«در این سالها دی ماه آمیخته به عزا و غم و اندوه است. از شهادت سردار سلیمانی تا کشته های مظلوم تشییع کرمان و جانباختگان عزیز هواپیمای اوکراینی؛ از جانباختگان کشتی سانچی تا داغ حادثه پلاسکو... و یک غم سنگین دیگر که همانا درگذشت فاجعه بار آیت الله هاشمی رفسنجانی است.

برای من غروب آن یکشنبه از سخت ترین و سنگین ترین روزهاست؛ وقتی در قم با اخوی علی و یکی دو تن دیگر از دوستان مشغول بررسی نهایی جلد دوم تقریرات علی آقا بودیم و تلفن زنگ زد.

خبر مثل پتک فرود آمد... آقای هاشمی دیگر در میان ما نبود! کسی که از روستایی دور دست به امام پیوست و هرگز جز او را ترویج نکرد و تا آخر بر همان عزم و پیمان ماند.

و شد آنچه شد...

یادمان باشد که همه روزی می رویم: «وَ تِلکَ الاَیّامُ نُداوِلُها بَینَ النّاس».

آن روزها چند بیت از مولوی را که در سوگ سنایی سروده بود، در جلسه ای خواندم؛ بسیار به دل ها نشست. هنوز هم همان ابیات بهترین بیان برای عروج آن نابغه دوران کم نظیر است.

روح تمام شهداء و درگذشتگان تقویم دی ماه قرین آرامش باد!

گفت کسی خواجه سنایی بمرد

مرگ چنین خواجه ، نه کاریست خرد

کاه نبود او که به بادی پرید

آب نبود او که به سرما فسرد

شانه نبود او که به مویی شکست

دانه نبود او که زمینش فشرد

گنج زری بود در این خاکدان

کو دو جهان را بجوی می‌شمرد

قالب خاکی سوی خاکی فکند

جان خرد سوی سماوات برد»

سیدحسن خمینی: غروب درگذشت آیت‌الله هاشمی‌ برایم از سخت‌ترین روزهاست

این مطلب برایم مفید است
21 نفر این پست را پسندیده اند