اخیرا کتاب با «راز سر به مهر» به قلم محمدجواد ظریف، علی اکبر صالحی، سید عباس عراقچی و مجید تخت روانچی با موضوع برجام در ۶ جلد به نگارش درآمد و توسط انتشارات اطلاعات منتشر شده است.

این مجموعه گزارشی است توصیفی و مستند درباره روند یکی از مهمترین پرونده های تاریخی ایران که می کوشد قرائت ایرانی از برهه ای مهم در سرنوشت معاصر را به تصویر بکشد.

جماران هر شب بخش هایی جذاب از این کتاب را منتشر می کند:

سخت‌ترین پروندۀ مذاکراتی جمهوری اسلامی ایران

 

  • از نگاه [شهید] دکتر فخری‌زاده، اشکالات از زمانی آغاز شده بود که مرحله‌ای تحت عنوان «مطالعات ادعایی» موضوع مذاکرات فی‌مابین مذاکره‌کنندگان شده بود. این اشکالات به‌ویژه طی سال 1386 و 1387ش، بروز ویژه یافت و ارائۀ اطلاعات متنوعی از همۀ دستگاه‌ها و حتی وزارت دفاع را سبب شد. تبادلی که با خوش‌بینی و بی‌توجهی به صلاحیت حقوقی و قانونی آژانس تنها با امید بسته شدن موضوعات از سوی آژانس آغاز شده بود. با گشوده شدن این مسیر از سوی مدیران میانی در دبیرخانۀ شورای عالی امنیت ملّی که پروندۀ مذاکرات فنی را در اختیار داشتند و در شرایطی که بر اساس مدالیتیِ توافق شده با آژانس در موضوع «مطالعات ادعایی»، قرار نبود هیچ‌گونه مذاکره‌ای صورت گیرد بلکه صرفاً توافق شده بوده پس از تحویل اسناد از سوی آژانس، ایران تنها ارزیابی خود را دربارۀ آنها ارائه دهد، مذاکره کنندگان پیشین حتی قبل از دریافت مستندات آژانس وارد مذاکره با آن سازمان می‌شوند. مذاکراتی که به روایت [شهید] دکتر فخری‌زاده هفت دوره و بدون آگاهی سایر دستگاه‌های مسئول و مرتبط به طول می‌انجامد.
  • اشتباه دیگری که [شهید] دکتر فخری‌زاده از آن سخن گفت، چنین بود که مسئولان وقت دبیرخانۀ شورای عالی امنیت ملّی از ابتدا قبول کردند دسترسی به مراکز نظامی نخستین گام از همکاری باشد. در اولین دور این مذاکرات تازه، آژانس زمزمۀ دسترسی به پارچین را مطرح می‌کند و مذاکره‌کنندۀ وقت ایرانی از سوی دبیرخانۀ شورای عالی امنیت ملّی آن خواسته را می‌پذیرد. در دومین دور آن مذاکرات آژانس سؤالات خود دربارۀ پارچین و موضوع «متخصص خارجی» را در حالی ارائه کرد که دبیرخانه نباید این سؤالات را تحویل می‌گرفت، زیرا هنوز مشخص نشده بود که اولین اقدام دربارۀ پارچین است یا مبحث دیگری، اما این خطا نیز روی می‌دهد. تصمیم به پذیرش این پرسش در شرایطی رخ می‌دهد که مذاکره‌کنندۀ دبیرخانۀ شورای عالی امنیت ملّی باید می‌پرسید: «بر اساس کدام مجوز حقوقی آژانس چنین درخواستی را دارد؟».
  • پس از این توضیحات مبسوط و جامع دکتر عراقچی طی جلسه با [شهید] دکتر فخری‌زاده به ایشان می‌گوید: قصد ما در مذاکرات جدید آن است که ابتدا ارادۀ سیاسی برای بستن این پرونده را در مذاکرات با «پنج به‌اضافۀ یک» ایجاد کنیم و سپس با برخی اقدامات فنی کار را با آژانس تمام کنیم، لذا تعهد می‌دهم که حتی یک کلمه اطلاعات، بیش از آنچه تاکنون به آژانس داده شده است، در اختیار آژانس قرار نگیرد. این سخن و تفاهم سبب می‌گردد [شهید] دکتر فخری‌زاده آمادگی خود را برای همکاری جهت بستن پرونده‌های ادعایی آژانس اعلام کند.
  • در چنین حال و هوایی، هیئت آمریکایی بنابر خبر قبلی، تعدادی از اسناد خود را طی جلسه‌ای خصوصی به آقایان عراقچی، روانچی و بعیدی‌نژاد نشان داد. این اسناد که آمریکایی‌ها ادعا می‌کردند تنها بخش کوچکی از هزاران برگ سند مشتمل بر مکاتبات، گزارش‌ها، نمودارها، نقشه‌ها ... است، شامل طراحی پروژۀ تبدیل اورانیوم، نمودار آزمایشات هسته‌ای، خلاصۀ گزارش آزمایش چاشنی‌ها در شرایط میدانی، مکاتبۀ با [شهید] دکتر فخری‌زاده، و بالاخره گزارشی مبسوط و مفصل بود که به‌صورت پاورپوینت از سوی مجری پروژۀ علی‌الظاهر خطاب به مقامات بالاتر نظام تهیه شده و دربرگیرندۀ 56 اسلاید پیرامون مراحل ساخت یک نمونۀ واقعی از یک کلاهک جنگی هسته‌ای همراه با عکس و نمودار بود. در اسلاید پایانی این پاورپوینت فیلمی هم از محصول نهایی نشان داده ‌شد که در پس‌زمینۀ آن یک موسیقی غربی پخش می‌شد.
  •  
  • جهت اطلاع شما اگر این کار واقعاً در ایران انجام شده بود، حتماً با یک آهنگ حماسی یا یک نوای مذهبی با شور انقلابی همراه می‌شد نه یک موسیقی شاد غربی. از طرف دیگر در ایران عدد 110 جنبه مذهبی دارد نه عدد 111 و کسی که این اسناد را ساخته قطعاً اطلاع درستی از روحیات ایرانیان نداشته است. وقتی دکتر عراقچی این عبارت را گفت، چهرۀ فردی که اسلایدها را پخش می‌کرد و توضیح می‌داد، به طور کامل سرخ شد. نگاه‌های خانم شرمن هم به وضوح متعجب و مستأصل بود.
این مطلب برایم مفید است
208 نفر این پست را پسندیده اند