نخست، فناوری‌های جدید ارتباطی که به روند "محو شدن بنیان‌های مشترک حقیقی برای سنجش دموکراتیک" کمک کرده‌اند ، و دوم، آنچه پیش‌تر "اختلاف‌های سیاسی بین دو جناح آبی و قرمز" بود، به دوپارگی هویت فرهنگی تبدیل شده است.

فوکویاما در بخشی از استدلال‌های خود برای مورد دوم می‌نویسد: یکی از تحولاتی که بطور قابل ملاحظه‌ای قطبش را در کشور تعمیق کرده، تغییر موضوع مورد اختلاف از مباحثه‌های سیاسی به منازعه‌های هویتی است ... در واقع قبایل سیاسی از احزاب سیاسی پیشی گرفته‌اند و این بیشتر در حزب جمهوری‌خواه و به ویژه با ظهور ترامپ پدیدار شد ... جمهوری‌خواه دیگر نام یک حزب مبتنی بر ایده‌ها یا سیاست‌ها نیست، بلکه بیشتر چیزی شبیه فرقه است.

فوکویاما با نهایت تأثر می‌گوید با وجود همه رفتارها و رخدادهای قبل و بعد از انتخابات اخیر، باز هم "ده‌ها میلیون نفر به او رأی داده‌اند و همچنان از او حمایت می کنند، نه به این دلیل که از ایده دموکراسی بدشان می‌آید، بلکه چون در خیال خود در حال دفاع از دموکراسی در مقابل حزب دموکراتی که انتخابات ریاست جمهوری را دزدیده است، هستند."

مشروح این گزارش را در اقتصادنیوز با تیتر «نقشه جمهوری‌خواهان برای شکست بایدن» بخوانید.

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند