فرزین پورمحبی در یادداشتی نوشت: طبق یک اصل کلی «مسئول خوب، مسئولی است که هنوز لو نرفته باشد»؛

اما متاسفانه ذات و راست کار «اینترنت صیانت نشده» به گونه‌ای است که پته‌ها را روی آب ریخته؛ جانمازآب‌کشیده‌ها را روی بند رخت؛ آویخته و طبل رسوایی را در پیشگاه عالم و آدم می‌نوازد .

نیش فضای مجازی نه از راه کین است اقتضای طبیعتش این است

لذا برای حل تناقض بین «تظاهر مدیران» و «تجاهر فضای مجازی»( قبل از صیانت تمام و کمال اینترنت) چند نسخه علمی - عملی برای مسئولین دلسوز می‌پیچیم؛ باشد که بتوانند با چنین اسپانسری، سوتی‌ها را دور بزنند و بیرون‌زدگی دم خروس‌ها را تو بزنند! انشالله این راهکارهای طلایی گوشت شود و بچسبد به تنشان. نوش جانشان

کلید طلایی اول: بی‌تفاوتی در برابر خطاهای نابخشودنی

تا جایی که می‌توانید به روی مبارک‌تان نیاورید؛ محل نگذارید؛ قهر یا اعتصاب کنید و در گوشه‌ای معتکف شوید و کنج عزلت بگزینید.

شاعر می‌فرماید: «کنج عزلت گیر تا گنج معانی باشدت»

به نشانه اعتراض روزه زبان گرفته و دست به تحصن سکوت بزنید؛ سعی کنید سکوت‌تان تا حد ممکن معنی‌دار؛ تودار و زمان‌دار باشد. به قول مهران مدیری: «نباید توضیح داد هر چه بیشتر توضیح بدهید بیشتر مشکوک به مقصر بودن می‌شوید!» «زمان» در جای خود، یک ستارالعیوب نسبتا خوب است و بزرگترین خطاها وقتی شامل مرور زمان شوند تبدیل به یک تجربه آموزنده و انسان‌ساز می‌شوند! فراموش نکنید ۹۶ درصد مردم ضمن آنکه به لحاظ مالی خلاصند به همان اندازه هم؛ نه تنها از دولت شما، بلکه از هفت دولت آزادند! یعنی مردم همیشه در فضای مجازی به شدت آمادگی فراموشی خاطرات و خاموشی هیجانات تندشان را دارند. علی ایها الحاله؛ بعد از مدتی که آب‌ها از آسیاب افتاد ضروری است دوزاری‌ شما هم بیفتد که وقت؛ وقت باز شدن نطق‌تان است و می‌توانید مثل سابق به ایراد سخنرانی پرداخته و طبق روال گذشته از این و آن ایراد بگیرید. حتی می توانید با خیال راحت از شور و شوق و تشویق مردمی طی سخنرانی‌تان حسابی بهره‌مند شوید!

کلید طلایی دوم: انکار و تکذیب

راست راست، به تخم چشم مردم نگاه کنید و قضیه را با یک پوزخند عاقل اندر سفیه تکذیب کنید. هر چه بیشتر نیش‌تان باز شود تاثیرش بیشتر خواهد بود. ماجرا را از بیخ و بن انکار کنید هر چه انکار از بیخ‌تر باشد تاثیرش عمیق‌تر خواهد بود. ۹۶ درصدی‌ها بشدت آماده پذیرفتن تکذیب حوادث وحشتناک و پذیرفتن دروغ‌های خیلی بزرگ هستند.

کلید طلایی سوم: انحراف موضوع

وقتی در برابر موج عظیم احساسات عمومی قرار گرفتید ابتدا خونسردی خودتان را حفظ کنید و گول تعدادشان را نخورید اکثرشان سیاهی لشکرند. شما می‌توانید مانند راکی در کمال آرامش با انواع هجوم‌های سایبری یک تنه مقابله کرده و آنها را به شکل گازانبری لوله کنید. پس در همین راستا هر چه سریعتر یک ماجرای انحرافی و هیجانی دیگر دست و پا کنید و آنرا در فضای مجازی ول کنید. شک نکنید ۹۶ درصدی‌های احساساتی؛ بشدت آماده هم سو شدن با آخرین ماجرای احساسی و فراموش کردن مورد قبلی هستند!

تازه که آمد به بازار کهنه می شود دل آزار

کلید طلایی چهارم: انگ زدن

فرار رو به جلو تاکتیکی است که نه تنها شما را محکوم نمی کند بلکه طلب کار هم می‌کند در این گونه مواقع جملاتی مانند:

«این حرکت مرموز توطئه دشمنان فرصت‌طلب ؛ ایادی استکبار و مزدوران داخلی آنهاست» - «مبادا شما هم به آسیاب دشمن آب بریزید و با آنها همسو شوید» - «سیاه نمایی نکنید» - «چهره سترگ مسئولین دلسوز را تخریب نکنید» - «آلت دست این و آن قرار نگیرید» و .... کولاک می‌کنند و شما را از شر بدترین خطاهای نابخشودنی رها می‌کند.

کلید طلایی پنجم: کوچک جلوه دادن خطای نابخشودنی

تا می توانید تو سر خطای نابخشودنی‌تان بزنید و آنرا بی‌ارزش جلوه دهید در خصوص بیان خطای تان از کلماتی استفاده کنید تا عمق فاجعه را کمتر کند مثلا اگر واردات چند کامیون پوشاک تان لو رفته آنرا اینچنین بیان کنید: «حالا چند تکه رخت و لباس را در مرز گرفتند انگار که در هالیود اسکار گرفتند!» وقتی از خطای‌تان صحبت می‌کنید لبان‌تان را غنچه کنید تا بازهم کوچکتر جلوه کند!

کلید طلایی ششم: کاری است که شده!

جمله انسان جایزالخطاست را فراموش نکنید. خود را معتقد به قسمت و مشیت الهی نشان دهید و قضا و قدر را هم عاملی برای آن خطا بشمارید. جوری نشان دهید که به هرحال این خطا پیش می‌آمد و درافتادن با تقدیر بنوعی ورافتادن است! بعد مانند گزارشگران فوتبال -در زمان باخت- بگویید نباید ناامید شد؛ این خطا چیزی از ارزش‌های‌تان کم نکرده؛ باید با شور بیشتر از شکست ها پلی ساخت و به آینده روشن چشم دوخت. با شعار: ما می‌توانیم به همه روحیه دهید که در کنارهم می‌توانند تِرکاری‌های شما را جبران کنند . مرتبا بگویید: به هر حال کاری است که شده و باید آنرا یک جورایی جمع و جور کرد و نباید ماست ها را در قیمه ریخت!

کلید هفتم طلایی: مقصر اصلی و دست‌های پشت پرده

در این روش شما باید تقصیر خود را به گردن یک عامل اصلی‌تر و مهم‌تر (حتی بی‌ربط) که از دیدگان مخفی مانده؛ بیندازید. بگویید شما قربانی معصوم یک توطئه کثیف و دست‌های پشت پرده شده‌اید. هر چه خود را در انجام خطای فوق مظلوم‌تر نشان دهید قهرمان‌تر خواهید شد. از هدف دشمن برای تخریب‌ شخصیتی‌تان صحبت کنید. بشدت تاکید کنید این اتفاق تنها قطعه کوچکی از پازل بزرگی است که از چشم همگان دور مانده و برای دیدن آن، نیاز به یک ژرف اندیشی و پرهیز از ساده لوحی درانتخاب زاویه دید است! بالطبع مردم هم دوست ندارند ساده لوح و ظاهربین تلقی شوند و با شما همسو خواهند شد! با قاطعیت و جسارت بگویید به زودی لیست عاملان اصلی این خطای نابخشودنی را منتشر خواهید کرد (نگران نباشید به جز چند خبرنگار فضول کسی بعدها از شما نخواهد پرسید چرا منتشر نکردید) این نکته را یادآور شوید که فعلا بنابه مصلحت چیزی نمی‌گویید اما به هر حال صبر شما هم آستانه‌ای دارد و وای از آن روزی که سکوت خود را بشکنید و ناگفته‌ها را افشا کنید. به مردم بگویید اگر کمی فکر کنند و با درایت بیشتری یکسری از مسائل و شواهد را کنار هم بگذارند خودشان متوجه خیلی چیزها خواهند شد(درست است که مردم با گذاشتن آن مسائل در کنارهم، هیچوقت متوجه چیزی نخواهند شد اما در عین حال به روی خودشان هم نخواهند آورد)

کلید هشتم طلایی: توجیه و دلیل تراشی

زیرساخت‌ها را زیر سوال ببرید و از کمی امکانات و بودجه بنالید مرتبا دستان خالی‌تان را نشان دهید و کارهای‌تان را با شرائط موجود در حد معجزه قلمداد کنید. بگویید با چنین وضعی خطای پیش آمده کمترین اتفاقی است که می‌توانست بیفتد و هر کس به جای شما بود بدتر از این می‌شد! از شرائط آب و هوایی ؛ زلزله ؛ کرونا و .... غافل نشوید و بطور کلی ماه و ابر و خورشید و فلک و حتی پالان خر را در تاثیر گذاشتن بر این خطا مقصر بشمارید.

کلید نهم طلایی: بچه پر رو بازی

کاملا چهره حق به جانب بگیرید و با لحن لاتی بگویید: همینی هست که هست ؛ اصلا دلم خواست؛ کسی مشکلی داره؟ ؛ تونستم کردم اگه شما هم می‌تونید بکنید؛ هرکس دوستان با حالی مثل من نداره بره بمیره؛ اصلا هری... هر کس راضی نیست جمع کنه و بره؛

حتی به جگرگوشه‌های ‌ با ژن خوب‌تان بگویید کنار استخر با یکسری خاک برسر ؛ کارهای خاک بر سری بکنند و در حین خوردن زهر ماری از این ماجراها فیلم بگیرند و بگذارند در فضای مجازی تا دل و دماغ ۹۶ درصدی ها را بسوزانند!

کلید دهم طلایی: ماست مالی های اخبار ۰:۳۰

قدرت رسانه ملی را دست کم نگیرید بخصوص از ماست مالی‌های معرکه بخش خبری بیست و سی تا می‌توانید استفاده کنید و حالش را ببرید ... خصوصا وقتی که با این جمله شروع می‌کنند: اما واقعیت ماجرا ....

کلید یازدهم طلایی: خطاهای نابخشودنی دولت قبل

شما براحتی می توانید خطاها را گردن مسئولین قبل و یا دولت های قبل بیندازید. کنتور که نمی اندازد بگویید یک خرابه تحویل گرفتید و حال مجبورید جبران مافات کنید. و در چنین شرائط سختی عدم ارتکاب خطا و اشتباه اجتناب ناپذیر است! مردم هم یادشان نمی‌ماند که شما در زمان انتخابات با نشان دادن کلی پوشه اصرار داشتید که راه حل مشکلات بسیار آسان بوده و داخل آن پوشه‌هاست! در زمینه‌ای که کسی حوصله راست آزمایی آنرا ندارد مقایسه راه بیندازید و اثبات کنید شما از قبلی‌ها بهتر بودید. بخور بخورهای مسئولین قبل را یادآور شوید و تاکید کنید مال شما کمی کمتر از آنها بوده و لذا مردم نمک شناس باید قدر همان کمی کمتر شما را بدانند!

کلید دوازدهم طلایی: معذرت خواهی نمادین

متواضعانه جلوی دوربین قرار بگیرید و با کلمات زیبا و شاعرانه از مردم عذربخواهید اشکی هم اگر توانستید به نشانه ندامت بریزید ۹۶ درصدی ها به شکل قابل توجهی دچار عارضه رقت قلبند و بلافاصله با حرف‌های تاثیرگذار متاثر می‌شوند و شما را از سر تا پا می‌بخشند. آری مردم ما بزرگند و بخشش هم از بزرگان است. اگر هم خجالتی هستید و یا خجالت می کشید و یا آدم غد و مغروری هستید این کار را به یکی از نزدیکان‌تان بسپارید تا او از طرف شما معذرت بخواهد عذرخواهی نیابتی هم کاملا قانونی است و نگرانش نباشید!

کلید ۱۳ طلایی: آسمان ریسمان کردن

آنقدر پیچیده ؛ نامربوط ؛ بی سر وته، زیاد ؛ تند تند؛ صحبت کنید که طرف مقابل تان گل گیجه بگیرد. در را به تخته ؛ آسمان را به ریسمان و گودرز را به شقایق بند کنید و ربط دهید. تا می‌توانید ببافید و ببافانید و فلسه‌بافی کنید. مردم را آنقدر خسته کنید که از خیر پیگیری دلیل آن خطای نابخشودنی شما بگذرند. اگر فک و فامیل دورتان خطا کرده از ضرب المثل: «کسی را در قبر دیگری نمی گذارند» استفاده کنید . اگر از داماد ؛ ژن خوب و یا حتی نوه و همسر عزیزتان خبطی سر زده از ضرب المثل «فرزند نوح» استفاده کنید. حتی می توانید موقتا از آنها تبری بجویید و حساب خود را تا چندی از آنها جدا کنید و کنارشان بگذارید. حتی فحش‌شان بدهید و تاکید کنید راه من با آنها یکی نیست و انتخاب آنها این بوده و مال من یه چیز دیگر.... چیز دیگر را خیلی روشن نکنید .... بگذارید دست نیافتنی بمانید...

خلاصه همه موارد فوق را قاطی پاتی کنید و از این معجون خودتان چیزی دربیاورید و تحویل مردم دهید. یا حق.

این مطلب برایم مفید است
34 نفر این پست را پسندیده اند