همایون شجریان در ابتدای توضیحی که برای تصنیف «شباهنگ» آورده، به بیتی از غزل سعدی اشاره کرده است:

«با این در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود»

متن این تصنیف که با صدای همایون شجریان و همراهی مژگان شجریان ارائه شده است، به شرح زیر است.

تو ای مرغ حق٬ ای فسانه به شب

نگه کن که جانم رسیده به لب

که من همچو تو وامانده ام به شب و تنهایی

به ویرانه‌ام بنشسته‌ام که مگر بازآیی

ای مرغ حق افسانه‌ی ویرانه‌هایی

ویرانه‌ای شد قلب من امشب کجایی

تا سر کند سوزِ درون نایِ دل من

بنشین دمی بر بامِ من سر کن نوایی

غمِ تلخ شب را تو میدانی

که در شهر شب‌ها نوا خوانی

بمان با من امشب که دلتنگم

چرا از شبِ من گریزانی

به ویرانه‌ی من بنشین

مرا از غمِ دل برهان

بخوان نغمه‌ای در دل شب

مرا سوی مستی بکشان

همدم شب‌هایی در غمِ تنهایی بیا٬ بیا

غمِ تلخ شب را تو میدانی

که در شهر شب‌ها نوا خوانی

بمان با من امشب که دلتنگم

چرا از شبِ من گریزانی

محمدرضا شجریان ـ استاد آواز ایران ـ پنجشنبه، ۱۷ مهر ماه سال ۹۹، پس از یک دوره طولانی مبارزه با بیماری، در سن ۸۰ سالگی دار فانی را وداع گفت.

کار جدید همایون شجریان در سالگرد درگذشت پدرش

این مطلب برایم مفید است
229 نفر این پست را پسندیده اند