هرچند این روال نظارت در انتخابات مختلف دوره های قبل نیز به ویژه انتخابات ریاست جمهوری، مرسوم شده و مسبوق به سابقه است، ولی در این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری، آش به قدری شور و غیرقابل هضم شده که حتی صدای اعتراض برخی خودی‌های هم طیف را هم، هرچند برای حفظ ظاهر، در آورده است و حامیان پروپاقرص این شورا نیز، لب به اعتراض و شکواییه باز کرده‌اند. اما روی سخنم در این مقال، اظهارات اخیر جناب صادق لاریجانی به عنوان یکی از فقهای این شورا است که گفته‌اند:«در هیچ دوره‌ای مانند دوره اخیر، تصمیم شورای نگهبان را در احراز صلاحیت کاندیداها، تا این حد، غیر قابل دفاع ندیده‌ام.»

سوال اساسی و ابهام بزرگ اینکه، جناب آقای صادق لاریجانی، آیا فکر نمی‌کنید برای اعتراض و گلایه از عملکرد دوستان خود در شورای نگهبان، کمی دیر و غیر قابل باور شده باشد؟! 

اگر در دوره‌های متعدد گذشته و اوج آن، دوره انتخابات یازدهم ریاست جمهوری که شخصیتی مانند آیت‌ا... هاشمی رفسنجانی را با ادعاهای واهی رد صلاحیت کردند، دیگران به ویژه آقای صادق لاریجانی، سکوت نکرده و صدای اعتراض و شکوائیه خود را  در خود شورا و برای افکار عمومی ابراز می‌کردند، شاید، شاهد وقایع امروز و ادامه روند تصمیمات این شورا که حتی گلایه یکی از کاندیداهای اصلی هم طیف خود را نیز موجب شده است، نبودیم و این وضع و شرایط  ناامید کننده برای دلسوزان واقعی نظام و کاهش مشارکت مردم در انتخابات، به وجود نمی آورد و اینگونه در انظار داخلی و مجامع سیاسی بین‌المللی، جمهوریت نظام که حاصل سال‌ها مجاهدت‌ها، شکنجه‌ها و تبعیدهای بزرگان و مبارزان واقعی نظام و خون صدها هزار شهید در قبل و بعد از انقلاب است، اینگونه صدمه نمی‌دید.

این مطلب برایم مفید است
233 نفر این پست را پسندیده اند