بخشی از مصاحبه علی مطهری نماینده سابق مجلس و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری را در ادامه می‌خوانید: 

با کسی برای کاندیداتوری مشورت نکردم 

آیا در خصوص تصمیم برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری با حزب، گروه یا فردی مشورت داشتید؟

هیچ ارتباط و مشورتی برای کاندیداتوری با کسی نداشتم. اساساً ریاست جمهوری برایم دغدغه است و در خصوص آن موضوعیت دارم و به دنبال مطرح شدن و حرف زدن نیستم. در برخی جاها خودم را در بین کاندیداها برتر می‌بینم مثلا به اعتقاد من در برخورد با منتقدین نظام افراد کمتری جسارت این را دارند که وارد اصلاح امور شوند در حالی که من این رویه را به ضرر نظام و انقلاب می‌دانم.

الان در شرایطی هستیم که برخی اقدامات ما به خارجی‌ها بهانه می‌دهد آن هم بهانه‌هایی تحت عناوین حقوق بشری و توجه به آزادی بیان و تفکر که این موارد برایم خیلی مهم است. به نظرم برخی از اقدامات و سرکوب‌ها باعث رشد این موارد می‌شود.

 

 آیا می‌توانید در خصوص این موضوع مصادیقی بیان کنید؟

 بله؛ مثلا چند وقت پیش ۱۴ نفر نامه‌ای به رهبری نوشتند که شما تا الان ۳۰ سال رهبر بودید و این دیگر برای شما کافی است؛ آن‌ها افراد ناشناسی بودند که نامه شان نیز تاثیری بر جامعه نداشت و حتی تعداد زیادی از مردم هم از این نامه نگاری آگاه نشدند، اما ما شاهد آن بودیم که قوه قضائیه آن‌ها را به ۱۴ الی ۱۶ سال حبس محکوم کرد، به نظرم این قبیل کارها اصلا ضرورتی ندارد.

یک رئیس جمهور باید بتواند مانع دخالت‌های خارج از دولت شود

نکته دیگری که در خصوص آن دغدغه دارم آن است که باید از دخالت‌های خارج از دولت جلوگیری شود مثلا اینکه رئیس جمهور دولت سوریه وارد کشور ما می‌شود و وزیر خارجه ما اصلا خبر ندارد یا رئیس جمهور یک ساعت قبل از این حضور از آن مطلع می‌شود اصلا خوب نیست. به اعتقاد من رئیس جمهور باید شخصیتی داشته باشد که بتواند در برابر این دخالت‌ها بایستد و اجازه این قبیل دخالت‌ها را ندهد.

صلاحیت شما در انتخابات اخیر مجلس توسط شورای نگهبان احراز نشد، آیا رایزنی جدید در این خصوص انجام دادید که تصمیم گرفتید برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ کاندید شوید؟

 رایزنی خاصی که انجام ندادم، اما چند روز قبل در گفتگویی که با یکی از اعضای شورای نگهبان داشتم خود آن فرد هم از رویه فعلی شورای نگهبان ناراضی بود. رد صلاحیت من در مجلس یازدهم نیز به نظرم یک خطای سهوی بود که شورای نگهبان انجام داد و دلایلی هم که برایم ذکر شد دلایل قانع کننده این نبود.

 دلایل عدم تایید صلاحیت شما توسط شورا چه بود؟

ظاهرا چند اظهارنظر من را دلیل عدم التزام عملی به نظام دانسته بودند مثلا اینکه من در نطق مجلس نهم گفته بودم «اگر ۹ دی بنا باشد باعث تفرقه مردم شود، یوم الله نیست بلکه یوم الشیطان است» که گفتند این بیان تو خلاف نظر رهبری است و من نیز گفتم در خصوص این موضوع و بیان این عبارت بنده از واژه اگر استفاده کردم.


یا یکی دیگر از ایرادات وارد شده به من این بود که اعلام کرده ام ادامه حصر به صلاح کشور نیست. من گفتم الان هم همین نظر را دارم و نماینده شورای نگهبان گفت باید اعلام می‌کردی وقتی از نظر رهبری آگاه شدم، نظرم تغییر کردم و من در پاسخ به او گفتم، نمی‌توانستم دروغ بگویم در این شرایط بود که احساس کردم سطح کار تا چه اندازه پایین است که تفکر یک عضو حقوقدان شورای نگهبان در این حد است و واقعا ناراحت شدم و حتی به آن‌ها گفتم که متاسفم که شما با چنین افکاری عضو شورای نگهبان هستید و حیف خون شهید مطهری که به خاطر این قبیل تفکرات به زمین ریخت. شاید اگر آن روز من این حرف‌ها را از طرف شورای نگهبان قبول کرده بودم تایید صلاحیت می‌شدم؛ لذا دلیلی برای رد صلاحیت من وجود نداشت.

ظاهرا شما به عملکرد اعضای شورای نگهبان و عملکرد نهادی این شورا ایرادات جدی داشتید در این خصوص توضیح دهید.

 به نظر من اصل حضور و وجود شورای نگهبان برای کشور لازم است، اما نظرات استصوابی این شورا به شکلی که در حال حاضر عمل می‌شود را قبول ندارم. در قوانین این کشور از زمان مشروطه موضوع نظارت وجود داشته است، اما این نحوه نظارت بر انتخابات‌ها را قبول ندارم.

به نظر من شورای نگهبان نظارت خود را خیلی گسترش داده است تحقیقات محلی، تفحص در مورد اینکه افراد دیش ماهواره دارند یا خیر و چادری بودن یا نبودن همسر فرد به نظرم مواردی است که هیچ کدام برای تایید یا عدم تایید افراد توسط شورای نگهبان قابل استناد نیستند؛ من معتقدم اگر کسی فساد بزرگ مالی یا اخلاقی داشته باشد و صلاحیت او تایید نشود اتفاق درستی است، اما در شرایط امروز که اگر کسی نظری مخالف با نظام داشته باشد و ما او را به این دلیل حذف کنیم به نظرم خوب نیست و چاپلوسی را در جامعه دامن می‌زند.

به اعتقاد من اگر افراد فساد مالی و اخلاقی ندارند بهتر است شورای نگهبان خیلی سخت گیری نکنند و بقیه موارد را به انتخاب مردم بگذارند. اینکه شورای نگهبان ۹۰ درصد انتخاب را خود عهده دار است و تنها ۱۰ درصد را به عهده مردم می‌گذارد و یا اینکه چند کاندیدای هم طیف را تایید می‌کند به نظرم رقابتی در انتخابات‌ها ایجاد نمی‌کند.

 سوال اینجاست که شما اگر نوع عملکرد شورای نگهبان را قبول نداشتید چرا خود را در معرض تایید صلاحیت این نهاد گذاشتید، چون اگر تایید شوید می‌گویند با سازوکاری که قبول نداشتید تایید شدید

 به اعتقاد من سازوکار شورای نگهبان باید اصلاح شود اعضای شورا باید روش خود را تغییر دهند و من در نامه‌ای که اخیرا به مقام معظم رهبری ارسال کردم نیز تاکید کردم که این رویه جمهوری بودن نظام را زیر سوال می‌برد خروجی این عملکرد مجلس یازدهم بود که فقط یک طیف خاص به مجلس راه یافتند در حالی که خانه ملت باید جایگاه نمایندگان همه اقشار مردم باشد و نمی‌شود گفت خب حالا که رویه در این نهاد غلط است، ما اصلا ورود پیدا نمی‌کنیم البته یک نکته دیگر نیز در خصوص انتخابات مجلس یازدهم مهم است و آن اینکه این انتخابات بعد از حوادثی، چون آبان ۹۸، هواپیمای اوکراینی و فشار آمریکا بر مردم و تنگنای معیشتی و اقتصادی در کشور برگزار شد و مردم خیلی بنایی برای شرکت در انتخابات نداشتند تنها گروهی پای کار حاضر شدند که حس تکلیف می‌کردند و آن‌ها هم طبیعتا به یک طیف خاص رای می‌دادند.

* به نکته مهمی اشاره کردید اساسا چرا پایگاه رای اصلاح طلبان بین طبقه متوسط به بالای جامعه است و پایگاه رای اصولگرایان بین افرادی است که حس تکلیف می‌کنند و از اقشار متوسط به پایین جامعه هستند؟

 این اتفاق به دلیل ذهنیت‌هایی است که برای مردم ساخته شده است مثلا در موضوع ولایت فقیه تعبیر درستی به مردم انتقال داده نشده ولایت فقیه به معنی تعطیلی عقل افراد نیست.
این در حالی است که اصل ولایت فقیه بر این پایه استوار است که هر کس در جامعه نظر خود را می‌دهد و اساسا عظمت ولایت فقیه در این است که نظرات مختلف و متفاوت وجود داشته باشد، اما مردم آگاهانه و آزادانه نظر، ولی فقیه را انتخاب کنند. این در حالی است که برای اقشار انقلابی و تکلیف گرا تعریفی متفاوت بیان شده است.

* چرا طیف‌هایی که زاویه بیشتری با نظام دارند بیشتر به جناح‌های اصلاح طلب علاقه مندند؟

 این اتفاق به معنی ضدیت با نظام نیست بلکه از این جهت است که این افراد فکر می‌کنند در این طیف (اصلاح طلبان) بیشتر می‌توانند حرف‌ها و نظرات انتقادی بدهند.

*اساسا به نظر می‌رسد اصلاح طلبان بحث‌های مربوط به آزادی را به صورت شعاری مطرح می‌کنند و در سایه آن موضوعات معیشتی مردم و مسائل زیرساختی کشور مغفول می‌ماند، نظر شما در خصوص این موضوع چیست؟

به نظر من در یک جامعه آزادی بیان باید در حد کامل وجود داشته باشد برخی می‌گویند آزادی و منظورشان مثلا موضوع پوشش است و آن را به مسئله حجاب می‌کشانند یا برخی طرفداران آن‌ها این گونه جلوه می‌دهند. مثلا در سال ۸۸ افرادی که تحت جنبش سبز به خیابان‌ها می‌آمدند می‌خواستند مسئله آزادی را به سمت آزادی حجاب و آزادی فرهنگ غرب ببرند و همین موضوع ضربه جدی و اساسی به آقایان موسوی و کروبی زد. به اعتقاد من منظور از آزادی باید به صورت روشن بیان شود.

منظور از شفافیت و روشنی در بیان آزادی را با بیان یک مثال روشن می‌کنم مثلا در ابتدای پیروزی انقلاب چپی‌ها می‌گفتند از آزادی به یک تعریف واحد برسیم در حالی که شهید مطهری می‌گفت ما هم با آزادی موافقیم، اما تعریف شما از آزادی، آزادی از مذهب است و منظور ما آزادی از کمونیست است و این دو تعریف نمی‌تواند به معنای واحدی برسد.

این در حالی است که در مجلس شورای اسلامی تنها کسی که در مورد موضوع حجاب مسائلی را مطرح کرد و وزیر کشور را برای سوال به صحن مجلس کشاند من بودم و حتی اصولگراهای بسیار تندرو از ترس به خطر افتادن منافع شان حاضر به انتقاد از این موضوع نشدند.


عقل باید مسلط بر شهوت باشد در مورد پوشش نیز نمی‌توانیم بگوییم هر کس هر طور راحت است


من معتقدم حتما باید بر مسائل فرهنگی از جمله حجاب و پوشش نظارت وجود داشته باشد در این موضوع هیچ تردیدی وجود ندارد دولت اسلامی با دولت سکولار متفاوت است و نسبت به رفتار و عقاید مردم نمی‌تواند بی تفاوت باشد، اما نظارت نباید تبدیل به سخت گیری شود.

رشد قوه تخیل انسان‌ها در گرو آزادی بیان است آزادی از نظر اسلامی آزادی‌های انسانی است نه آزادی حیوانی و عریانی و براساس متن دقیق متون اسلامی عقل باید مسلط بر شهوت باشد در مورد پوشش نیز نمی‌توانیم بگوییم هر کس هر طور راحت است، باشد و این به هیچ عنوان مشمول آزادی‌های اسلامی نمی‌شود.

اگر رئیس دولت شوید چه سیاست فرهنگی را پیاده خواهید کرد؟

به اعتقاد من مسئله فرهنگ بسیار پیچیده و البته گسترده است مسائل فرهنگی از فیلم و موسیقی گرفته تا حجاب و مسائل فرهنگ عمومی مانند فرهنگ رانندگی را شامل می‌شود به اعتقاد من در موضوع فرهنگ مُر شریعت باید ایجاد شود، اما به صورت ملایم و عاقلانه نه طوری که حساسیت زا باشد.

مخالف سخت‌گیری برای حضور زنان در استادیوم هستم 

* شما ظاهرا در خصوص حضور بانوان در استادیوم‌ها نیز نظری داشتید در این خصوص صراحتا توضیح دهید.

در مورد حضور زنان در استادیوم‌ها نیز به نظر من این سخت گیری که بانوان اصلا نباید وارد شوند اتفاق درستی نیست اگر مکان خاصی را تعبیه کنیم که خانم‌ها امکانات مجزا و محل ورود و خروج جداگانه‌ای داشته باشند به نظرم حضور بانوان در استادیوم‌ها ایرادی ندارد.

اختلاف ما با غرب این است که فرهنگ برهنگی و خانواده برای غرب چندان مهم نیست و البته چوب آن را هم خورده اند برعکس این مسائل برای ما مهم است، اما باید به شکل معتدلی به آن پرداخت.

 نگاه شما به سیاست خارجی و عملکرد دولت‌ها در این زمینه چیست؟

 ما در چند سال اخیر در سیاست خارجی خوب عمل نکردیم شاید دولت هم نقش مهمی نداشت، اما نوع روابط ما با کشورهای عربی به هیچ عنوان درست نیست چرا ایران با همسایگان خود روابط خوبی ندارد. روابط خوب ما با حزب الله و حماس است چرا با مصر، عربستان، امارات، بحرین، کویت و اردن روابط خاصی نداریم.

 در مورد عربستان آیا با وجود تیم بن سلمان و روابطی که سعودی‌ها با رژیم صهیونیستی دارند آیا جمهوری اسلامی می‌توانست روابط درست و حسنه‌ای با آن‌ها داشته باشد؟

اساسا ما در سیاست برخوردی و رفتاری خود با همسایگان مان از جمله عربستان طوری رفتار کردیم که این کشور به اسرائیل نزدیک شد، مواردی مانند تسخیر سفارت عربستان، آتش سوزی در کنسولگری آن‌ها در مشهد همگی آن‌ها را ترساند و به سمت رژیم صهیونیستی سوق داد، طبیعتا وقتی آن‌ها از ما به عنوان همسایه خود بی مهری می‌بینند به سمت آمریکایی‌ها می‌روند و حتی از ترس حضور ایران در منطقه سالانه میلیون‌ها دلار سلاح از آمریکا خریداری می‌کنند این در حالی است که اصل اولیه در اسلام ایجاد اتحاد اسلامی بین کشورهاست.

 به اعتقاد شما جنگ خانمان سوزی که عربستان در یمن به راه انداخت آیا از ترس ایران بوده است؟

اگر ما روابط مان با عربستان مثل ۱۰ یا ۱۵ سال پیش یعنی زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی بود، شاید اصلا جنگ یمن پیش نمی‌آمد به نظرم کوتاهی‌هایی در این زمینه داشتیم و باید روابط مان با کشورهای عرب و مسلمان را اصلاح کنیم. به اعتقاد من حتی لازم است بازارهای مشترک اسلامی ایجاد کنیم کاری که اروپایی‌ها سال هاست به آن مبادرت می‌ورزند و مسائل و موضوعات مشترک بین خودشان ایجاد می‌کنند، اما متاسفانه کشورهای اسلامی دائما در حال دشمنی با یکدیگر هستند. آن‌ها تجربه‌هایی مثل جنگ‌های جهانی را داشته اند و به این نتیجه رسیدند که جنگیدن مشکلی را بین کشورها حل نمی‌کند.

به اعتقاد من آزادی فلسطین اشغالی باید از طریق اتحاد کشورهای اسلامی حل شود و این طور نیست که همه هزینه آن را فقط مردم ایران بدهند. ما باید کاری کنیم که کشورهای عربی در کنار ما احساس امنیت کنند.

در خصوص مذاکره با آمریکا و مساله احیای برجام نظرتان چیست؟

به اعتقاد من همان طور که مقام معظم رهبری فرمودند لغو همه تحریم‌ها و راستی آزمایی حرفی کاملا معمولی است، چون آمریکایی‌ها از توافق خارج شدند و باید به میز مذاکره برگردند، اما شخصا معتقدم با بازگشت گام به گام هم نباید مخالفت کنیم.

این مطلب برایم مفید است
10 نفر این پست را پسندیده اند