«کابینه پیشنهاد رئیسی، موافقان و مخالفان چه می گویند؟» عنوان بحث و گفت و گوی دیشب خبرگزاری خبرآنلاین بود که فعالان، سیاسیون و تحلیلگران رسانه ای نظراتشان را بیان کردند. برخی ناشناخته بودن اعضای کابینه را مورد نقد قرار دادند و برخی دیگر حضور افرادی چون امیرعبداللهیان در کابینه را نقطه مثبتی ارزیابی کردند.

علامت سوال هایی نیز درباره برخی اعضای کابینه ایجاد شد و البته ادعایی درباره نقش جبهه پایداری در چینش کابینه مطرح شد.

در ادامه مشرح این بحث و بررسی کابینه رئیسی در کلاب هاوش خبرگزاری خبرآنلاین را بخوانید؛

*******

فکر می کردم آقای عبداللهیان گزینه خوبی است ولی...

*عبدالجواد موسوی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین

من هم مثل خیلی از دوستان تاکنون فکر می کردم آقای عبداللهیان برای وزارت خارجه گزینه خوبی است ولی وقتی فیلمی عجیب از او را دیدم، این فکرم تغییر کرد. 

آقای رئیسی در دوران انتخابات مقداری توقعات بعضی ها را بالا بردند. زمانی که ایشان در مقام نامزد انتخاباتی وعده هایی دادند فکر کردیم ممکن است اتفاقاتی برخلاف تصورات ما بیفتد. سخن از به خط کردن متخصصان و تماس با اهل فن و منتقدان برای گرفتن نظرات و حتی تماس با آقای زیدآبادی، برخی امیدها را در دلها زنده کرد بلکه نتایج متفاوتی را شاهد باشیم.

برخی از ما توقع مان از شخص آقای رییسی اخیرا بالا رفته است و گمان کردیم مشورت پذیری ایشان باعث می شود آدمهای متخصص به یاری دولت بیایند. اما نسبت به این توقع، لیست وزرای پیشنهادی این توقع را برآورده نکرد و کسانی که به او دل بسته بودند و فکر می کردند با دولت متفاوتی روبرو می شوند،تا حدودی مایوس شدند. اگر این توقع را از حافظه خود پاک کنیم، به نظر می رسد اتفاق خاصی رخ نداده و انتظاری که داشتیم به وقوع پیوسته و باید واقعیت را پذیرفت که ایشان رییس جمهور است، رئیس جمهوری در حد و اندازه خود. نه نلسون ماندلا، نه محمد خاتمی. با این انتظار، کابینه معرفی شده بی ربط نیست.

امیر عبداللهیان جای یک سوپراستار دنیای دیپلماسی آمده است

*امیر پسنده پور، تحلیلگر امور بین الملل

ما قدری در سطح دولتها و مقامات بین سیاستهای اعلامی و اعمالی باید تفکیک قائل شویم. مصاحبه آقای امیرعبداللهیان در چهارچوب سیاستهای اعلامی و منبعث از جناح فکری ایشان است. در حوزه سیاست ورزی بعید است این نگاه غالب باشد. آقای امیرعبداللهیان تربیت یافته وزارت امور خارجه از کارشناسی تا وزارت است. نوعی سلسله مراتب نظامی در وزارت خارجه وجود دارد و رسته افراد مشخص است که در چه چهارچوبی رشد می کنند. آقای امیرعبداللهیان در کابینه رییسی دقیقترین فرد برای این انتخاب است.

قطعا سلیقه من این نیست ولی انصاف حکم می کند با وجود اختلاف نظر، انتخاب این چنینی را بدبینانه ننگریم. به تخصص گرایی و اعتدال چهارچوب فکری حاکم بر دولت احترام می گذاریم. این انتخاب می توانست در بین افرادی باشد که اساسا قائل به مذاکره نیستند و دنیا را در دو شکل دارالمستکبرین و دارالمومنین می بینند.

امیرعبداللهیان تحصیل کرده وزارت خارجه و دانشگاه تهران است و باید از او در سطح وزیر خارجه متوقع باشیم. احیا برجام کار او نیست. تصمیمش جای دیگری است. او می تواند یک مذاکره کننده خوب باشد و با تکیه بر توان دیپلماتیک خود بتواند این مانع را رد شود. او متخصص حوزه خاورمیانه و عربی-آفریقایی است. می تواند در هماهنگی با میدان تنشها در منطقه را با همسایگان کاهش دهد. 

{در پاسخ به این سوال که آیا نمونه موفقی در کارنامه ایشان می شناسید؟}  در دوران خدمتی او در سفارت ایران در بحرین، تنش کمتری داشتیم. همکاریهای کوتاهی با او داشتم.  بسیار شنونده خوب، دیپلمات خوش خلق و دارای روابط عمومی بالاست. چون معاون وزیر خارجه بوده، نمی توان دستاوردی مانند برجام را برایش تلقی کرد.

در چهارچوب گفتمانی دولت ایشان توانمند هستند. نباید او را چون نمی پسندیم به تمامی زیر سوال ببریم. گفتمان او در نقطه مقابل من است ولی به تخصص او احترام می گذارم. شما او را با آقای متکی مقایسه کنید. در شغل شریف معلمی بودند و بعد از انقلاب این نسل بی ارتباط با حوزه دیپلماسی آنجا نشستند. هجمه ای که علیه آقای امیرعبداللهیان می بینم هرگز درباره آقای متکی ندیدم. آقای امیر عبداللهیان جای یک سوپراستار دنیای دیپلماسی آمده و طبیعی است دیگران قیاس کنند.

*عبدالجواد موسوی،عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین

نسبت به آقای امیرعبداللهیان تصور بدی ندارم. به آن معنی هم سیاسی فکر نمی کنم. وقتی درباره اصولگرایان یا اصلاح طلبان حرف می زنیم باید با معیارهای آنها نگاه کنیم. درباره آقای زاکانی وقتی حرف می زنیم می گفتیم گزینه بهتری در اصولگرایان داشتیم. درباره آقای عبداللهیان چیزهای مثبت زیاد شنیده بودم ولی وقتی آن فیلم را دیدم ترسیدم که یک فرد متخصص به چه دلیل باید این گونه حرف بزند. اگر آقای سیداحمد خاتمی یا علم الهدی این گونه حرف می زد تعجب نمی کردم ولی انتظارم از آقای عبداللهیان این بود که به شکل دیگری با مساله روبرو شود. ترسم این است که برای خوشایند برخی، این حرفها سرلوحه عمل او قرار گیرد چون عده ای این شیوه مملکت داری را می پسندند.

*امیر پسنده پور، تحلیلگر امور بین الملل

بعد از اختلاف نظر بین آقای ظریف و امیرعبداللهیان که امر طبیعی است و دعوای شخصی نبود، آن گروهی که پشت آقای امیرعبداللهیان ایستادند، صحبت های او را ادای دین به این عده می دانم. ایشان حتی سفارتش برای عمان تایید شد ولی نپذیرفت و عده ای از او حمایت کردند. این حرفها ادای دین به حامیان او بود. دیپلماتی مانند او وجه تمایز بین اعمال سیاست و اعلام سیاست را خوب می داند.

امیرعبداللهیان کار دیپلماسی را در منتهی الیه میدان بلد است

* محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز

از کل کابینه جز دو سه نفر را نمی شناسم. شاید دوستان هم اینطور باشند. درباره آقای عبداللهیان باید اول از همه بپذیریم کشتی بان را سیاستی دیگر آمده است. در چهارچوب سیاستهای مورد علاقمندی خود، وزرا را بررسی نکنیم. این چهارچوب با رای ندادن مردم به هم ریخته است. نمی توانیم باز هم غر بزنیم. کسانی که دعوت به عدم مشارکت کردند نقش داشتند، شورای نگهبان و دولت آقای روحانی مردم را بی انگیزه کردند و نقش داشتند.

این کشتی بان جدید آمده و در سیاست خارجه کاری می خواهد انجام شود که آقای امیرعبداللهیان همیشه به آن معروف بوده و همان که آقای ظریف گفت این دولت برای دیپلماسی نیامده است. در مجموعه میدانی ها، آقای امیرعبداللهیان فردی است که حوزه سیاست را می شناسد.

من مجموعا مثبت نگاه می کنم چون در بین کسانی که به میدان اهمیت می دادند و آقای رییسی قرار بود برای میدان بیاید، اگر قرار باشد مذاکرات به جایی برسد آقای امیرعبداللهیان کار دیپلماسی را در منتهی الیه میدان بلد است.

پرونده های اقتصادی زیادی روی میز وزارتخارجه است

*حجت الله صیدی،مدیرعامل بانک صادرات و فعال اقتصادی  

شاید قضاوت درباره آقای امیرعبداللهیان با یک جمله و بریده یک فیلم درست نباشد. شناخت بنده از آقای امیرعبداللهیان شناخت مثبت است. زمانی که او معاون یا در بحرین سفیر بود یکی دو کار در بخش اقتصاد بین المللی داشتیم، او دارای مهارت و شناخت و سواد لازم بود. فکر می کنم در بین گزینه های مطرح شده، آقای امیرعبداللهیان بهترین گزینه است.

در بخش دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه پرونده های زیادی روی میز آقای عبداللهیان است. مانند تفاهم نامه همکاری ۲۵ ساله با چین، یا برجام .

شکست یا پیروزی برجام یا مسایل اینستکس با اروپا مطرح می شود. ممکن است داد و ستد ما با اروپا بیشتر شود. برنامه اقتصادی ما در منطقه، صادرات با کشورهای همجوار از جمله عراق و آسیای میانه، افغانستان و پاکستان، قطر و عمان داریم. آقای امیرعبداللهیان در این حوزه تسلط و تمرکز و تجربه خوبی دارد. خودم امیدوارم در این رابطه، ارتباطات اقتصادی ما در رقابت با ترکیه و عربستان و همکاری با آنها و امارات توسعه یابد.

هنوز امارات سهم مهمی در تجارت ما دارد. درباره آسیای دور جز چین، با کشورهای مالزی و اندونزی، کره جنوبی و ژاپن، آمریکای لاتین از جمله برزیل و آرژانتین داد و ستد زیادی داریم. ایشان به لحاظ تجارب خود می تواند دیپلماسی اقتصادی را تقویت کند. خیلی از اقتصادیون تجربه خوبی از کمکهای وزارت خارجه در بخش اقتصاد ندارند.

او موقعیت ویژه ای دارد چون بخش مهمی از انرژی اش برای دفاع از خود، لازم نیست صرف شود. بلکه می تواند برای توسعه بگذارد. برای همین مجموعا می توانیم وضعیت خوبی در دوره او در حوزه دیپلماسی اقتصادی داشته باشیم.

در مورد برخی اعضای کابینه در ذهن علامت سوال است اما...

*مجتبی رضاخواه ، نماینده مردم تهران در مجلس 

کشور نیاز به یک نظام حکمرانی دارد و الان ما در این موضوع دچار مشکل هستیم. کنار بحران کرونا، مدیریت آب و مصرف انرژی بحران حکمرانی هم داریم. اشکالاتی که درباره کابینه گرفته می شود به نبود نظام حکمرانی برمی گردد. نظام مدیریتی کشور نیاز به تغییر دارد و باید افراد جدیدی وارد آن شوند تا با دانش روز بتوانند مشکلات کشور را حل کنند. در نظام فعلی امکان رشد افراد با سلایق مختلف فراهم نیست. دولتی با تغییر تفکرات سیاسی در تقابل با دولت آقای روحانی آمده است. مفهومش این است که افرادی زیادی در کابینه معرفی شده اند ولی در ۸ سال گذشته در دولت نبودند.

در کمیته امداد، مراکز پژوهشی یا ستاد اجرایی بودند. کسی که در ۸ سال گذشته در دولت منصب نداشته می خواهد بیاید مشکلات را حل کند. اصل این اشکال دارد. برخی افراد سابقه وزارت دارند. آقای محرابیان سابقه وزارت دارد ولی در ۸ سال گذشته از دولت و مشکلات اصلی اجرایی دور بوده است. این فرد ۸ سال دور بوده و حالا می خواهیم او را وارد حل بحران کنیم. در برق ما شرایط بحرانی داریم. آقای محرابیان ۸ سال در وزارت نیرو نبوده و قبلا هم وزارت دیگری بوده است. این اشکال در نظام حکمرانی است. آنقدر مسایل سیاسی را وارد مسایل اجرایی کردیم که هزینه اش بسیار بالاست. 

ما شاهدیم هر ۸ سال دولتها عوض می شوند و پشت سر آن اغلب مدیران تغییر می یابد. این هزینه زاست چون تجربه افراد از سیستم خارج می شود و افراد مجرب گوشه نشین می شوند. افراد می آیند که یا تجربه ندارند یا در ۸ سال گذشته از سیستم اجرایی دور بودند. این اشکال است. باید نظام حکمرانی تعریف کنیم. در کشورهای مختلف، این مسایل را در نظامهای حزبی یا حتی عدم تغییر در بدنه کارشناسی دولت حل می کنند. این که بگوییم آقای خاندوزی مناسب نیست باید بپرسیم چه کسی مناسب است و ما با اشکال مواجه می شویم. شما کسی را از طیف سیاسی که حداقل ۸ سال دور بوده است را بیاورید و منصب بدهید که طبیعتا هزینه زاست. این مساله مهمتر از بررسی اشخاص و مصادیق و حتی برنامه این افراد است. 

این که بگوییم فلانی برنامه خوبی دارد هم اشکال دارد. یک کشور را نمی توان بر مبنای برنامه افراد اداره کنیم. کشور باید برنامه داشته باشد و با عوض شدن شخص نباید برنامه ها عوض شود. اگر با عضو شدن شخص برنامه جدید می آید این اشکال دیگری در برنامه حکمرانی است. نباید بپرسیم آقای وزیر برنامه ات چیست. باید بپرسیم برنامه کشور این است و آقای وزیر شما اثبات کن می توانید این برنامه را اجرا کنید. 

این ایرادات پایه ای است و تا زمانی که این اشکالات رفع نشود ما درباره لایه های سوم و چهارم حرف می زنیم و لایه های اول و دوم را رها کرده ایم. شما وقتی بهترین گزینه ها را در لایه سوم و چهارم انتخاب کنید ولی لایه های اول و دوم را رها کنید، اثری ندارد.

درباره کابینه نسبت به برخی دید مثبت دارم و درباره بقیه علامت سوال در ذهن دارم. آقای خاندوزی نیروی خوبی است و می تواند موفق باشد چون فکر منظمی دارد و شخصیتا انسان توصیه پذیری است. یعنی اگر بفهمد راهکاری جایی است تلاش می کنم آن را به کار گیرد و روی عقیده اشتباه پافشاری از جمله ارز ۴۲۰۰ تومانی نمی کند. ایشان اینطور نیست یعنی یک سیاست اشتباه را از ابتدا نمی گذارد. این خیلی مهم است. 

درباره مصادیق دیگر صحبت نمی کنم. به طور کلی معدل این کابینه با کابینه آقای روحانی متفاوت نیست. گرچه نقاط مثبتی مانند آقای خاندوزی دارد ولی جاهایی هم افراد ضعیفترین معرفی شده اند .

سجادی ناآشنا با ورزش کشور نیست اما...

*فرهاد عشوندی عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین

در بین انتخابهایی که دولت داشت در ورزش انتخابی که شده نسبت به گزینه های مطرح شده، انتخاب بهتری است. البته گزینه هایی مانند آقای عباسی را داریم که بهترین سوابق المپیک را به نام او ثبت کرده ایم. آقای سجادی هم قهرمان است و هم جوان. او مدال ارزشمندی در پوسان در دوی نیمه استقامتی گرفته است. تحصیلات ورزشی عالیه دارد و در دانشگاه شهید بهشتی مشغول است.

سابقه قهرمانی در لیگ برتر دارد. آقای لیت وارسکی را در ایران آورده و کی روش در دوره او وارد ایران شده. در مجموع می شود گفت ناآشنا با ورزش کشور نیست. مدیریتهایی هم در مجموعه های اقتصادی دارد و بین گزینه های کارمندی، او مقداری بالاتر از بقیه است. قطعا رسول خادم یا علی دبیر نیست، ولی حمید سجادی بعد از برادران خادم و یکی دو نفر دیگر گزینه مناسبی برای ورزش است. 

مهمترین کارش باید این باشد که کارمند نباشد و خیلی احساسی و جو زده سلبریتی های ورزشی نباشد. نگاه سلبی که افراد اکادمیک مانند آقای گودرزی به قهرمانان را نداشته باشد. امیدوارم رای اعتماد بگیرد. 

بهتر است آقای سجادی تیم همراه داشته باشد

*مازیار ناظمی، مدیر روابط عمومی وزارت ورزش

در شروع کار آقای روحانی وزارت ورزش با مجلس وارد کشتی جدی شد. آقای سلطانی فر رای نیاورد. آقای صالحی امیری سرپرست شد. بحث مفصلی در شب رای گیری بود که رای نیاورد. آقای سجادی رای نیاورد. ۱۰۰ روز وزارتخانه در بلاتکلیفی بود تا در آذر ۹۲ دکتر گودرزی رای آوردند که اگر رای نمی آورد کار به حکم حکومتی می کشید. با این شرایط وارد وزارت ورزش و جوانان شدیم.

یک ثلمه از سوی مجلس وارد شد که معلوم نبود چه خبر است. تجربه آقای خادم بسیار مهم است. آقای گودرزی پروفسور به تمام معنی در حوزه ورزش است ولی تجربه کشورداری بسیار مفصل است. وزارت ورزش و جوانان یک وزارت وزیر محور نیست. ممکن است در وزارت نفت، دستورات و شخصیت وزیر خیلی موثرتر است ولی وزارت ورزش ۵۲ فدراسیون دارد که هر کدام اساسنامه جهانی دارند. کمیته ملی المپیک را داریم که ریاست این کمیته همیشه جدالی داشته و اکثرا به رییس جمهور نزدیک بودند. در دوره اخیر رقابتی نبود. 

قدرت و اختیار وزیر ورزش جور درنمی آید. اسطوره ای با یک پست اینستاگرامی نفس وزیر ورزش را می گیرد. به آقای سلطانی فر گفتم همان کاری که خودرو با وزیر صمت می کند استقلال و پرسپولیس با تو می کند. وارد نشو. ایشان یک سال وارد نشد ولی بعد وارد شد و مشکل پیدا کرد.

ترکیب سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان از اساس مشکل داشت. این وزارتخانه مولود یک دعوا بین آقای احمدی نژاد و مجلس بود. هرگز این دو سازمان بهم نزدیک نشدند. ورزش به تنهایی در حوزه جوانان سیطره دارد. موضوع جوانان عمیق و پرحوصله است. در حوزه اشتغال و وام بانکی این وزارتخانه هیچ اثری ندارد. یک کار سمبولیک است. اکثر کاری که می شود وزیر را به راحتی استیضاح کنی این است که برای جوانان چه کردی. به راحتی می توان قانع نشد و در صحن علنی، وزیر را استیضاح کرد.

حمید سجادی خودش قهرمان است ولی موضوع قدرت و اختیار این وزیر با هم جور درنمی آید. سرخابی ها باید به حوزه خصوصی بروند ولی نشد. نه آقای طیب نیا و نه آقای دژپسند زیر بار خصوصی سازی اینها نمی روند. این اساسا یک معما است. موضوع بدهی ها، شفافیت، داراییها، بورس و فرابورس این دو باشگاه مشخص نیست. این از گردن آقای سجادی برداشته نمی شود. مسیر، مسیر دشواری است. کار بسیار مشکل است. پیشنهاد می کنم آقای سجادی یک تیم همراه داشته باشد. در زمان آقای سجادی و گودرزی دیدم. معاونت قهرمانی قائم مقام وزارتخانه محسوب می شود. این که تیمها در وزارتخانه هماهنگ نیستند کار را مشکل می کند.

وزیر برای تصمیم گیری باید اطلاعات و ارتباطات درست داشته باشد. خیلی از کارهای خوب وزارت ورزش، چون پشتوانه افکار عمومی نداشت خیلی صدمه خورد. در رسانه ها، مردم و بیان کارهای انجام شده، به وزیر آینده آقای سجادی پیشنهاد می کنم این مساله را به طور جدی دنبال کند. به مجلس توصیه می کنم فراکسیون ورزش و کمیته تربیت بدنی و کمیسیون فرهنگی وزیر را کمک کند.

سیاسی ترین چهره کابینه، خود رئیسی است

*سعید آجرلو، فعال رسانه ای اصولگرا

من فکر می کنم کابینه آقای رئیسی چند ویژگی دارد، اول اینکه کابینه ایشان غیرسیاسی است. یعنی آن معنایی که حاصل خواسته جناح ها و گروه های سیاسی باشد را ندارد و خیلی نمی توان افراد حاضر در کابینه را سهم بندی کرد. البته بحث خوب یا بدی مقوله جداگانه ای است.

دوم اینکه سیاسی ترین چهره کابینه که فاصله خیلی زیادی با بقیه دارد، خود آقای رئیسی است و چهره مشهور سیاسی چندانی در این دولت را در مقایسه با دولت آقای روحانی و احمدی نژاد نمی بینیم که این مسئله تحلیل را سخت می کند. 

نکته دیگر این است که کابینه تندرو و رادیکال نیست، خیلی ها فکر می کردند حاصل دولت اصولگرا ممکن است بسیار رادیکال باشد اما گزینه ها مقدار زیادی به میانه نزدیک تر هستند. اساسا کابینه حاشیه زایی به معنای سیاسی یا رادیکالی بودن نیست. 

مسئله بعدی تغییر ریل حکمرانی در حوزه های اقتصادی است که من آن را به حوزه سیاست خارجی و برجام مرتبط می دانم. من فکر می کنم احیای برجام به دلایل خیلی زیادی فرآیند سخت و پیچیده ای است و اعتقاد ندارم که در کوتاه یا میان مدت بتوانیم به شرایط اجرای برجام بازگردیم. به همین واسطه این کابینه باید غیربرجامی باشد، فضای سیاست ایران برجام زدایی شده است و در انتخابات ۱۴۰۰ هم این مسئله را مشاهده کردیم. وزیرخارجه هم امیرعبداللهیان است که سوابق بسیاری در مذاکرات ندارد. پس اگر قرار است توافق هسته ای یا هر توافق دیگری احیا نشود ما باید آماده تغییر ریل سیاست کشور باشیم که احتمالا به تغییر روابط با چین و یا بهبود روابط با سعودی باشد. البته من این پرسش را در ذهن دارم که کابینه می تواند این مهم را محقق کند یا خیر؟

در زمینه اقتصاد سیاسی هم فکر می کنم واقعا برای تغییرات بزرگ در شرایطی که برجام هم شاید در دسترس نباشد کار بسیار پیچیده است. البته آرزو می کنم کم حاشیه بودن و ملی بودن کابینه به پیش رفتن این پروژه کمک کند. من ترجیح می دادم به دلیل شرایط پیچیده کشور افراد متخصص تری برگزیده می شدند.

من فکر می کنم ترکیب وزرا در حوزه سیاست داخلی هم خوب است و امیدوارکننده است، در حوزه آموزش چندان پیش بینی ندارم. در حوزه فرهنگ کم و بیش امیدوارکننده است. مسئله اصلی دولت در مقطع فعلی این است که چگونه بدون احیای برجام مسایل را حل کرده و جلو برود. ضمن اینکه این موضوع هم بسیار جدی است که هر رییس جمهوری در ترکیب اولیه کابینه خود آن ترکیبی را ارائه می دهد که به ذهن خود نزدیک تر است و درباره کابینه سیزدهم این مسئله صدق می کند.

وزن کابینه رئیسی در مقابل مشکلات بسیار کم است

*سیدحمید حسینی، فعال اقتصادی و عضو اتاق ایران

دوستان بدون نگاه سیاسی در حوزه کنترل شیوع کرونا وارد عمل شویم و اگر قرار است فردی روی کار بیاید که نتواند اوضاع را بهبود ببخشد کنار نیاییم.

من به نظرم با توجه به شرایط کشور و بحران هایی که داریم کابینه سیزدهم چندان کارآمد نیست و نمی تواند اوضاع فعلی را مدیریت کند و وزن کابینه در مقابل مشکلات بسیار کم است. همچنین اختلاف سطح در کابینه زیاد است، یعنی برخی عقبه و سابقه دارند و شناخته شده هستند اما برخی پشتوانه قوی و سابقه زیادی ندارند.

وزرای تخصصی اغلب تکنوکرات هستند و چندان سیاسی به شمار نمی آیند و این مسئله که فضای تندی حاکم نیست قابل قبول است. همه وزارتخانه ها اهمیت دارند و می توانند به شرایط کشور با توجه به تحریم ها کمک کنند. 

آقای میرکاظمی به نظر می آید که یک ضلع دولت است، ضلع دیگر آقای مخبر، یک ضلع هم آقای وحیدی است و البته آقای خاندوزی هم می تواند مدعی باشد و این ضلع ها به نظرم می تواند برای دولت مشکل ساز شود.

امیدوارم کابینه بتواند موفق باشد و البته مجلس هم اگر می بیند وزرای انتخابی چندان کارآمد نیستند، کوتاه نیاید.

ای کاش رئیسی از ظرفیت زنان در کابینه اش استفاده می کرد

*محسن دلاویز، فعال اقتصادی

ای کاش آقای رئیسی از ظرفیت زنان هم استفاده می کرد و کابینه از زنان هم برخوردار بود. من درباره آقای خطیب هم باید بگویم که بسیار دلسوز هستند و با توجه به تجربه شخصی که دارم ایشان می توانند در حوزه وزارت اطلاعات می توانند موفق باشند و به مبارزه حقیقی و درست با فساد عمل کنند.

شاید من خیلی خوش بین نباشم چون در شرایط فعلی کابینه برای عبور از بحران های کشور می بایست قوی تر بود.

مشکل اصلی اف ای تی اف است نه تحریم ها

*حبیب خلج، فعال اقتصادی

من معتقدم افراد در موقعیت های زمانی مختلف تغییر می کنند، به طور مثال آقای هاشمی در دهه ۶۰ همانطور فکر می کرد که در دهه ۷۰ یا ۸۰ فکر می کرد؟ دولت آقای رئیسی سعی کردند بین دولت آقای روحانی و آقای احمدی نژاد قرار بگیرد. 

آنطور که دوستان اشاره می کنند مشکل ما به شکلی که بیان شد تحریم ها نیست، بلکه اف ای تی اف است.

مثلا دوستان اشاره می کنند به آقای وحیدی که سخت گیر هستند و از این دست مسایل، به نظرم باید در حوزه وزارت کشور که بسیار سیاسی است از چنین افرادی استفاده کرد. ما نیازمند وزرایی هستیم که جسارت داشته باشند.

جبهه پایداری در کابینه رئیسی نقش مهم و اساسی دارد

*فیاض زاهد، نویسنده و تحلیلگر سیاسی

من شناخت کمتری نسبت به افراد معرفی شده دارم اما معتقدم کابینه کاملا سیاسی است و جبهه پایداری در ترکیب آن نقش مهمی و اساسی دارد. همچنین در زمینه وزارت کشور آقای وحیدی سابقه وزارت دفاع دارد و در سپاه دارای ارتباطاتی است و با توجه به تجربه امنیتی که دارد به نظر گزینه مناسبی می آید.

در حوزه سیاست خارجی انتخاب آقای امیرعبداللهیان در چارچوب فعلی خوب است و هماهنگی بیشتری با بحث میدان دارد. در حوزه وزارت ورزش من با آقای سجادی یکسال کار کردم و بسیار فردی قابل احترام و ارزشمند است و با توجه به اینکه از جنس ورزش است به نظرم گزینه مناسبی است و انتخاب حرفه ای و غیرسیاسی است. همچنین روابطش با طیف های مختلف بسیار خوب است.

در مجموع به نظرم، می توانست کابینه قوی تری شکل بگیرد و نمی دانم چرا این اتفاق رخ نداد و امیدوارم که تبعات تصمیم گیری آقایان به نحوی باشد که بتوانند این کشتی در حال طوفان را پیش ببرند.

به نظرم بزرگ ترین مسئله دولت سیزدهم تحریم هاست و با توجه به دست فرمانی که در داخل و خارج از کشور می بینم و همچنین سوابقی که در ذهن دارم آقای رئیسی را پرهیز می دهم که درگیر شعارزدگی اطرافیان شود.

ضرغامی بهترین گزینه برای وزارت میراث فرهنگی و گردشگری است

*علی اصغر شعردوست، تحلیلگر سیاسی

میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری یکی از مهمترین عرصه هاست که می تواند با اندک سرمایه گذای بسیار اشتغال زا باشد و تولید ثروت کند تا کشور را در دنیا معرفی کند. متاسفانه اما مدیرانی که بعد از تصویب قانون تاسیس این وزارتخانه منصوب شدند هر کدام به نحوی براساس یک ضرورت (یعنی اگر از جای دیگری رای می آوردند و روسای جمهور می خواستند به فردی سمت دهند) این وزارتخانه جای مناسبی بود. 

در بین افرادی که برای این مجموعه مناسب بودند من فکر می کنم جناب آقای ضرغامی بهترین گزینه برای  این عرصه بود. آقای ضرغامی مجموعه ای از تجربیاتی در زمان حضور در وزارت ارشاد، سازمان صداوسیما و ... را داراست، البته بهترین گزینه نیست بلکه از بین گزینه های مطرح شده برای دولت سیزدهم گزینه مناسبی است.

او مدیریت را می شناسد و وضع اجتماعی ایران در داخل و خارج و همچنین سازمان های بین المللی را می داند و از سوی دیگر به راه های کسب درآمد و مدیریت براساس خودگردانی در عرصه فرهنگ و هنر رسیده است. آقای ضرغامی در سال های اخیر بیشتر از گذشته روحیه گفت و گو و مدارا را پیدا کرده است و نشان از تحول عمیق ایشان دارد. 

من درباره وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگران هستم، وقتی جناب آقای رئیسی فرمودند که من دولتی غیرجناحی تاسیس خواهم کرد تبعا کسی در حوزه های اقتصادی بحث سویه سیاسی را ندارد. اما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اوضاع فرق می کند. من آن میزان که جناب آقای اسماعیلی را می شناسم، تا به حال عملکردی یک سویه داشتند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه سینما، مطبوعات، کتاب، موسیقی، تئاتر و ... با افرادی سروکار دارد که نخبگان اجتماعی هستند و در حقیقت باید با آن ها با ملایمت برخورد کرد و واقعا شان آن ها را شناخت.

متاسفانه در کشور ما که مهد و کانون تمدن و فرهنگ بوده است، این مقوله در گردانندگان این سرزمین کمتر مورد توجه قرار گرفته است. امیدوارم که مشی آقای اسماعیلی با آنچه پیش از این بوده متفاوت تر باشد که این عرصه بسیار فرار است و توقع اینکه یک هنرمند چند بار به دفتر ما بیاید خیلی به جا نیست، توقع اینکه مولف چند بار برای دریافت مجوز مراجعه کند به جا نیست. 

دولت و نظام هم باید به حوزه فرهنگی توجه کنند، چرا که سهم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اعتبارات فرهنگی بسیار اندک است.

بیشترین کار ضرغامی در وزارت میراث، زیر میز زدن است

*محسن حدادی،  مدیرکل دفتر تبلیغات وزارت ارشاد

ما تقریبا از وزرای پیشنهادی شناخت کاملی نداریم که این هم می تواند برای ما امیدوارکننده و هم نگران کننده باشد، نگران کننده از این جهت که شناخت نادرست و عدم تخصص هر یک از افراد معرفی شده برای وزارتخانه ها می تواند مشکل ساز شود. از طرفی هم می تواند در نتیجه شاهد عملکرد موفقی از گزینه ها باشیم.

خیلی نباید انتظار معجزه از کابینه و وزرا داشته باشیم، اصولا در کشور ما مطالبات سالانه در حال تغییر هستند و به همین دلیل ما نمی توانیم شاهد تغییرات مثبتی باشیم. من معتقدم کار در وزارتخانه های مختلف از جمله وزارت فرهنگ توسط کارشناسان پیش می رود و حتی معاونان وزرا هم چندان قدرت تغییر و تحول ندارند. 

آقای اسماعیلی هم بیشترین فعالیتشان پژوهشی بود و در دولت دوم آقای احمدی نژاد هم چنین نگاهی به وزارت فرهنگ داشته است اما تمامی معاونان آقای حسینی از سایر حوزه ها انتخاب شدند. حداقل در وزارت فرهنگ بدنه کارشناسی که ۲۰ ساله ریشه دوانده تصمیم گیر است. اگر وزیری از داخل این بدنه بیاید شاید بتواند ۳۰ درصد موفق عمل کند و رشدی را حاصل کند. اما اگر خارج از بدنه باشد و تسلط کافی نداشته باشد مجبور به ادای سهم خواهی هاست و این مسئله باعث می شود هر گوشه وزارتخانه به شکل جزیره ای اداره شود و همه به وضع موجود رضایت دهند. 

آقای ضرغامی هم در وزارت میراث بیشترین کاری که می توانند انجام دهند زیر میز زدن است و من چشم انداز چندان مثبتی برای ایشان نمی بینم. البته امیدوارم تمامی وزرا برای کار کردن وارد عمل بشوند چون کشور بسیار زیاد به این موضوع احتیاج دارد. امیدوارم مدیریت از درون یا بیرون روی وزرا صورت نگیرد.

*محمد مهاجری، عضو شورای سردبیری خبرگزاری خبرآنلاین

من فکر می کنم مجموع بحث های امشب حول این موضوع می گذشت که کابینه فعلا دایره بسته است و نمی توان تحلیل کاملی داشت اما همه امیدوار هستند که عملکرد موفقی داشته باشند. همچنین این بحث مطرح بود که مدیریت دولت سیاسی نیست که شاید به این امر باز می گردد که خود آقای رئیسی هم چندان در قامت یک چهره سیاسی پیش از این حضور نداشته است.

انتظار از دولت رئیسی چیست؟

*مسعود بهنود، تحلیلگر سیاسی

بیشتر دوستان ابراز امیدواری برای کابینه جدید می کردند، من هم آدم خوش بینی هستم. بخشی از دوستان ما می گویند برنامه ها خوب بوده و برخی هم می گویند چون دولت سیاسی نیست می توان به آن امید داشت.

اگر به حرف متخصصان گوش کنیم، در این سال ها همه افرادی که انتخاب شدند به هر حال برای آباد کردن آمده بودند و اگر در جاهایی نقص هایی اتفاق افتاده به دلایل دیگری است. ما ایرانیان دچار یک بی نظمی هستیم که به عقیده برخی از قانون اساسی نشات می گیرد. همه الگو قانون اساسی ما از فرانسه گرفته شده است که رییس جمهور سیاست کلی را تعیین می کند و هیات وزرا و کابینه ای هم دارد. 

ما یک نیروی فائقه ای را باید آرزو کنیم که بتواند تمامی حوزه ها را به شکل منظم همراه کند. می شود هم ناامیدکننده و بدبینانه سخن گفت که به آن کاری نداریم. اما این همه گفت و گو درباره قابلیت افراد چه سرانجامی دارد؟ من با توجه به تجربه ای داریم می گویم به عنوان مثال شما فردی چون آقای زنگنه در حوزه نفت نداریم. 

ما باید از این دولت انتظار داشته باشیم که بتواند نظم پایداری را در کشور حکم فرما کند، ما نمی توانیم براساس مسئولیت افراد، قابلیت ها و تخصص ها هر کدام به صورت جداگانه درباره آینده تحلیلی داشته باشیم.

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند