دکتر ابوالفضل سروش فعال سیاسی و نماینده سابق مجلس، بازگشت اعتماد عمومی و خارج شدن سفارتخانه ها از حالت انفعال را از جمله مهم ترین اولویت های دولت آینده می داند و می گوید: «سفارتخانه های ما عملکرد ضعیفی دارند و سفرای ضابطه مند انتخاب نمی شوند، وابستگان سیاسی درست تربیت نمی شوند؛ زمانی که سفرا به سفارتخانه ها می روند دقیقاً نمی دانند که برای حمایت از منافع ملی باید چه اقداماتی انجام دهند. وزیر خارجه در دولت آینده باید سفارتخانه ها را از حالت فشلی خارج کند و به شیوه ای برنامه ریزی کند که سفرا به جای اینکه به فکر خانواده و فرزندان خود یا حقوق مأموریت هایشان و جایگاهی که بعد از مأموریت پیدا می کنند، باشند به منافع ملی کشور فکر کنند.

وی نسبت به بی برنامه گی اکثریت کاندیدای ریاست جمهوری و همچنین مشخص نبودن کاندیدای اصلی در موعدی مناسب، انتقاد داشت و معتقد است: «وقتی برنامه ای وجود نداشته باشد، کاندیدا وعده های پوشالی می دهند بنابراین یکی از علل عدم موفقیت روسای جمهور در عمل کردن به وعده های خود، اشکال در پروسه انتخاباتی است.

متن گفت وگوی شفقنا با دکتر ابوالفضل سروش را می خوانید:

 * سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در آستانه رقم خوردن است، با توجه به شرایط فعلی کشور مهم ترین هدف و اولویت رییس جمهور آینده باید تغییر و تحول بنیادین در چه حوزه ای باشد؟

اولویت دولت آینده بازگشت اعتماد عمومی باشد

اکثریت معتقدند که مهم ترین هدف دولت آینده باید معیشت مردم باشد، اما به اعتقاد من اولویت باید بازگشت اعتماد عمومی باشد به عبارت دیگر افزایش و بالا بردن اعتماد مردم نسبت به نظام، جمهوری اسلامی و حاکمیت و آینده این کشور باید اولویت یک رییس جمهور باشد. شاید این اولویت بندی مختص به رییس جمهور و دولت نباشد، ولی به طور کلی این هدف باید سرلوحه دولت، مجلس، قوه قضائیه و حاکمیت قرار گیرد.

* اما در حال حاضر فشار اقتصادی بسیار است و مردم از نظر معیشتی در گرفتاری هستند، چرا افزایش اعتماد عمومی را اولویت می دانید؟

بله، فشار اقتصادی بسیار است، اما به تبع آن باید اقدامات دیگری نیز انجام شود، مثلاً اعتماد عمومی و معیشت، گرانی و تورم علت و معلول یکدیگر هستند. چرا تورم زیاد می شود؟ چون پایه قدرت پولی و نقدینگی کشور بسیار است، چرا نقدینگی زیاد است؟ چون تولید داخلی و رشد تولید کم است، همه این موارد مکمل هم هستند. اگر رشد و تولید زیاد شود، نقدینگی افزایش یابد و تورم و گرانی کاهش می یابد و همین امر باعث افزایش اعتماد عمومی می گردد.  بنابراین افزایش اعتماد عمومی نه تنها باید سرلوحه دولت آینده بلکه حاکمیت و قوه مقننه قرار گیرد. ریزش اعتماد عمومی در یک کشور و در این سطح وسیع باعث ضررهای بسیاری می شود، اگر اعتماد کاهش یابد، پایه های امنیت ملی کشور سست می شود، مهاجرت نخبگان، سرمایه های اقتصادی، علمی و اجتماعی افزایش می یابد، جوانان بی انگیزه می شوند، شغل و مسکن و سرمایه گذاری های داخلی کاهش می یابد، فرهنگ ضعیف می شود و مسایل قضایی افزایش می یابد. کم یا زیاد بودن اعتماد عمومی، سیاست خارجی و شأنیت و شخصیت در جامعه بین الملل، نفوذ کلام در جامعه و استقلال را تحت الشعاع قرار می دهد؛  تنها ارائه آمار از پایین آمدن اعتماد عمومی کافی نیست بلکه باید بررسی شود که این کاهش چه لطماتی به کشور و مردم وارد کرده؛ مواردی که ذکر شد حداقل تبعاتی می باشد که وارد شده است. اعتماد عمومی در حال حاضر در نازل ترین سطح خود قرار دارد و همه افکار باید در جهت افزایش اعتماد عمومی تلاش کنند.

* معتقدید پس از پیروزی انقلاب، در مقطع کنونی نازل ترین سطح اعتماد عمومی را شاهد هستیم؟

بله، نازل ترین سطح اعتماد عمومی را در این برهه ای زمانی داریم.

* مهم ترین دلیل آن چیست؟

به دلیل عملکرد همه ارکان از جمله دولت ها، مجلس ها، حاکمیت و شورای نگهبان بوده است. تمامیت خواهی، مال اندوزی، آقازادگی، نسنجیده صحبت کردن، محدودیت آزادی ها، معیشت و گرانی، عدم سیاست خارجی واحد و یکدست و به طور کلی همه اجزای کشور در شکل گیری این بی اعتمادی سهیم بودند.

ما یک کشور عظیم، پر پتانسیل و دارای مردمان باهوش و با استعداد بالایی هستیم و در طول تاریخ و به خصوص چهل سال اخیر نشان دادیم هر جا اراده کردیم، اصلاح شده است و در واقع هر زمان «خواستیم، توانستیم» اگر دولتی با برنامه درست، منسجم، همه جانبه و کامل همراه با کابینه مطلوب به صحنه بیاید، با انجام اقدامات درست و عملکرد مناسب می تواند ۶۰ درصد اعتماد عمومی را افزایش دهد.

در کشور معمولاً دولت ها دارای تئوری مشخصی نیستند یا زمانی که وارد عرصه اجرایی کشور می شوند بعد از حدود یک سال چنان درگیر حواشی می شوند یا برای آنها حاشیه می سازند که به طور کلی نحوه عملیاتی کردن تئوری های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را از یاد می برند به همین دلیل دولت ها اکثراً بی برنامه هستند.

نکته دیگر اینکه فقط چند روز تا آغاز فرایند ثبت نام کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده، یک ماه و نیم دیگر نیز انتخابات است، اما هنوز مشخص نیست چه افرادی بناست کاندیدا شوند و بسیار مایه تأسف است.در همه کشورها حتی افغانستان، سوریه، سومالی و ونزوئلا حداقل ۶ ماه قبل از انتخابات کاندیدای ریاست جمهوری معرفی می شوند.

شما زمانی که می خواهید خانه ای بخرید یا خانه ای بسازید از دو سال قبل برنامه ریزی می کنید، مگر می شود که در یک کشوری با جمعیت ۸۰ میلیونی و با این حجم از فشارهای بین المللی و داخلی، هنوز مشخص نیست که چه افرادی کاندیدا خواهند شد، این ضعف بزرگی برای کشور ماست.

امیدوارم این حرف ها به گوش کسانی که از تأثیرگذاران کشور هستند، برسد و یک سازوکاری در کشور به وجود آید که مردم حداقل ۶ ماه قبل از شروع کارزار انتخاباتی بدانند که چه کسانی کاندیدا هستند و کاندیدا نیز برنامه ریزی و برنامه سازی را در دستور کار خود قرار دهند.

اینکه بعد از چه مدت، اعتماد از دست رفته باز می گردد، بستگی به دولت ها، فرد و تیم ریاست جمهوری دارد. در حال حاضر رییس دولت سیزدهم هر کسی که باشد، به دلیل ضعف سیاسی در کشور حداقل ۶ ماه طول می کشد تا خود و برنامه های دولت مستقر را بشناسند.

* از میان دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا کدام جریان سیاسی این پتانسیل را دارد که برای بازگشت اعتماد عمومی حداقل قدم هایی بردارد؟

این امر در حال حاضر بیشتر فردی است و به جریان خاصی وابسته نیست. تابلو هر دو جریان را که نگاه کنیم هنوز کاندیدای اصلی مشخص نیستند و برخی از چهره های این جریان یکدیگر را قبول ندارند که در صورت پیروزی هر یک در میدان انتخابات، برنامه های پیشنهادی را برای اجرا به دیگری واگذار کنند.

در حال حاضر جریان سازی درستی در بین احزاب وجود ندارد به خصوص در جریان اصلاحات که نمی دانند کدام یک از چهره هایی که برای کاندیداتوری معرفی می شوند، تایید صلاحیت خواهند شد. حتی جریان اصولگرا به جز یک یا دو نفر، باقی افراد هم نمی دانند که چند درصد احتمال تایید صلاحیت شان وجود دارد تا بتوانند برنامه سازی و برنامه ریزی درستی داشته باشند. باوجود چنین مشکلی در سیستم انتخابات، هیچ جریان و فردی نسبت به انتخابات و شخصی که بناست انتخاب شود، دلگرمی ندارد.

در این میان من از جریان اصولگرا تعجب می کنم که با وجود اینکه تعداد افرادی که ممکن است از این جریان سیاسی تایید صلاحیت شوند بسیار هستند، اما چرا این حزب از ۶ ماه قبل کاندیدای اصلی خود را معرفی نمی کند تا مردم از برنامه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و سیاست خارجی این کاندیدها آگاهی داشته باشند!

* مردم در حال حاضر چه نگاهی به سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دارند، امیدوار به تغییر و شرایط بهتر هستند یا نسبت به انتخابات و اینکه چه کسی رییس جمهور آینده می شود، بی تفاوت و بی اعتماد شدند؟

هر دو عامل نا امیدی و بی اعتمادی باعث عدم مشارکت مردم می شود، اما در حال حاضر عدم اعتماد عمومی پر رنگ تر است. مردم به چشم خود دیدند هر فردی که رییس جمهور شد، تاثیری در زندگی و شغل خود و فرزندانشان نداشته و آرامش و شادی زندگی شان بیشتر نشده است، برخی از افراد از رانت هایی استفاده کردند و بسیار مال اندوزی داشتند و کسی مانع آنان نشده است در نتیجه یک بی اعتمادی نسبت به هر دو جریان سیاسی و حاکمیت کشور و دولت ها به وجود آمده است و در حال حاضر این موضوع بزرگترین دلیل برای عدم مشارکت حداکثری مردم در انتخابات است. دلیل بعدی دعواهای سیاسی شدیدی است که صورت می گیرد، با دیدن این اتفاقات مردم می گویند این جریان ها به جای رسیدگی به مشکلات مردم بیشتر به دنبال دعواهای سیاسی خود هستند.

* هر شخصی که بر صندلی ریاست جمهوری می نشیند گرفتار طوفان دعوای سیاسی و حواشی آن می شود، سیزدهمین رییس جمهور چه عملکردی داشته باشد که دعواهای سیاسی داخلی کاهش یابد و حداقل تأثیر چندانی بر عملکرد رییس دولت نداشته باشد؟

مهم ترین اقدامی که یک رییس جمهور می تواند انجام دهد این است که وارد حاشیه ها نشود

مهم ترین اقدامی که یک رییس جمهور می تواند انجام دهد این است که وارد حاشیه ها نشود. یعنی اگر رییس جمهور و هیأت دولتی بتواند مانع ورود حاشیه به دولت شود، موفق ترین عملکرد را خواهند داشت، اما متأسفانه معمولاً دولت ها وارد این حاشیه ها می شوند. به عنوان مثال آقای روحانی بسیار تلاش کرد تا وارد حواشی نشود، ولی در نهایت درگیر شد و اخیراً دولت گرفتار همین داستان مرد میدان و مرد عمل شده است. کشور ما به شدت سیاست زده است و هنر رییس جمهوری که می خواهد کشور را به درستی اداره کند این است که مانع این سیاست زدگی و روزمرگی و حاشیه هایی که روزانه رخ می دهد، شود.

کشور ما از نظر فرهنگ سیاسی قدری ضعیف است، جناح ها گمان می کنند که اگر انتخاب نشدند، به نفع آنهاست که جناح دیگر نیز موفق نشود تا مردم در دوره بعد به جناح آنان رأی دهند، یعنی دوراندیش و مومن به مردم و مومن به جمهوری اسلامی نیستیم بلکه مومن به خود و جریان خود هستیم. هر دولت و رییس دولتی که بتواند این مسایل حاشیه ای افراد و جریانات بیرون دولت را هدایت و کنترل کند و اجازه ورود دعواهای سیاسی به عمل، پیشرفت و اشتغال کشور را ندهد به نظر من موفق خواهد بود.

ممکن است با توجه به فضای کشور و سیاست زدگی، آن دعواهای سیاسی اجتناب ناپذیر باشد، مگر تا زمانی که من و دیگری مومن به مردم باشیم. برخی گمان می کنند دعواهای سیاسی به نفع مردم است و برای رضای خدا صحبت می کنند، اما دقیقاً در همان لحظه ضد رضایت خدا و مردم حرف می زنیم. حواسمان نیست جمله ای که می گوییم و حرفی که می زنیم و جریانی که ایجاد می کنیم چقدر به روند رو به رشد کشور ضربه می زند.

* در عرصه سیاست خارجه رییس جمهور آینده باید کدام یک از برنامه های فعلی را ادامه دهد و چه برنامه جدیدی در عرصه سیاست خارجه را دنبال کند؟

در چهل سال گذشته مشخص شد که تنش با دنیا به ضرر کشور است، این موضوع که باید سیاست خارجی آرامی داشته باشیم و در تعامل با همه کشورهای دنیا به جز کشور غاصب صهیونیستی اسرائیل باشیم، یک امر بین المللی است و مختص کشور ما نیست، هر دولتی که بر سر کار می آید باید با همه کشورهای دنیا به خصوص کشورهای منطقه ای، همسایگان و جهان اسلام تعامل داشته باشد.

در طول چهل سال گذشته به هر دلیلی تعامل ما با دنیای اسلام و کشورهای موثر دنیای اسلام ضعیف بوده و افت و خیزهایی داشته است، هر دولتی که قرار است، سیاست خارجی کشور را برنامه ریزی کند باید تنش زدایی و تعامل با دنیای اسلام و کشورهای منطقه ای و همسایگان و سپس کشورهای دنیا را سرلوحه کار خود قرار دهد. برجام اگر متضمن منافع ملی باشد، باید پیگیری شود تا بتوان به صورت سازنده با کشورهای ۵+۱ همکاری داشته باشیم و منافع ملی خود را پیش ببریم.

سفارتخانه ها از حالت انفعال خارج شوند

اما نکته حائز اهمیت در عرصه سیاست خارجه این است که سفارتخانه های ما عملکرد ضعیفی دارند و سفرای ضابطه مند انتخاب نمی شوند، وابستگان سیاسی درست تربیت نمی شوند؛ زمانی که سفرا به سفارتخانه ها می روند دقیقاً نمی دانند که برای حمایت از منافع ملی باید چه اقداماتی انجام دهند. در مدت زمانی که بنده در مجلس حضور داشتم به چندین کشور سفر کردم و متأسفانه آن جوش و خروش و جنگندگی و تعصب ملی شدید را در ارکان سفارتخانه ها ندیدم بلکه یک تنه سنگین فشل در سفارتخانه ها احساس کردم این در حالی است که یک بخش سیاست خارجی مربوط به شعارهای نظام و تصمیم گیری های کلان است و یک بخش مهمی از آن سفارتخانه ها، سفیران و وابستگان اقتصادی و سیاسی هستند که باید متحول شوند.

وزیر خارجه باید سفارتخانه ها را از حالت فشلی خارج کند و به شیوه ای برنامه ریزی کند که سفرا به جای اینکه به فکر خانواده و فرزندان خود یا حقوق مأموریت هایشان و جایگاهی که بعد از مأموریت پیدا می کنند، باشند به منافع ملی کشور فکر کنند. سفرا یا مجبورند یا می خواهند که تحصیل و خانواده را اولویت خود قرار دهند در صورتی که باید به گونه ای برنامه ریزی شود که ابتدا منافع ملی کشورمان در سفارتخانه ها تأمین شود یعنی سفرا از همان زمانی که به کشور مقصد وارد می شوند، به فکر جبهه جهادی باشند تا در آن کشور منافع ملی ما حفظ شود.

نکته دیگر که در عرصه سیاست خارجی باید به آن اشاره کنم این است که ما با ایدئولوژی سیاسی که در پیش گرفته ایم با دنیای غرب به نتیجه نمی رسیم لذا باید فکری کنیم که منافع ملی خود را به سمت کشورهایی که دشمنی کمتری با ما دارند، ببریم.

چین یک کشور مطرح دنیا به خصوص از لحاظ اقتصادی است، چه اشکالی دارد برای اینکه به دنیای غرب نشان دهیم که برای تامین نیازهای خارجی خود چندان به آنها متکی نیستیم و برای تامین این نیازها اگر لازم باشد مثلا با کشورهای هند، چین و روسیه توافقات اقتصادی می کنیم. من مفاد قرارداد بین ایران و چین را دقیق نخواندم ولی با کلیات آن موافق هستم، اگر این راهبرد بتواند از فشار کشورهای غرب مقداری کم کند و به نفع منافع ملی و تولید داخلی باشد چه عیبی دارد، حتی می تواند کمک کننده به کشور و مردم نیز باشد.

* معتقدید مهم ترین موضوع فرهنگی که باید در کشور بیشتر مورد توجه قرار گیرد، مربوط به چه مسایلی است و در این حوزه، دولت آینده باید چه اقدامات و راهکارهایی را مدنظر قرار دهد؟

باید در ابتدا فرهنگ را تعریف کرد. معتقدم افزایش اعتماد عمومی بالاترین فرهنگی است که در دولت بعدی باید فرهنگ سازی شود. این نکته برای شخص من بسیار مهم است چون عدم اعتماد عمومی در میان جامعه، نخبگان، تحصیل کردگان و دانشجویان و مردم، مانند یک موریانه در حال تغییر فرهنگ و اخلاق است.

اگر دولتی بتواند با هر اقدامی این اعتماد را افزایش دهد، فرهنگ عمومی خود به خود ارتقا پیدا می کند. بالا رفتن اعتماد عمومی می تواند منجر به آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی احزاب و اندیشه ها می شود و پس از آن فضاهایی به وجود می آید که مردم می توانند ابراز وجود فکری و اندیشه ای کنند، مطبوعات و خبرگزاری ها دچار خودسانسوری نمی شوند و مردم آزادانه نظرات خود را بیان می کنند و برای اندیشمندان مزاحمتی ایجاد نمی شود، همه این مسایل می تواند به ارتقای فرهنگ عمومی کشور کمک کند.

در حوزه های سینما، تئاتر، کتاب، نشر و مطبوعات نیز باید متناسب با فضای عمومی جامعه، آزادی هایی ایجاد شود. در دولت و اندیشکده ها باید اتاق فکرهایی ایجاد شود تا در رابطه با چگونگی ارتقا فرهنگ اسلامی و ملی از طریق رسانه ها اندیشیده شود.

با ایجاد دهکده جهانی و ترویج فرهنگ غالب غرب در فضای مجازی که باعث کم هویتی یا بی هویتی در بسیاری از جوانان شده باید در فرهنگ سازی دولت بعدی ریشه یابی شود. اگر عملکرد حاکمیت، دولت و افرادی که منتصب به جریانات مذهبی هستند، باعث شده فرهنگ عمومی از فرهنگ ملی و مذهبی فاصله بگیرد، آن را اصلاح کنیم و اگر در زمینه ای برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی غرب و برای اینکه جوان و نوجوان و مردم را نسبت به آن واکسینه کنیم، برنامه ریزی نشده و رهاست، برنامه سازی و فرهنگ سازی صورت گیرد.

فرهنگ تنها مربوط به دولت نیست و سازمان های مختلف غیر دولتی از جمله سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه های علمیه، مراکز فرهنگی بیرون از دولت و مساجد نیز در این امر سهیم هستند. باید جهاد اکبری اتفاق بیفتد و دولت با هم اندیشی خارج از دولت، جهاتی که در آن نقص وجود دارد را شناسایی و جبران کند.

خلاصه کلام این است که اولاً پتانسیل مردم، نسل جوان، دانشجویان و نوجوانان را در برابر تهاجم فرهنگی غرب بالا ببریم، دوماً اشکالات در بخشی که مربوط به عملکردها و کارکردها در حوزه داخلی است را پیدا کنیم و ریشه کنیم که افراد از منِ سنبل اسلام چه عیب و مشکل دیده اند که از اسلام فاصله گرفته اند یا عملکرد کشور که منتصب به کلمه اسلام است چگونه بوده که نسل جوان و مردم بعضاً از اسلام فاصله گرفتند و سپس در جهت اصلاح آن گام های جدی و عملی برداریم.

* رییس دولت آینده برای حقوق شهروندی از جمله نامزد شدن کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری برای مقابله با جریانات تمامیت خواه باید چه اقداماتی انجام دهد؟

انتخاب آزادانه بزرگترین حق مردم است

 به نظر من انتخاب آزادانه بزرگترین حق مردم است. این حق مردم یک کشور است که دولت، حاکمیت و مجلس را خود انتخاب کنند. اگر انتخابات ضابطه مند شود، نظارت استصوابی هدفمندتر برخورد کند و سلیقه ای برخورد نشود و اجازه داده شود افراد با اندیشه ها و گفتمان های مختلفی که در جامعه وجود دارد، کاندیدا شوند. آن زمان می توان گفت مردم به حق خود در این عرصه رسیده اند.

یکی از مسایل مهم که در اعتماد عمومی نیز بسیار موثر است، این است که گفتمان ها و اندیشه های مختلف دیده و جدی گرفته شود. دولت بعدی باید بتواند در تعامل با حاکمیت و شورای نگهبان، مجلس و قوه قضائیه به نحوی عمل کند که گفتمان های مختلف، کاندیداهای خود را در عرصه مجلس، دولت و حاکمیت داشته باشند. بزرگترین حق شهروندی هر شهروندی است که بتواند به شخصی که انتخاب می کند، رأی دهد. درست است که یکسری ضابطه ها، معیارهای کلی و صحیح در همه کشورها وجود دارد، ولی ورود کاندیداها، گفتمان ها، احزاب و جریانات مختلف فکری جامعه را برای ورود به حاکمیت سخت و محدود نکنیم.

* کاندیدای ریاست جمهوری پیش از انتخابات وعده های بسیاری می دهند و مدعی هستند برای عملی شدن این وعده ها برنامه دارند، اما پس از نشستن بر صندلی ریاست جمهوری اکثر این وعده ها عملی نمی شود. وعده ها، غیر کارشناسی و غیر واقعی و شعارگونه هست یا رییس جمهور برای تصمیم گیری و اجرایی کردن برنامه های خود دچار محدودیت های پنهان است؟

در کشور ما چون حزبی نیستیم، اصلاح طلب، اصولگرا، مشارکت، موتلفه و… پاسخگو نیستند

در کشور احزابی با عملکرد مطلوب نداریم. در تمام دنیا احزاب پاسخگو هستند، اما در کشور ما چون حزبی نیستیم، اصلاح طلب، اصولگرا، مشارکت، موتلفه و… پاسخگو نیستند به عنوان مثال در حال حاضر هیچ کسی پاسخگوی دولت روحانی و دولت احمدی نژاد نیست، همه خود را کنار کشیدند.

بحث دیگر اینکه دولت ها فرافکنی می کنند همانطور که روسای جمهور قبلی خود را وابسته به هیچ حزبی نمی دانند و  پاسخگوی عملکرد خود نیستند. در کشور ما جریان های سیاسی کاندیدا معرفی می کنند و چون مردم در انتخاب این کاندیدا مشارکتی ندارند در نهایت خواستگار پاسخی نیز نیستند و تنها جنبش های اجتماعی هستند که نسبت به عملکرد  دولت ها انتقاد می کنند. لذا شخصی که رییس جمهور یا وارد هیأت دولت می شود، هیچ گاه خود را موظف به پاسخگویی نمی داند. مهم تر اینکه برای اجرایی شدن وعده هایی که پیش از انتخاب شدن می دهند هیچ برنامه ریزی صورت نمی گیرد. شرایط فعلی را ببینید، چند روز دیگر شروع تبلیغات ریاست جمهوری است و ۵ نفر انتخاب می شوند، اما هیچ کدام برنامه ای که قابلیت اجرایی داشته باشد، ندارند چون نمی دانستند که از فیلتر شواری نگهبان رد می شوند یا خیر.

وقتی برنامه ای وجود نداشته باشد، کاندیدا وعده های پوشالی می دهند

وقتی برنامه ای وجود نداشته باشد، کاندیدا وعده های پوشالی می دهند بنابراین یکی از علل عدم موفقیت روسای جمهور در عمل کردن به وعده های خود، اشکال در پروسه انتخاباتی است.

نکته دیگر اینکه از ۶ تا یک سال قبل از انتخابات مشخص نیست که چه افرادی قرار است کاندیدای ریاست جمهوری شوند تا بتوانند برنامه های خود را برای مردم مطرح کنند و نخبگان سیاسی بتوانند از آنان به خاطر عملیاتی نشدن این وعده ها توضیح بخواهند. بنابراین پروسه انتخابات، نداشتن احزاب پاسخگو، بی تقوایی و بی مسئولیتی افرادی که وارد جرگه ریاست جمهوری می شوند، باعث می شود تا افرادی بی برنامه وارد کارزار انتخابات شوند و وعده هایی پوچ دهند.

در حال حاضر تنها چند نفر از کسانی که کاندیدای ریاست جمهوری هستند، برنامه دارند، کتاب تدوین کردند و ریز برنامه های خود را اعلام کردند که البته مشخص نیست که تأیید صلاحیت شوند، ولی سایر کاندیداها کدام یک برنامه دارند؟ دو نفری که برای ریاست جمهوری مطرح هستند، چه برنامه ای دارند؟ شخصی که به عنوان نفر اول رییس جمهوری مطرح است، همچنان مشغول کار است! کاندیدایی که بناست چند ماه دیگر دولت را تحویل بگیرد باید از امروز برای نحوه اداره کشور در اندیشکده ها و پژوهشگاه ها جلسات هم نشینی با نخبگان برگزار و برنامه ریزی های لازم را در عرصه های مختلف داشته باشد.

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند