چین به قدری در حال رشد بوده است که بسیاری از ناظران تصور می کنند ظهور و غلبه این کشور اجتناب ناپذیر است. در حقیقت ، صلح و رفاه چند دهه گذشته چین یک ناهنجاری تاریخی است که ناشی از چندین روند زودگذر است.

برای شروع ، چین از یک محیط ژئوپلیتیک ایمن و روابط دوستانه با ایالات متحده برخوردار بود. در بیشتر تاریخ مدرن خود ، موقعیت آسیب پذیر چین در نواحی اوراسیا و اقیانوس آرام آن را به درگیری و سختی محکوم کرده بود. از جنگ اول تریاک در سال ۱۸۳۹ تا پایان جنگ داخلی چین در ۱۹۴۹ ، قدرت‌های امپریالیستی این کشور را شرحه شرحه کردند. پس از متحد شدن چین تحت حکومت کمونیستی در ۱۹۴۹ ، با خصومت شدید ایالات متحده مواجه شد. پکن پس از فروپاشی اتحاد چین با اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۶۰ دچار دشمنی هر دو ابرقدرت شد. چین که منزوی و محاصره شده بود ، دچار فقر و نزاع شد.

گشایش در روابط با ایالات متحده در سال ۱۹۷۱ این الگو را شکست. پکن ناگهان یک متحد ابرقدرت داشت. واشنگتن به مسکو هشدار داد که به چین حمله نکند و ادغام پکن را با جهان آزاد دنبال کرد. در اواسط دهه ۱۹۷۰ ، چین دارای سرزمین امن و دسترسی به بازارها و سرمایه خارجی بود-و زمان آن کاملاً مناسب بود. تجارت جهانی از ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۷ شش برابر شد. چین سرعت جهانی شدن را افزایش داد و به کارگاه جهان تبدیل شد.

مشروح این گزارش را در اقتصادنیوز با تیتر پایان رشد چین؛ آغاز یک سقوط خطرناک! بخوانید.

این مطلب برایم مفید است
35 نفر این پست را پسندیده اند