بعد از صادرات نیز بازگشت ارز صادراتی معضلی دیگر است. نبود مراودات بانکی با بانک‌های دنیا از یک سو و نبود صرافی‌های معتبر و هزینه‌های بالای بازگشت ارز و... همگی کار را برای صادرکننده دشوار کرده است. یکی از معضلات تولیدکنندگان موضوع نقدینگی برای خرید مواد اولیه و تضمین فروش است. تورم غیرعادی در کشور نه تنها برای مصرف‌کننده بلکه برای تولیدکننده نیز مشکل ایجاد می‌کند، زیرا تامین مواد اولیه را سخت کرده و در نتیجه طرح‌های توسعه شرکت‌ها با محدودیت روبه‌رو می‌شود. در این شرایط انتظار می‌رود بانک‌ها نقدینگی مورد نیاز را برای شرکت‌ها تضمین کنند تا نقدینگی بتواند پاسخگوی نیازهای مالی شرکت باشد، وگرنه تولید کاهش می‌یابد.

اگرچه تامین به موقع نقدینگی، هزینه تمام‌شده تولید را کاهش می‌دهد اما نرخ ۱۸ درصدی سود تسهیلات برای تولید، اجازه این امر را نمی‌دهد. این درحالی است که اگر کشورهای توسعه‌یافته دنیا رشد کرده‌اند این رشد را مدیون بانک‌ها و توسعه شرکت‌های سهامی خاص و عام هستند و شرکت‌های توسعه‌یافته باعث رشد و اعتلای اقتصادهای بزرگ دنیا شده‌اند.

در ایران اما بانک‌ها بر مبنای سودآوری رتبه‌بندی می‌شوند و آنچه بانک‌ها را در ایران متمایز می‌کند همین موضوع است. بنابراین اثربخشی بانک در صنعت و اعتلای اقتصادی از اهمیتی برخوردار نیست و نقش زیربنایی بانک‌ها از بین رفته و نتیجه آن نیز عقب‌ماندگی صنعت در کشور است.

این در شرایطی است که ایران با مشکلات متعددی از جمله جنگ، تحریم، تورم و... روبه‌رو بوده است و این موضوع باعث شده تولیدکنندگان که سربازان خط مقدم جنگ اقتصادی هستند مشکلات زیادی را متحمل شوند و به اهداف خود دست نیابند.

وقتی بانک‌ها با این مشکلات روبه‌رو هستند، بنابراین ورود به بورس به‌عنوان محلی برای تامین نقدینگی راه‌حل جایگزین است اما این بازار نیز قوانین و مقررات خاص خود را دارد و بسیاری از شرکت‌های کوچک امکان ورود به این بازار را ندارند.

نکته‌ای که نباید از یاد ببریم آن است که وقتی شرایط اقتصادی کشور با بحران روبه‌رو می‌شود توزیع پول دچار انحراف خواهد شد؛ به‌عنوان مثال یک بررسی نشان می‌دهد در سه سال گذشته ۸۷ درصد از پول در اختیار ۵/ ۱۶ درصد افراد بوده است که به توزیع رانت و عدم شفافیت و نابرابری و اختلاف طبقاتی و... منجر خواهد شد.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند