اما کسی به این سوال پاسخ نمی‌دهد که زیان قطعی برق چه برسر کارخانه‌ها می‌آورد و سیل تعدیل‌ نیروها یا زیان‌های انباشته از سوی دیگر معیشت هزاران خانوار را با چالش مواجه می‌کند. نامه تکان‌دهنده انجمن فولاد ایران تنها به صدمه وارد شده در تابستان گرم امسال به بخش فولاد اشاره می‌کند و ما نمی‌دانیم ضربات خاموشی‌ها چه بر سر ده‌ها هزار تولیدکننده ریز و درشت آورده  است. در این نامه با اشاره به ۸۲ روز کاری از دست رفته، به زیان ۶ میلیارد دلاری توقف تولید برای تولید ناخالص ملی کشور و خطر برای ثبات اشتغال ۳۰۰هزار نفر پرداخته شده و حتی اینکه خاموشی‌ها روی درآمدهای غیرنفتی ناشی از صادرات فولاد چه اثری داشته است.پرسش اساسی این است که مگر خرابی‌ها تنها با سیل و زلزله ایجاد می‌شود؟ مگر زیان چند میلیارد دلاری تولید ناخالص ملی تاثیری کمتر از آثار اقتصادی چند سیل بزرگ دارد؟آیا اجازه خواهیم داد در زمستان احتمالا سرد و خشک امسال باز هم تولید قربانی شود؟

چندی قبل جلساتی با حضور مدیران ارشد فولادی و صنایع معدنی برگزار شد که چگونه تولیدکنندگان صنایع معدنی با ایجاد نیروگاه‌های اختصاصی بتوانند برق خود را از شبکه سراسری جدا کنند. باز این پرسش مطرح است که اگر فرمانداری یا استانداری با یک نامه از مراجع بالادستی مدیر یک مجموعه صنعتی را مجبور به در اختیار گذاشتن برق تولیدی‌اش به شبکه‌های سراسری (کمک به بخش شهری) کند آیا مدیر مذکور می‌تواند امتناع کند؟ در حقیقت آنچه باید انجام شود سرمایه‌گذاری گسترده روی شبکه‌های برق و گاز است و آنچه باید اصلاح شود نگاه مسوولان به تولید است. اگر به مقاومت و جنگ اقتصادی معتقدیم باید فراموش نکنیم که سربازان این جبهه، تولیدکنندگان هستند و قرار نیست بار این روزهای سخت تنها بر دوش آنها باشد.

 

 

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند