ابراهیم رئیسی با حدود۱۵میلیون رای در انتخابات سال۹۶ پس از حسن روحانی بیشترین آراء را به دست آورد و همین سرمایه می تواند ، ضمانت برنده شدن در ۱۴۰۰ باشد.ضمن اینکه حامیان رئیسی معتقدند او در مدت ریاستش بر قوه قضاییه بدلیل مبارزه با مفاسد اقتصادی،از محبوبیت بیشتری برخوردار شده و سبد آرای او از ۴سال پیش هم سنگین تر است.

اگر این فرض را درست بپنداریم و نیز نتایج نظرسنجی هایی که رئیسی را در مقایسه با سایر نامزدها محبوب تر می داند معتبر بگیریم هیچ دلیلی برای نامزدنشدنش در انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری نمی یابیم.

با این حال حضور او به عنوان نامزد انتخابات۱۴۰۰ مخالفانی هم دارد. برخی از این مخالفان،ظاهرا ابراز نگرانی می کنند که تغییر جایگاه رئیس قوه قضاییه به ریاست جمهوری، می تواند موتور مبارزه با مفاسد اقتصادی را خاموش کند. اما به نظر می رسد این شبه استدلال، بیش از آنکه به لزوم تداوم حضور رئیسی در عدلیه اصرار داشته باشد، بر رئیس جمهور نشدن او تاکید دارد.

به طور کلی می توان مخالفان نامزدی رئیسی را در موارد زیر برشمرد:

قالیباف و هوادارانش

محمدباقر قالیباف در سال ۱۳۸۴ در حالی که فقط ۴۴ساله بود و به تازگی رخت پلیس را از تن بیرون کرده بود با ژست"خلبانی" و عنوان "دکتر" پا به عرصه انتخابات گذاشت. همراهان و موافقان فراوانی هم برای خود دست و پا کرد . با این همه بخش بزرگی از همراهانش  یکی دو هفته مانده به برگزاری انتخابات، پشتش را خالی کردند و به دنبال احمدی نژاد رفتندو  در نتیجه قالیباف ناکام ماند .

سال۸۸ او می دانست نمی تواند شانسی برای انتخابات داشته باشد اما در سال ۹۲ وارد میدان شد و با حسن روحانی به عنوان اصلی ترین رقیب جنگید. نتیجه اش آن شد که روحانی سه برابر او رای آورد و قالیباف را یک بار دیگر در ناکامی گذاشت.

سال۹۶ باز هم قالیباف به میدان آمد و تا آخرین روزها هم ماند اما به طور غیرمنتظره ای به نفع رئیسی کنار کشید .یاران قالیباف، این انصراف را جهاد بزرگ خواندند و چنین وانمود کردند که او در حالی کنار کشیده که میزان رایش بیش از رئیسی بوده است.

قالیباف،اما در سال ۹۸ تدبیر دیگری اندیشید و  ریاست بهارستان را برای تبدیل کردنش به سکوی پرواز بسوی پاستور، نشانه گرفت. هر چند انتخابات مجلس، شور و نشاطی نداشت اما او یک قدم به آرزویش نزدکتر شد و رئیس مجلس شد.

 خیالش  هم راحت بود، به خصوص که رقیب اصلی اش(رئیسی) را هم برای۱۴۰۰ در برابر خود نمی دید و گمان می کرد با انتخاب او به عنوان رئیس قوه قضاییه، حالا آزادراهی عریض ، شهردار پیشین پایتخت و رئیس اسبق نیروی انتظامی را از بهارستان به سرعت به پاستور می رساند.

این شادمانی دیری نپایید چون میزان محبوبیتش رفت روی منحنی نزولی. پرونده عیسی شریفی معاون خلافکارش در شهرداری و نیز ناکامی او در بسامان کردن مجلس و مهمتر از آنها سفر ناکام به روسیه، رئیس مجلس را  در صف نامحبوبان نشاند.

این خبر مکررا در میان خواص منتشر شد که رئیسی از قالیباف خواسته است که چون خودش کاندیدای ریاست جمهوری نمی شود او هم  به میدان۱۴۰۰نیاید و قالیباف آن را نپذیرفته. این خبر  اگر درست هم نباشد، سیگنالی است که  رگه هایی از اختلاف بین این دو چهره اصولگرا را به طرفدارانشان مخابره کرد.

پس از آن بود که مخالفتهای حامیان این دو، نه فقط در محافل خصوصی که به فضای مجازی نیز کشیده شد.

اینک طبیعی است که قالیباف و هوادارانش از مخالفان جدی رئیسی باشند. آنها که گمان می کنند در سال ۹۶ مغبون شده اند دیگر نمی خواهند کسی رای بیاورد که به زعم آنها توانایی اش از قالیباف کمتر بوده است.

کاندیداهای نظامی

در ماههای اخیر نشانه هایی از شانس موفقیت نامزدهای نظامی در انتخابات ۱۴۰۰ هویدا شد. حضور آنان با موافقتها و مخالفتهای جدی در میان کنشگران سیاسی روبرو گردید و به نظر می رسید در صورتی که اکثریت اصولگرایان به آن ابراز تمایل کنند، راه سختی تا رسیدن به پاستور نداشته باشند.

مطرح شدن نام رئیسی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری، معادلات آنها را بر هم زد و به نظر می رسد نه حسین دهقان و رستم قاسمی به حضور او روی خوش نشان دهند و نه محسن رضایی و سعید محمد.

اصلاح طلبان

هر جناح سیاسی ، موفقیت خود را در بهره گیری از نقاط ضعف حریف می بیند. روشن است که اصلاح طلبان تمایل داشته باشند رقیب اصولگرایشان دارای نامزدهای متعدد و کم رمق باشد. رئیسی به عنوان نامزدی که ۴سال پیش، سنگین ترین سبد رای پس از حسن روحانی را داشته و در ۱۴۰۰ هم اگر بر سر او اجماع نسبی صورت گیرد، خوش شانسی اش بسیار پررنگ است ،برای اصلاح طلبان رقیب خوشایندی نیست چون شکست دادنش سخت تر از دیگر اصولگرایان است.

این مطلب برایم مفید است
236 نفر این پست را پسندیده اند