کیهان نوشت: یکی از مسئولین کشور در پرونده هسته‌ای در گفت‌وگوی دو روز پیش خود با یک شبکه اجتماعی گفت ما این موضوع که کدام طرف اول به تعهدات خود در برجام برگردد را پشت سر گذاشته‌ایم و قرار است در مذاکرات هفته آینده در وین به توافقاتی با طرف آمریکایی دست یابیم.

این در حالی است که حدود ۳۰ روز پیش این خبر از محافل آمریکایی درز کرد که واشنگتن آمادگی دارد «اولین گام اساسی» را بردارد. البته مقامات آمریکایی این را به ملاقات و توافق دوجانبه موکول کرده بودند. با این حال همین مسئول ایرانی در پرونده هسته‌ای می‌گوید قرار است در قالب ۱+۵ گفت‌وگویی میان ایران و طرف‌های دیگر از جمله آمریکا صورت گیرد و همه می‌دانند که آمریکا به برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ بازنگشته تا حضور او در نشست کشورهای باقیمانده در برجام در وین موضوعیت داشته باشد.

چرا مقامات آمریکایی گفته‌اند ما آمادگی برداشتن اولین گام را داریم ولی لازمه آن ملاقات و توافق است؟ اگر آمریکا می‌خواهد اولین گام را بردارد چه نیازی به ملاقات مستقیم با طرف ایرانی دارد؟ چرا آمریکا می‌گوید مقدمه برداشتن اولین گام از سوی من، توافق با طرف ایرانی است؟ در واقع وقتی در پسابرجام صحبت از «توافق» می‌شود، طبعاً منظور توافق قبلی -یعنی برجام هسته‌ای- نیست چرا که همین تیم بایدن در سال پایانی ریاست جمهوری اوباما، آن را امضا کرد.

پس از یکسو ملاقات فی‌نفسه برای آمریکا موضوعیت ندارد و برای آن نیست که از طرف ایرانی بپرسد من گام اول را چگونه بردارم و یا از طرف ایرانی بخواهد مابه‌ازای گام اول آمریکا، یک گام از عقب‌گردهایی که در دو سال اخیر داشته، لغو کند. ملاقات برای آن است که طرف ایرانی به تعهدات جدید -و نه برجامی- ولو به طور خیلی کلی تن دهد و پای نقشه راهی که جلوی او می‌گذارند، امضا کند. در این صورت ایران به طور نرم به ورطه‌ای کشیده می‌شود که خروج از آن برایش امکانپذیر نیست.

 از منظر تیم بایدن، بحث مذاکره جدید و توافق تازه آمریکا با ایران، جمهوری اسلامی را دوشقه می‌کند. چرا که به موازات آنکه دولت روحانی خود را به مذاکره و توافق نیازمند نشان می‌دهد، نیروهای انقلاب، دعوت از ایران برای گفت‌وگو و توافق را مکر تازه آمریکا ارزیابی کرده و در مقابل آن می‌ایستند. تیم بایدن معتقد است طرح موضوع مذاکره و توافق جدید یک موقعیت طلایی را در اختیار واشنگتن قرار می‌دهد و متقابلاً ایران را به گوشه رینگ می‌برد. تیم بایدن می‌گوید یا ایران به مذاکره و توافق جدید تن می‌دهد و یا از پذیرش آن اجتناب می‌ورزد.

اگر ایران مذاکره و توافق جدید را بپذیرد، به برجام‌های نظامی و منطقه‌ای که مهم‌تر از برجام هسته‌ای می‌باشند، تن سپرده و در واقع از قدرت مؤثر خود و بالاترین امکان چانه‌زنی خویش چشم پوشیده است و اگر نپذیرد از یکسو در داخل با فشار غربگرایان مواجه می‌شود که به توافق با آمریکا به عنوان رمز بقاء و ماندگاری خود نگاه کرده و -‌از نظر تیم بایدن- هزینه آن را می‌پردازند. از سوی دیگر تیم بایدن گمان می‌کند بحث از مذاکره و توافق جدید با ایران با همراهی چین و روسیه هم مواجه می‌شود.

 کاملاً واضح است که منافع و مصالح ایران در تن ندادن به مذاکره دوباره و نیز تن ندادن به شروط آمریکاست. تن دادن ایران به توافق تازه با آمریکا، پذیرش برتری حقوقی این کشور در توافقنامه‌ای است که علی‌الاصول طرفین آن از حقوق برابر برخوردار می‌باشند. پس توافق جدید ولو در ظاهر محدود به موضوعی کوچک باشد، از آنجا که نقطه آغاز اعمال فشار جدید آمریکاست، نه تنها به منفعتی برای ایران نمی‌انجامد بلکه حتی پایه هر توافق واقعی جدیدی میان ایران و غرب را هم ویران می‌کند و بحران سیاسی فی‌مابین را توسعه می‌دهد.

بایدن در این شرایط خود را ناگزیر به دادن امتیاز می‌داند اما وجود یک جریان غربگرا در ساختار قدرت ایران سبب شده تا در حال حاضر این امتیازدهی در حد دادن یک آب نبات باشد. بایدن با نشان دادن تصویر کاذب یک گشایش، درصدد گرفتن موقعیت‌های واقعی ممتاز از ایران است و متأسفانه بعضی ایران را به تجارت طلا و تصویر کاذب سرگرم کرده‌اند.

این مطلب برایم مفید است
117 نفر این پست را پسندیده اند