موسوی لاری وزیر کشور دولت سید محمد خاتمی در مصاحبه‌ای به اتفاقات اخیر در سراوان واکنش نشان داد که در ادامه می‌توانید این گفت‌وگو را بخوانید: 

*چند روز گذشته وقایعی در مرزهای جنوب شرقی کشور در سراوان، حول محور سوخت برها به وجود آمده و البته علاوه بر آمار اعلامی از سوی مسئولان رسمی، روایت‌های مختلفی وجود دارد که از کدام طرف شلیک شده و تعداد کشته‌ها چقدر است.با توجه به اینکه شما در دوران اصلاحات، وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور بوده اید و احتمالا معضلات استان سیستان و بلوچستان را به خاطر دارید، علت العلل این مشکلات در سراوان را چه چیزی می دانید؟

من در رابطه با این حادثه هیچ اطلاعاتی ندارم و نمی دانم. ولی یک نکته همیشه مدنظر من بوده و گفته ام که بالأخره مرزنشینی یک مشخصاتی دارد و مرزنشینان باید مزیت‌هایی از مرزنشینی داشته باشند. دولت‌ها چه راست و چه چپ، چه اصولگرا و چه اصلاح طلب، باید این مزیت‌ها را شناسایی و زمینه امرار معاش مرزنشینان از طریق مرزنشینی را فراهم کنند. متأسفانه این مسأله چه در سیستان و بلوچستان، چه در کردستان و چه در سایر مناطق مرزنشین کشور خیلی اوقات مورد توجه قرار نمی گیرد.

مرزهای ما فاقد امکانات کار و اشتغال هستند

مرزهای ما فاقد امکانات کار و اشتغال هستند. باید زمینه اشتغال در آنجا فراهم شود و متأسفانه نشده است. علت العلل اینکه مرزنشینان ما سوخت بری، کولبری و قاچاق می کنند و یا از سایر روش‌های غیر متعارف استفاده می کنند این است که در آنجا فرصت‌های شغلی مناسب برای هموطنان مرزنشین ما فراهم نمی شود. به این مزیت مرزنشینی توجه جدی نمی شود. اگر دولت‌ها به این مسأله توجه کنند، خود به خود خیلی از این مشکلات پیش نمی آید.

من چون نمی توانم در خصوص ابعاد حادثه اظهار نظر کنم این بحث کلی به نظرم می آید. الآن هم معتقدم فرصت هست. در آنجا بحث سوخت بری، در کردستان کولبری، در بوشهر ته لنجی است و هر جایی مسائلی دارند. دولت‌ها باید به این مسائل توجه کنند و توجه آنها هم باید متوجه این باشد که از مرزنشینی چه مزیتی نصیب مرزنشین می شود؛ که زندگی او تأمین شود و مرزهای ما خالی نشود و کسانی که در این مرزها زندگی می کنند احساس سربلندی داشته باشند و نگاهشان به بیرون نباشد و به درون مرزهای خودمان باشد. این باید به عنوان یک سیاست جدی توسط دولت‌ها دنبال شود و راه حل برای آن ارائه بدهند.

چرا باید از قوه قهریه استفاده شود؟ً!

*این وضعیت اقتصادی چقدر می تواند مستعد رخدادهای ضد امنیتی در آن مناطق شود؟

هر جایی که فشار زندگی به مردم زیاد و پاسخگویی از ناحیه مدیران کم شود امکان بروز فاجعه‌ها وجود دارد. این یک امر کلی است و چه در سیستان و بلوچستان و چه سایر نقاط کشور باشد، فرقی ندارد. اگر حکومت بپذیرد که مسئول تأمین امنیت، معیشت و نیازهای اولیه مردم است، به آن فکر می کند و راه حل ارائه می دهد و با بزرگان مردم نشست‌هایی برگزار می کند. در همان سیستان و بلوچستان سوخت بری یک امر عادی است. بنشینند و ببینند راه حل‌های بهتری وجود دارد یا ندارد و به دنبال آن راه حل‌ها بروند. چرا باید مرزهای ما همیشه از طریق نیروهای نظامی کنترل شود؟ چرا نباید مفاهمه با مردم زمینه ساز امنیت مرزها باشد و ما بخواهیم از قوه قهریه استفاده کنیم؟

*آیا در دوران اصلاحات مواردی مشابه پیش آمده بود؟ آن را چگونه مدیریت کردید؟

در آن دوران هم ما دارای نقص بودیم. یعنی حرفی که من می زنم متوجه امروز نیست. من می‌پذیرم که آن زمان هم دولت‌ها آن گونه که باید به این مسأله نپرداختند. گشایش‌هایی شد و من یادم هست در دولت بحث مفصلی شد راجع به ملوان‌هایی که به کشورهای حاشیه خلیج فارس می رفتند و مشکلاتی در بوشهر و بندرعباس داشتند. بحث طولانی شد و من هم آنجا مدافع این ملوان‌ها بودم و اینکه «چیزی که به عنوان «ته لنجی» از آن اسم می برید چیزی است که زندگی این ملوان‌ها با آن می چرخد. این را قانونمند و ضابطه مند کنیم و به یک فرصت برای تعامل بین دستگاه مسئول و مردم و ملوان‌ها تبدیل کنیم». تا حدودی هم گشایش حاصل شد و مرزنشینان آن مناطق خیلی راضی شدند که دولت تصمیم گرفت این را به رسمیت بشناسد و یک مقدار هم افزایش بدهد. آن زمان واقعا اشتباهاتی هم بود. همین مشکلاتی که امروز می بینیم گاهی در آن زمان هم اتفاق افتاده بود که خوشایند من و امثال من نبود.

ماجرای بازدید موسوی لاری از سیستان و بلوچستان و درخواستش از قالیباف

*آن موقع این مسائل چطور حل می شد؟

راه حل آن پذیرفتن حق مردم است. وقتی در دولت اصلاحات من وزیر کشور بودم و آقای قالیباف فرمانده نیروی انتظامی بود، در سفری که به سیستان و بلوچستان داشتم در بازدید از مرز میرجاوه دیدیم عده زیادی از این طرف مرز با پای پیاده آن طرف مرز می روند؛ جمعیت نسبتا قابل توجهی بود. از مسئولین محلی که با من بودند پرسیدم اینها چه کسانی هستند و کجا می روند؟ گفتند، مردم بومی که کالاهایی از این طرف مثلا ظروف و کالاهای پلاستیکی می برند و برنج و چای وامثال آن را می آورند. شرایط رقت آوری بود. در بازگشت از سفر به آقای قالیباف گفتم وضعیتی که من در میرجاوه دیدم خیلی ناگوار بود؛ به خصوص که این مردم با این سختی و مشقت کار می کنند که لقمه نانی به دست آورند مورد تعرض مأمورین هم قرار می گیرند؛ خوب است سفری به منطقه داشته باشید و با همفکری مسؤلین محلی راه حلی پیدا کنید که این مردم اینگونه زجر نکشند؛ و با بهره گیری از مقررات مرتبط با مرزبانی و مرز نشینی سهولتی قائل شوید که هم کرامت مردم حفظ شود و هم مأمورین ضمن انجام وظیفه مزاحم مردم هم نشوند. به ایشان گفتم فرض می گیریم از این طریق این مقدار مبادله کالا بین این سوی مرز و آن سوی مرز صورت گیرد؛ این هم این نوع کالا پلاستیک صادر شود و برنج و چای به صورت بسیار محدود وارد شود این به کجای اقتصاد کشور لطمه میزند؟!

البته متوجه هستم که مسأله سوخت شرایطش متفاوت است؛ اما می خواهم بگویم که مسؤلین آن روز با تبادل نظر و همفکری و بایک نگاه همراه با مردم با این مسأله برخورد کردند؛ آن طور که آقای قالیباف به من گزارش داد تا حدودی مسأله حل شد و این اتفاقات هم نیفتاد. الآن هم باید همین روش‌ها را دنبال کنند، حتی اگر مسأله سوخت و باندهایی که در این زمینه شکل گرفته است با آنچه من به آن اشاره کردم متفاوت باشد، اما راه حل همان است؛ یعنی پذیرش حق مرز نشینان برای بهره مندی از مزیت مرز نشینی. اگر این اصل به رسمیت شناخته شد برای مسأله سوخت هم می توان راهی پیدا کرد که هم اقتصاد کشور آسیب نبیند و هم مرز نشینان از مزیت استحقاقی بهره مند شوند. ضمن اینکه باید چاره اندیشی بنیادی برای توسعه مناطق مرزی و رونق کسب و کار در آن مناطق صورت گیرد تا این مسأله حل شود و با این روش‌ها که نقش مسکن دارد سوخت فروشی و پلاستیک فروشی و امثال آن مشکل مرزنشینان ما حل نمی شود.

واکنش موسوی لاری به حوادث سراوان/هر جایی که فشار زندگی به مردم زیاد و پاسخگویی از ناحیه مدیران کم شود امکان بروز فاجعه‌ها وجود دارد

یقینا حکومت می‌خواهد مناطق مرزی توسعه پیدا کند اما ......

*فرضیه ای در این زمینه هست و می گویند کلیت حکومت اراده ای ندارد که آن مناطق توسعه پیدا کند؛ چون منطقه مرزی است. با توجه به تجربه شما چنین فرضیه ای درست است؟

این حرف بسیار غلطی است. من قبول ندارم که مسؤلی در جمهوری اسلامی چنین فکری داشته باشد در دوره ای که مسئول بودم همیشه می گفتم نگاه به آن طرف مرز را باید به این طرف مرز برگردانیم. یعنی مرزنشین ما باید احساس کند در خانه و شهر و روستای خودش می تواند خوب زندگی کند. دولت‌ها موظف هستند توسعه را این طرف مرزها با تمام ابعاد به وجود بیاورند تا نگاه مرزنشین ما به آن طرف مرز نباشد و نگاهش به این طرف باشد و همگرایی ملی صورت بگیرد و خودش را با بقیه مناطق کشور یکسان ببیند.

چه فرقی بین ساکنان یزد، اصفهان و شیراز با مرزنشینان بوشهر، بندرعباس، کردستان و سیستان و بلوچستان هست؟! آنها هم باید احساس کنند از نظر مزایای زندگی با اینها یکی هستند. این حرف بسیار غلطی است و به نظر من بیشتر هم دشمنان ما این حرفها می زنند که حکومت نمی خواهد آنجا رشد کند قطعا حکومت می خواهد، ولی متأسفانه برنامه ریزی‌ها آن طوری که شایسته و مناسب نبوده است.

*یک بحث ویژه آنجا هم سنّی نشین بودن منطقه است. این به حساسیت موضوع و دامن زدن به چنین فرضیه‌ها و بدبینی‌هایی هم اضافه می کند. درست است؟

خوشبختانه در ایران بحث شیعه و سنّی وجود ندارد. زادگاه خود من جایی است که دور تا دور آن اهل سنّت هستند. آنجا گاهی پدر سنّی و مادر شیعه است؛ برادر سنّی و خواهر شیعه است. کاملا در فضای عادی با هم زندگی می کنند. اصلا نگاه تنفرآمیز بین شیعه و سنّی در ایران وجود ندارد؛ مگر اینکه عده ای از روی نادانی به این مسأله دامن بزنند که متاسفانه چنین هست و دشمنان هم بخواهند مسأله را بزرگ کنند وگرنه بحث شیعه و سنّی به شکلی که جاهای دیگر مطرح هست در ایران ما مطرح نیست.

این مطلب برایم مفید است
27 نفر این پست را پسندیده اند