسیعی از عوامل تاثیرگذار به رهیافت‌‌‌های وسیع‌تر و دقیق‌‌‌تری نیاز دارند. بنابراین برای گام نهادن در فرآیند مواجهه با این مسائل ضمن تغییر نگاه اکسیری به راهکارهای ارائه‌شده در این زمینه، لازم است فرآیند گفت‌وگوی ملی بر سر ماهیت، ابعاد و پیامدهای کوتاه‌‌‌مدت و بلندمدت این مسائل با هدف کاستن از ابعاد پیچیدگی و عدم‌قطعیت و تقلیل منازعات آغاز شود. به عبارتی زمانی که پیچیدگی این مسائل پذیرفته شود و گروداران متعدد در فرآیند حل مساله از طریق فرآیندها و اقدامات مشارکتی دخیل شوند، می‌توان به مدیریت موفق این منابع نائل آمد. بر این مبنا گزارش مرکز پژوهش‌‌‌های مجلس ادعا کرده است که جلب مشارکت جامعه، رکن مهم سیاست‌‌‌های مدیریت کارآمد و پایدار آب‌های زیرزمینی است. در عین حال، مدیریت کارآمد و پایدار آب‌‌‌های زیرزمینی سه ویژگی اساسی دارد که شامل مبانی هیدرولوژیکی، مسائل محیط‌زیستی و مفاهیم اجتماعی-اقتصادی است. گزارش حاضر نشان می‌دهد که عبور کشور از وضعیت نامناسب کنونی حوزه منابع آب، چندان آسان نیست و نیازمند انجام اصلاحات اساسی در نظام سیاستگذاری و حکمرانی با بهره‌‌‌گیری از اصول علمی و دانش‌محور است؛ زیرا علت اصلی پیدایش وضعیت کنونی، وجود نواقص جدی در این نظام است و این موضوع عموما در پیشنهادهای سیاستی ارائه‌شده برای مواجهه با این بحران به طور جدی در نظر گرفته شده است. به طورکلی، با توجه به اینکه مسائل آب‌های زیرزمینی با مسائل اقتصادی و اجتماعی گره خورده، تعدیل قدرت نهادهای دولتی و واردکردن تشکل‌ها و سازمان‌های مردم‌‌‌نهاد و دانشگاهیان حوزه آب و علوم اجتماعی، اقتصادی و محیط‌زیست در شبکه سیاستگذاری منابع آب به منظور احیای حکمرانی آب در کشور بسیار ضروری است.

از طرفی برای پاسخگویی به تقاضای فزآینده آب بخش‌‌‌های کشاورزی، صنعت و شرب نیاز به بازنگری در سیاست‌‌‌های اقتصادی کشور در زمینه مدیریت منابع آب، روش تولید و... وجود دارد. همچنین توسعه و اجرای موثر سیاست‌‌‌های پایدار آب‌‌‌های زیرزمینی با کمترین سطح عدم‌قطعیت، منوط به انجام تحقیقات میان‌‌‌رشته‌‌‌ای بیشتر بر مبنای مدل‌سازی چندفرآیندی، تحلیل عدم‌قطعیت و مشارکت است که خود منوط به تهیه آمار و اطلاعات پایه است. از طرفی مدل‌سازی چندفرآیندی به همراه ادغام عدم‌قطعیت‌‌‌های سیستم‌های طبیعی، مهندسی‌شده، اجتماعی و سازمانی در یک چارچوب نظام‌‌‌مند، از منظر اقتصادی هزینه‌‌‌بر است؛ اما انجام چنین تحقیقاتی با هدف مشارکت جامعه علمی و سیاستگذاران، اتخاذ تصمیمات و سیاست‌‌‌های اثربخش و قابل اجرا، با مصوب کردن قوانین و تخصیص بودجه‌‌‌های الزام برای فعالیت‌‌‌های اولویت‌‌‌دار از طرف سیاستگذاران، مفید واقع خواهد شد.

منابع آب در زیرساخت‌‌‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور نقش بسزایی دارند. بنابراین یکی از ضروری‌‌‌ترین نیازها تامین امنیت آبی در برابر افزایش جمعیت انسانی، گسترش کشاورزی و تغییرات اقلیم است. حفاظت از آب‌‌‌های زیرزمینی، به عنوان بزرگ‌ترین ذخایر آب شیرین در دسترس بشر، به منظور حفاظت از اکوسیستم‌ها و سازگاری انسان‌‌‌ها با تنوع و تغییر اقلیم امری اساسی است. با این‌حال، منابع آب زیرزمینی به‌عنوان منبعی حیاتی برای بقای انسان و اکوسیستم، اغلب در معرض بهره‌‌‌برداری و تخلیه ناپایدار قرار می‌‌‌گیرند که با افزایش تقاضا و بهره‌‌‌برداری‌‌‌های بیش از حد از منابع آب‌‌‌های زیرزمینی، نفوذ آب شور، فرونشست، تهدیدهای محیط‌زیستی و مخاطرات جغرافیایی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. به‌منظور مقابله با این تهدیدها، مفهوم پایداری اغلب با مفاهیم توسعه پایدار آب‌‌‌های زیرزمینی و مدیریت پایدار آب‌‌‌های زیرزمینی وارد برنامه‌‌‌ریزی‌‌‌ها و اقدامات مربوط به آب‌‌‌های زیرزمینی شده است. مفهوم پایداری بسته به شرایط زمان، مکان و جوامع مختلف، متفاوت است. بر این اساس در مناطق خشک تا مرطوب معیارهای پایداری و اولویت‌های اجتماعی از کمّی به کیفی تغییر می‌کنند. از منظر نویسندگان این گزارش، پایداری آب‌‌‌های زیرزمینی می‌تواند حفظ و نگهداری بلندمدت و پویای جریان آب‌های زیرزمینی با کیفیت بالا با استفاده از حکمرانی و مدیریت عادلانه و جامع تعریف شود. در فرآیند سیاستگذاری منابع آب‌های زیرزمینی میزان مشارکت مهم‌ترین مؤلفه نه‌تنها برای حل تعارضات، بلکه برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت‌‌‌ها و تهدیدهای مربوط به پایداری آب‌‌‌های زیرزمینی است. در جامعه علمی، برای توسعه این جنبه از روند ارزیابی پایداری آب‌‌‌های زیرزمینی، همکاری بیشتر بین دانشمندان علوم فیزیکی، دانشمندان علوم اجتماعی، مدیران آب‌‌‌های زیرزمینی و سیاستگذاران ضروری است. ایجاد چنین روابطی بین محققان و گروداران اصلی می‌تواند از ایجاد مشارکت عمومی آسان‌‌‌تر باشد.

از طرفی افزایش مشارکت عمومی در مدیریت آب‌‌‌های زیرزمینی برای دستیابی به یادگیری اجتماعی از اهمیت ویژه‌‌‌ای برخوردار است؛ زیرا مدیریت پایدار آب‌های زیرزمینی بدون آگاهی، ادراک و درگیری بومیان حاصل نمی‌شود. از این‌رو نیاز به نظارت و کنترل کیفیت روش‌های ایجاد مشارکت و کشف راه‌‌‌های دخالت مثبت در منازعات و اختلافات و حل و فصل موارد اختلافی بین گروداران مختلف در چارچوب و ساختار نظام‌‌‌مند و توجه به ویژگی‌‌‌های هیدرولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هر محدوده مطالعه وجود دارد. یکی از راهکارهایی که به‌کارگیری آن می‌تواند به اجرایی کردن راه‌حل‌‌‌های علمی و فنی کمک کرده و حل چالش‌‌‌های مطرح‌شده را تسریع و تسهیل کند، ایجاد فضای گفتمان و تعامل سازنده بین سیاستگذاران، مدیران و جامعه علمی و در میان عموم مردم حول موضوع آب و همزمان با آن، تدقیق منابع و مصارف آب حوضه‌‌‌هاست. همچنین این گزارش تاکید دارد، عملیاتی‌‌‌سازی موثر سیاستگذاری آب‌‌‌های زیرزمینی مستلزم ایجاد بنیادی برای انتقال علم به تصمیم‌گیری‌‌‌های اجتماعی است؛ بنابراین مستلزم بررسی دقیق سه چالش اصلی است: چالش اول، علم پایداری آب‌های زیرزمینی شامل علوم طبیعی و اجتماعی است. به عبارتی، درک و مدل‌سازی تلفیقی جوامع با سیستم‌های منابع آب مختلف، اکوسیستم‌ها و تعاملات آنها با اقلیم، یک مساله پیچیده بین‌‌‌رشته‌‌‌ای است که جنبه‌‌‌های فیزیکی، اجتماعی ـ اقتصادی، فنی و نهادی را در بر می‌گیرد.

این نوع چالش به‌تازگی در آب‌های زیرزمینی پدیدار شده است. چالش دوم، مدل‌های یکپارچه شامل جنبه‌‌‌های طبیعی و انسانی هستند و سیستم‌های درهم‌‌‌تنیده و پویای انسانی ـ طبیعی را به هم مرتبط می‌کنند، دارای عدم‌قطعیت هستند و در چالش سوم، غالبا یک شکاف ارتباطی بین جامعه دانشگاهی، تصمیم‌گیرندگان و دست‌‌‌اندرکاران وجود دارد که باعث می‌شود تولیدات علمی تقاضای کمتری داشته باشند. طبق بررسی اولیه به نظر می‌رسد، سیاستگذاری پایدار و کارآمد آب‌‌‌های زیرزمینی مستلزم ارزیابی علمی است که شکاف ارتباطی ذکرشده را کمتر کند و شامل، مشارکت ذی‌نفعان در یک فرآیند مشارکتی از طریق مدل‌سازی مشارکتی و یادگیری اجتماعی است.

همچنین نیازمند درک درست سناریوهای درحال توسعه بین آب‌های سطحی-زیرزمینی، اکوسیستم‌ها و فعالیت‌‌‌های انسانی و در عین حال، نیازمند بررسی و در نظر گرفتن عدم‌قطعیت و تنوع اولویت‌‌‌های جامعه با استفاده از تجزیه و تحلیل عدم‌قطعیت‌ها و مدیریت تطبیقی است.

 

این مطلب برایم مفید است
15 نفر این پست را پسندیده اند