محسن خلیلی

رئیس‌جمهوری محترم در روز ملی صادرات در عبارتی عنوان کردند: «صدای ایران را بشنویم و دستمان را به سوی ایران عزیز پرقدرت دراز کنیم.» عبارتی بس زیبا و شاید شاعرانه که عمل «اقتصادی» را به «هویت ملی» گره می‌زند. به‌راستی نیز چنین است که در پرتو وجود این سرزمین و با عشق به این سرزمین و در پناه پروردگار متعال است که می‌توانیم رشد کنیم و بال و پر گیریم و بار دهیم. اگر هم به دلایلی از سرزمین مادری دور افتیم، بی‌شک عشق به آن رهایمان نمی‌کند و آرزوی در آغوش کشیدنش را در خاطر داریم.

به‌راستی کدام ایرانی را سراغ داریم که پس از سیر آفاق و انفس عاقبت این عبارت را بر زبان نیاورده باشد که «هیچ کجای جهان، ایران خودمان نمی‌شود» و بلافاصله نگوید که «همه چی داریم، آب و هوای خوب، جوانان تحصیلکرده و باهوش، منابع غنی نفتی و معدنی و تاریخ و تمدن و...». شایسته چنین سرزمینی اما آن است که بسیار فراتر از آنی باشد که هست. حداقل در جایگاهی قرار گیرد که در مهم‌ترین سند قانونی کشور بر آن تاکید شده است: «در جایگاه اول اقتصادی، علمی، فناوری در سطح منطقه». این اما مقدور نمی‌شود مگر همان‌طوری‌که رئیس‌جمهوری محترم در همان سخنرانی بر آن تاکید می‌کند با «اعتماد به ملت، به جوانان، تجار و دانشجویان و... همکاری همه گروه‌ها و جریان‌ها و...» و «در تعامل سازنده با جهان». این گفتمان که بر مبنای «اتحاد ملی» و «ائتلاف سیاسی» و «روابط و مناسبات سازنده با جهان» تعریف و صورتبندی شده می‌تواند «قدرت» لازم برای امر سترگ ساختن بیش از پیش میهن را فراهم آورد. با اتکا به امنیت فراهم آمده در کشورمان که در منطقه پیرامونی بی‌نظیر است و نیز ثبات اقتصادی ایجاد شده که امکان اجرای برنامه‌های بلندمدت را می‌دهد، می‌توان گفت اکنون بهترین زمان برای این جهش توسعه‌ای است. از نگاه من صنعتگر و فعال اقتصادی عشق به وطن و ارتقای توان ملی در امتداد با زیستن فعالانه در دهکده‌ای جهانی است. در واقع هرچه بتوان ارتباطات و تعاملات جهانی کشورمان را گسترش داد و به نحوی هوشمندانه از توان و قدرت تکنولوژیک، دانش فنی و سرمایه کشورهای قدرتمند و نیز امکان دسترسی به بازارهای این کشورها و کشورهای منطقه بهتر بهره برد، امکان ارتقای توان و قدرت ملی افزون‌تر و روند توسعه میهن سریع‌تر می‌شود. تجربه چین را می‌توان در این زمینه مد نظر قرار داد. کشوری که طی چند دهه اخیر و به‌رغم تفاوت‌های فکری و ایدئولوژیک با کشورهای غربی، هیچ‌گاه درهای خود را به سوی جهان خارج نبست و حتی پس از وقایع اواخر دهه ۸۰میلادی (معروف به حوادث میدان «تیان آن‌من») به تعهد خود به گشایش به سوی جهان پایبند بود. این کشور، اصلاحات اقتصادی و سیاست‌های درهای باز را مرتبط و پشتیبان یکدیگر معنا کرد، چرا‌که بدون علوم و فناوری‌های پیشرفته و دسترسی به سرمایه و بازار، امکان توسعه‌ای معقول و منطقی مقدور نیست.

در کشورمان سیاست‌های اقتصاد مقاومتی به‌عنوان منشوری ملی نیز چارچوبی را فراهم آورده که با اتکا به «استعدادهای سرشار معنوی و ذخایر و منابع غنی و متنوع و زیرساخت‌های گسترده و برخورداری از نیروی انسانی متعهد و...» امکان ایجاد «اقتصادی متکی به دانش و فناوری، عدالت بنیان، درون زا و برون‌گرا، پویا و پیشرو » مقدور است. هدفی که براساس بندهای مختلف این منشور ملی با ارتقای توان تولید داخلی و اصلاحات لازم در مسیر رفع موانع موجود و با «توسعه پیوندهای راهبردی و گسترش همکاری و مشارکت با کشورهای منطقه و جهان» و «استفاده از دیپلماسی» و «صادرات» و... تحقق می‌پذیرد. در واقع «صلح» و «آشتی» با جهان و دوری گزینی از ستیز آن مولفه و عنصر اساسی برای پیشبرد امر توسعه است. شنیدن صدای «ایران» چنانکه رئیس‌جمهوری محترم عنوان کرده‌اند و بیان استعدادها و ظرفیت‌ها و عظمت این سرزمین و مهربانی‌ها و صلح طلبی‌های این مردم، نیازمند کوشش و پویش همگانی و به‌خصوص صنعتگران و فعالان اقتصادی است که نیروی بزرگی برای پژواک این صدایند.