به گفته کارشناسان علل آسیب‌پذیری بیش از انتظار در برابر سیل اخیر مستلزم پرداختن به مباحث فنی است. در همین راستا تحلیلگران و صاحب‌نظران در سمیناری تخصصی با عنوان «بررسی تحلیلی وقایع سیل اخیر در ایران» ابعاد مختلف سیلاب‌های فروردین‌ماه امسال را از چهار منظر «اقلیم‌شناسی»، «مدیریت منابع آب»، «برنامه‌ریزی و مدیریت شهری و منطقه‌ای» و «آثار اجتماعی ناشی از سیل» مورد واکاوی قرار دادند. در این سمینار چرخه تخریب سیلاب فروردین‌ماه در ابعاد مختلف به تصویر کشیده شد که در ادامه می‌خوانید.

تغییرات اقلیم و سیل

انجمن علمی گروه شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی در سمیناری بررسی تحلیلی وقایع سیل اخیر در ایران را زیر ذره‌بین قرار داد. در این نشست تخصصی دکتر بهلول علیجانی، اقلیم‌شناس و استاد جغرافیای طبیعی دانشگاه خوارزمی، سیلاب‌های اخیر را از منظر اقلیم‌شناسی مورد ارزیابی قرار داد و گفت: سیل زمانی خطرساز می‌شود که بستر آبی رودخانه توان کشش روان‌آب را نداشته باشد. این مهمترین نکته‌ای است که در جریان سیلاب‌ها باید به آن توجه داشت. در غیر این‌صورت اگر آب از بستر خود خارج نشود و بستر آن کافی باشد، خطری ایجاد نخواهد کرد. توان کشش بستر به عوامل متعددی بستگی دارد مانند شدت روان‌آب، شیب بستر و تمیز بودن یا آزاد بودن بستر. بارش‌ها زمانی رخ می‌دهد که دو عامل در آنها تاثیر بگذارد. عامل نخست رطوبت است که باید از جایی تامین شود. در ایران بیشترین رطوبت از سمت دریای مدیترانه جذب می‌شود. البته منابع دیگر مانند دریای خزر، دریای سرخ یا دریای سیاه در جذب رطوبت دخالت دارند اما بیشترین رطوبت از سمت دریای مدیترانه به دست می‌آید. عامل دوم که برای وقوع بارندگی‌ها مهم است، عامل صعود است. به این معنا که هوای مرطوب باید در لایه‌های بالای اتمسفر صعود کند و به نقطه اشباع و تراکم برسد که باران اتفاق بیفتد. عامل صعود عمدتا از سوی بادهای غربی است و این بخش عمده‌ترین دلیل صعود هوای مرطوب در ایران به لایه‌های بالای اتمسفر است. این موضوع آشکار می‌کند که اگر بخواهیم دنبال عامل سیلاب‌های اخیر باشیم، باید سراغ بادهای غربی رفته و آنها را مطالعه کنیم. زیرا عمده‌ترین عامل بارش در کشور، بادهای غربی هستند.

در ادامه باید این موضوع را مورد بررسی قرار داد که به‌طورکلی بارش‌های ایران به چه شکلی رخ می‌دهد. نتایج مطالعات انجام شده نشان می‌دهد اولا بارش‌های ایران در دوره سرد سال متمرکز شده‌اند و عمدتا از آبان‌ماه گرفته تا حدود اواخر اردیبهشت‌ماه بارندگی‌ها رخ می‌دهد. ثانیا این موضوع روشن است که ایران در منطقه نیمه‌خشک در دنیا قرار گرفته است و در چنین مناطقی بارش‌ها معمولا بی‌نظم هستند و ترتیب مشخصی هم از نظر مکانی و هم زمانی ندارند. اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، «استاندارد بارندگی‌ها» است. در نمودارهای ترسیم‌شده در جهان این موضوع نمایان شده که بیشتر فراوانی بارش‌ها در بارش‌های ملایم است. یعنی بارش‌هایی که روزانه شدت کمتری دارند و بین ۳ تا ۵ میلی‌متر هستند. در این بین بارش‌هایی که شدید هستند، فراوانی‌شان بسیار کمتر است. اما متاسفانه ایران در شرایطی قرار دارد که درست برعکس شرایط استاندارد جهانی بارندگی‌هاست. در ایران بیشتر بارش‌های سالانه به وسیله بارش‌های شدید رخ می‌دهد یا به عبارت دیگر حدود بیش از ۵۰ درصد مقدار بارش یک ایستگاه در ۱۰ درصد از روز‌های بارندگی رخ می‌دهد. یعنی ۹۰ درصد روزهای بارش، ۴۰ درصد از میزان بارش‌ها را تامین می‌کند. این موضوع به این معناست که ما در نقطه‌ای از دنیا زندگی می‌کنیم که همیشه رگبار داریم. بنابراین یک سال خشکسالی است و بارندگی‌ها کم است و در آن سو سالی هم که باران‌ها جاری می‌شوند، به دلیل اینکه ماهیت بارش‌ها رگباری است، گرفتار سیلاب‌های این چنینی می‌شویم. قسمت اعظم بارش‌ها در چند روز کوتاه به وقوع می‌پیوندد. به‌طور مثال در گرگان در سه روز، ۱۶۰ میلی‌متر بارندگی داشته‌ایم و در پارک ملی گرگان ۲۶۰ میلی‌متر ریزش‌های جوی را تجربه کرده‌ایم. بنابراین می‌توان گفت وضعیت فعلی درمورد وقوع سیلاب‌ها وضعیتی غیرعادی و غیرطبیعی نیست و ویژگی ایران است و باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشیم.

وی افزود: نکته بعدی که باید به آن اشاره کرد، ضریب تغییرپذیری زمانی و مکانی است. ایران در منطقه نیمه‌خشک قرار گرفته است. بنابراین ویژگی بارز چنین مناطقی بی‌نظم بودن بارش در طول زمان است. براساس ارزیابی‌ها، ضریب تغییرپذیری اکثر ایستگاه‌ها ۸۰ درصد است. این در حالی است که میانگین زمانی قابل قبول است که ضریب تغییرپذیری زمانی ۲۰ تا ۳۰ درصد باشد. این موضوع به این معناست که میزان بارشی که امسال داشته‌ایم، در سال بعد دوباره تکرار شود. در مورد ضریب تغییرپذیری مکانی نیز باید گفت که در برخی نقاط کشور، فاصله‌شان از میانگین کشور خیلی کمتر است و در این میان نقاطی هم دیده می‌شود که ۱۵ درصد فاصله دارد. به‌طور مثال میانگین بارندگی در کشور ۲۵۰ میلی‌متر  و در  بندر انزلی ۲ هزار میلی‌متر است، بنابراین می‌توان گفت ایران کشوری است که نمی‌توان برای نقاط مختلف آن برنامه‌ریزی مشترکی در دستورکار قرار داد. نکته مهم این است که همین مقدار ۲۵۰ میلی‌متر در طول زمان بسیار متغیر است.

اما بحثی که اکنون وجود دارد این است که بارندگی در ایران با توجه به کل منطقه خاورمیانه کاهش پیدا کرده است که این موضوع را به حساب تغییر اقلیم می‌گذاریم. تغییر اقلیم دارای یک تعریف است؛ تغییر اقلیم یعنی تغییر میانگین‌ها در درازمدت. تغییر درازمدت را هم ۳۰ ساله در نظر می‌گیرند. روند کلی بارش کشور نشان می‌دهد در طول چند سال گذشته مرتبا بارش‌ها روند کاهشی داشته است. در حال حاضر ایران در شرایط تغییر اقلیم است. حال این سوال مطرح است که تغییر اقلیم چه مسائلی را به دنبال خواهد داشت؟ زمانی که می‌گوییم تغییر اقلیم، نه‌تنها بارش، بلکه الگوهای بالا نیز تغییر می‌کند. یعنی کمربند بادهای غربی در طول چند ساله گذشته، عقب‌نشینی کرده‌اند. در نتیجه سامانه‌های بارشی که معمولا از مدیترانه به کشور می‌آمد، وارد نشده‌اند. البته بارندگی‌های امسال از این قاعده مستثنی است. براساس ارزیابی‌ها ما سالانه ۱۶ سامانه بارندگی دریافت می‌کردیم اما در سال‌های گذشته که در دوران خشکسالی قرار داشتیم، یک یا دو سامانه ضعیف وارد می‌شدند. اما اتفاقی که امسال نسبت به روند درازمدت افتاده این است که بادهای غربی در اقیانوس اطلس دو شاخه شدند و این دو شاخه شدن باعث شد یکی از شاخه‌ها به سمت جنوب و روی دریای مدیترانه قرار بگیرد و آنجا فعال شود و در نتیجه حدود ۶ سامانه فعال برای ایران فرستاده است. حال این سوال مطرح است که آیا این الگو که اکنون اتفاق افتاده در سال‌‌های بعد هم تکرار می‌شود؟ برخی‌ها فکر می‌کنند که ما وارد ترسالی شده‌ایم. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، می‌توان گفت وارد دوره ترسالی می‌شویم. اما اگر این روند ادامه نداشته باشد، مسلما مطابق با یکی از ویژگی‌های تغییر اقلیم که بی‌نظمی است رخ خواهد داد. اما یکی دیگر از ویژگی‌های تغییر اقلیم این است که پدیده‌های «فرین» افزایش پیدا می‌کند. نمونه‌های این پدیده را در کشور داریم. سیل ایلام، سیل گرگان در سال ۱۳۸۰ و سرمای شدید ۱۳۸۶ و تابستان‌های گرم‌ دو سال گذشته نمونه‌هایی از پدیده فرین هستند. مطابق با ارزیابی‌ها بارش‌های اخیر نیز در زمره این پدیده قرار می‌گیرند. همه این مسائل نشانه‌ای از فرآیند تغییر اقلیم است. اگر فرآیند تغییر اقلیم ادامه یابد، کمربندهای اقلیم ما نیز تغییر می‌یابند. کمااینکه بیابان‌های ما در حال افزایش هستند. همچنین باید به این موضوع توجه داشت که بر اثر تغییر اقلیم، بیشتر پدیده‌های آبی به خطر و مخاطره تبدیل شده‌اند.

مدیریت منابع آب

در ادامه این نشست سیف‌الله آقابیگی، مدیرکل بحران و پدافند غیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران گفت: میزان بارندگی‌های امسال نشان می‌دهد رشد قابل‌توجهی در مقدار بارندگی‌ها رخ داده است. در طول ۵۰ سال اخیر، میزان بارندگی‌ها تا ۳۱ فروردین‌ماه امسال ثبت شده مقام اول را به‌دست آورده است. این در حالی است که سال گذشته از جهت کم‌بارشی مقام اول ثبت شده بود. بنابراین در چنین اقلیمی تنظیمات کاری و اجرایی باید تطبیق داده شود. معماری و شهرسازی ما باید مطابق با شرایط اقلیم ایران باشد نه اینکه در گذشته نبوده است، بلکه طبیعت سال ۱۳۹۸ برای ما درس‌های زیادی دارد. معلوم نیست که ما سال آینده با این میزان بارندگی روبه‌رو شویم. نمی‌توان گفت ما وارد دوران ترسالی شده‌ایم اما می‌توان ادعا کرد که یک تغییرات اقلیمی صورت گرفته است. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد تمام استان‌های کشور در این مدت از نعمت بارندگی‌ها برخوردار بوده‌اند. در این میان استان‌هایی وجود دارند که با رشد قابل‌ملاحظه‌ای در میزان بارندگی‌ها مواجه شده‌اند. در کشور ما در حال‌حاضر دو نوع پیش‌بینی ارائه می‌شود. یکی پیش‌بینی‌های تقریبا میان‌مدت و بلندمدت فصلی است که اینها برای برنامه‌ریزی منابع آب کاربرد چندانی ندارد و ما مجبور هستیم در بحث پیش‌بینی منابع آب، براساس تعریف سناریوهایی که محتمل است به اضافه دوره‌های تاریخی که آمارهای بارندگی‌ها موجود است، برنامه‌ها را تدوین کنیم. اما در بخش پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت عدم قطعیت‌هایی وجود دارد و امکان برنامه‌ریزی برای مدیریت منابع آب وجود ندارد.

آبخیزداری و سیل

دکتر داوود نیک‌کامی، رئیس پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری وزارت جهادکشاورزی (آبخیزداری) نیز یکی دیگر از سخنرانان این نشست بود. او در این سمینار به موضوع آبخیزداری و تاثیر آن بر جاری شدن سیلاب‌ها پرداخت: سیلاب‌های اخیر می‌تواند ناشی از بارش‌های شدیدی باشد که منجر به تخریب منابع خاک و پوشش گیاهی شد که می‌توانست بخشی از این ریزش‌ها را جذب خود کند. نتایج تحقیقات نشان می‌دهد املاح گیاهی می‌توانند ۸/ ۳۵ درصد از بارندگی‌ها را در خود جمع کنند. البته یک درخت منفرد که در جنگل و دارای خاک غنی باشد. در رابطه با گیاهان مرتعی نیز باید گفت که ۲۹ درصد از بارش‌ها را می‌توانند نگه دارند. اما زمانی که انسان وارد این محیط می‌شود و بدون انجام مدیریت صرفا بهره‌برداری می‌کند، شکل طبیعت برهم می‌خورد. با اقداماتی که انسان در طبیعت انجام می‌دهد، تنوع زیستی تقلیل و طبیعت دیگری با خصوصیات جدید ایجاد می‌شود. مطابق با بررسی‌ها در دهه ۴۰، ۱۹۳ واقعه سیل ثبت شده و به تدریج این میزان در دهه‌های بعد افزایش پیدا کرده است. در دهه ۵۰، ۲۵۰ سیل، در دهه ۶۰، ۴۴۰ در دهه ۷۰، ۱۰۲۶ مورد، در دهه ۸۰، ۱۳۴۰ و در دهه ۹۰ که هنوز تمام نشده ۲ هزار واقعه سیل رخ داده است. این موضوع نشان می‌دهد طبیعت ما درست است که دستخوش تغییر اقلیم شده و متوسط میزان بارندگی در حال کاهش است، اما باید از میزان سیلا‌ب‌ها کم شود. دخالت انسان است که میزان و حجم سیلاب‌ها را افزایش داده است. سیل به همراه خود فرسایش خاک را هم اضافه می‌کند. در حال‌حاضر حدود ۴/ ۱۶ تن در هکتار در سال فرسایش خاک رخ ‌می‌دهد. در حالی که اگر پوشش گیاهی قوی وجود داشت مانند اسفنج عمل کرده و آب را نگه می‌داشت. بنابراین می‌توان گفت هم کیفیت خاک و هم کمیت آن در دست نابودی است. در رابطه با وقوع سیلاب‌ها و بارش‌های فراوان امسال هم باید گفت در مقایسه با دوره‌های دارای آمار بارندگی بالا می‌توان گفت اتفاق نادری نیفتاده و اتفاقاتی بوده که تکرار شده است. تداوم بارش‌های اول سال باعث افزایش رطوبت خاک شد که تقریبا نفوذپذیری خاک بسیار کمتر می‌‌شود. در نتیجه بارش‌های بعدی هر چقدر هم کم باشد، باعث تشکیل روان‌آب‌ها می‌شود. برخی برآورد‌ها نشان می‌دهد میزان رسوبی که توسط رودخانه‌های جنوب کشور با حجم سیلابی که داشت بالغ بر ۱۲ میلیارد مترمکعب بوده است. مطابق با ارزیابی‌ها رسوبی بیش از ۱۲ میلیارد مترمکعب که اگر تبدیل به وزن شود بالغ بر ۳ میلیارد تن خواهد بود تجمیع شده است. این در حالی است که متوسط فرسایش خاک کشور یک میلیارد است. یعنی در این عرصه صرفا این مقدار فرسایش خاک رخ داده است. برای جلوگیری از وقوع سیل و مهار آن ما بحث مدیریت جامع یا یکپارچه حوضه آبخیز را سال‌هاست مطرح کرده‌ایم، اما متاسفانه به آن توجهی نشد. در کل دنیا به مسائلی همچون «بررسی منابع و پتانسیل‌ها در حوضه‌های آبخیز»، «بهره‌برداری براساس پتانسیل‌ها و تلفیق این منابع با یکدیگر»، «اجرای عملیات آبخیزداری درمورد مسائل محافظت از آب و خاک»، «جلوگیری از تغییر کاربری‌های ناصواب»، «مدیریت استفاده از اراضی‌ها»، «میزان بهره‌برداری دام از ظرفیت مراتع و طرح‌های جنگلداری»، «احیای پوشش گیاهی» و «استفاده از سدها و مخازن» در مدیریت سیل توجه می‌شود.

برنامه‌ریزی شهری در سیل

محمد‌حسین شریف‌زادگان، استاد گروه برنامه‌ریزی طراحی شهری و منطقه‌ای دانشگاه شهید بهشتی نیز در این نشست به موضوع برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای در سیل پرداخت و گفت: یکی از موضوعاتی که در مواجهه با اتفاقاتی مانند سیل مطرح می‌شود، «برنامه‌ریزی سازگاری و مقابله با سوانح طبیعی» است. در مرحله نخست «آمادگی و پیشگیری خطر»، در مرحله دوم «امداد و نجات و اسکان موقت» و در مرحله سوم «بازسازی و اسکان دائم» مورد توجه قرار می‌گیرد. در مرحله نخست مواردی همچون «نهادسازی، قوانین و مقررات، روش‌ها و رویه‌ها»، «سازه‌های پیشگیران مثل سدهای تنظیمی، مسیل‌ها، آبراه‌ها» و «آگاهی بخش عمومی در مورد خطرات سوانح طبیعی» مورد توجه قرار می‌گیرد. اما جایگاه سوانح طبیعی (سیل) در برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای کجاست؟ در شرح خدمات تهیه طرح‌های جامع ناحیه‌ای (منطقه‌ای در حد چند شهرستان) تیپ ۱۹ سازمان برنامه و بودجه آمده است که بررسی سیستم حرکت آب‌های سطحی و موقعیت مسیل‌ها در ناحیه باید در دستورکار قرار گیرد. منطقه‌بندی کاربری اراضی یکی دیگر از اقدامات در نظر گرفته شده است. در این بخش تعیین و انعکاس محدوده حریم طبیعی و مصنوع مانند رودخانه‌ها، شبکه‌های انتقال نیرو و آب، راه، آثار تاریخی، مناطق حفاظت شده و حریم‌هایی که در نقشه کاربری اراضی ناحیه قابل نمایش است. در شرح خدمات تهیه طرح‌های توسعه شهری تیپ ۱۲ سازمان برنامه و بودجه نیز باید به چند موضوع توجه داشت. نخست اینکه ابهامات زیادی در تهیه نقشه حریم رودخانه‌های شهری مسیل‌های خشک و جهت‌گیری‌های سیل‌خیز در مناطق شهری وجود دارد و مهندسی مشاور براساس حساسیت‌های خود در مورد سیل‌های خشک و حریم آب‌راه‌ها و مسیل‌ها و جهت‌گیری پهنه‌های سیل‌خیز اظهار نظر کرده و در برنامه‌های پیشنهادی لحاظ شود.‌ مصادیق این موضوع هم به‌طور نمونه شامل ساخت پاساژ روی رودخانه در خیابان گیشای تهران با مجوز شهرداری تهران یا وجود اسکان غیررسمی در مسیل رودخانه درکه بزرگراه چمران است. اما درخصوص مدیریت شهری و منطقه‌ای در سوانح طبیعی یکی از مهم‌ترین چالش‌های توسعه ایران خلل در حکمروایی است و حکمروایی مدیریت شهری و منطقه‌ای و استانی نیز یکی از موارد آن است. این در حالی است که مدیریت سوانح طبیعی امری است سویل که توسط دولت‌ها انجام می‌شود و همه نیروها اعم از نیروهای مسلح، نهادهای مردم نهاد، هلال‌احمرها باید تحت فرماندهی دولت عمل کنند.

آثار اجتماعی سیل

همچنین محمد فاضلی، جامعه‌شناس و استادیار دانشگاه شهید بهشتی که یکی دیگر از سخنرانان این نشست تحلیلی بود ضمن انتقاد از تقسیم‌بندی سیاسیون به خودی و غیرخودی در جریان مدیریت سیلاب‌ها گفت: منافشه سیاسی به حدی بالا گرفته که حتی سیل هم سیاسی شده است که این وضع ریشه‌های اعتماد و سرمایه‌های اجتماعی ایران را نشانه رفته است. وی گفت: به دلیل چندوجهی و پیچیده بودن سیل، قضاوت در مورد وقایع اخیر زود است و باید منتظر نتایج بررسی عوامل وقوع سیل از سوی کمیته بررسی سیلاب باشیم. وی با طرح این گزاره که سیلاب‌ها آیینه ایران هستند، تصریح کرد: سیلاب‌ها که در حالت طبیعی خاک‌ها را می‌شویند و ممکن است باعث پیدا شدن فسیل‌ها و گنج‌ها بشوند، می‌توانند به همان میزان لایه‌رویی جامعه را بشویند و مواردی را از جامعه آشکار کنند. فاضلی با اشاره به اینکه مناقشه سیاسی به‌حدی بالا گرفته که حتی سیل هم سیاسی شده است، گفت: در فاصله زمانی کوتاهی ۴۰۰۰ روستا آب و برق خود را از دست دادند و در یک بازه زمانی کمتر از یک تا دو هفته آب و برق پایدار برای ۵/ ۹۹ درصد روستاها برگشت ولی اثری از این کار مثبت دیده نمی‌شود و این نشان می‌دهد که گویا جامعه یک تیشه دست گرفته و به ریشه توانمندی‌های خود می‌زند. این روال تاب‌آوری جامعه را به شکل خطرناکی به خطر می‌اندازد که پیامد این وضعیت بی‌اعتمادی هستی‌شناختی است. این استاد دانشگاه شهید بهشتی با تاکید بر اینکه اعتمادسوزی خصیصه سیاست در جامعه ایران است، گفت: وقتی تلاش می‌شود یک کشور را با همه توانایی‌ها ناتوان نشان دهیم، ساختار اعتماد در کشور نابود می‌شود؛ بنابراین مناقشه سیاسی اعتمادسوز، عاقبت خطرناکی برای کشور دارد و در نتیجه چنین وضعی، بی‌اعتمادی به شکل‌های مختلف خود را نشان می‌دهد؛ برای مثال اخبار دروغین برخی شبکه‌ها برای جامعه باورپذیر می‌شود. در عرصه سیاست امروز همگان فقط امروز را می‌بینند و برای رسیدن به اهداف کوتاه‌مدت، سرمایه‌های ایجاد شده نابود و تخریب می‌شود.

وی با اشاره به اینکه سیل‌های اخیر وجه دیگری از ذهن سیاسیون ایران را که ذهن تک‌علت‌اندیش است، آشکار کرد، تصریح کرد: این در حالی است که فرآیند مدیریت سیل یک دایره بزرگ شامل پیش‌بینی و هشدار، بیمه و مدیریت ریسک، اقتصاد سیلاب، آماده شدن در برابر سیلاب، کیفیت زیرساخت و... است. در جامعه سیاست‌زده ایران می‌بینیم بعد از سیل یقه سازمان هواشناسی را می‌گیرند و همه تقصیرها را گردن این سازمان می‌اندازند یا عده‌ای سیل را به‌طور کامل گردن مدیریت سدها و عده‌ای دیگر سیل را به گردن تخریب جنگل‌ها و مراتع می‌اندازند. شاید در وقوع سیل مجموعه‌ای از این عوامل تاثیرگذار بوده؛ اما سیل به‌عنوان یک پدیده چند وجهی و پیچیده تبدیل به یک پدیده تک‌واحدی برای تسویه‌حساب و منفعتی فردی کوتاه‌مدت می‌شود. این جامعه‌شناس در ادامه تاکید کرد: وقایع اخیر سیل نشان می‌دهد جامعه ایران فاقد یک استراتژی رسانه‌ای بحران است. سازمان هواشناسی جهانی برای مواقع بروز حوادث طبیعی دستورالعمل‌هایی را ارائه داده است که حتی در آن پروتکل‌هایی برای نحوه ارائه گزارش‌های هواشناسی وجود دارد. در جریان سیلاب مشخص شد که استراتژی رسانه‌ای سیلاب نداریم. وی در ادامه با اشاره به تجاوزات متعدد به حریم رودخانه‌ها گفت: ما که باید حریم‌داری می‌کردیم به حریم‌دری رسیدیم و شاهد تغییر کاربری و بهره‌برداری ناصحیح از جنگل‌ها و مراتع هستیم که نشان‌دهنده ویژگی کوتاه‌مدت‌نگر بودن جامعه ایران است و این را هم سیل‌های اخیر آشکار کرد. با اینکه همه نوع بشر کوتاه‌مدت‌نگر است؛ اما جامعه نباید کوتاه‌مدت‌نگر باشد. چرا در مقابل پدیده‌های طبیعی مثل جنگل کوتاه‌مدت‌نگر شده‌ایم؟ این استاد دانشگاه شهیدبهشتی با اشاره به ضرورت برنامه‌ریزی محلی برای حکمرانی آب گفت: هیچ‌کس نمی‌تواند مساله آب را در مازندران همان‌گونه حل کند که در یزد می‌توان حل کرد. وقتی مساله آب محلی است مساله سیلاب هم محلی است و به مدیریت محلی نیاز دارد بنابراین نمی‌توان برای مدیریت سیلاب در مناطق مختلف کشور دستورالعمل یکسانی از سیلاب ارائه داد. فاضلی با اشاره به اینکه اقتصاد سیاسی سیلاب یکی از عناصر مهم در واقعه سیل اخیر است، گفت: در طول تاریخ کسانی که ارتباطی با قدرت داشته‌اند، توانسته‌اند بهره‌برداری‌هایی از طبیعت داشته باشند که نسل بعد که اتفاقا بهره‌بردار از طبیعت هم نبودند خسارت آن را پس داده‌اند مسیل‌هایی که فروخته شده و خانه‌ها، رستوران‌ها و هتل‌هایی که روی مسیل‌ها ساخته و سکونت‌گاه‌هایی که در حریم رودخانه‌ها ایجاد شده، نمونه‌ای از این بهره‌برداری‌ها است. این جامعه‌شناس در پایان با اشاره به گزاره‌ای از ماکس وبر- جامعه‌شناس و استاد اقتصاد سیاسی - مبنی بر اینکه «بودجه نشان‌دهنده نهایت عقلانیت یک جامعه است» گفت: اگر بودجه جنگلداری و حفظ محیط زیست کمتر از فوتبال است یک جایی از عقلانیت مشکل دارد. تحلیل اقتصاد سیاسی بودجه و تاریخ بودجه محیط زیست بخشی از داستان سیلاب اخیر و درسی است که باید از این سیل بگیریم.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند