احمد مازنی نماینده سابق مجلس در نوزدهمین کنگره حزب مردم سالاری اظهار کرد: حزبی نبودن به لحاظ فرهنگی و ارزشی در جامعه ما یک ضد ارزش تلقی می‌شود و وقتی افراد می‌گویند عضو هیچ حزب و گروهی نیستم امتیاز هم تلقی می‌شود. بدون تعریف درست و نقش مشخص برای احزاب، افراد محوریت می‌یابند، در این حالت، هر کس که صدای بلندتری داشته باشد و شعارهای عوام پسندتری بدهد جایگاه پیدا می‌کند؛ این در حالی است که تحزب مهمترین حلقه وصل زنجیر دموکراسی است.

این نماینده مردم تهران در دوره دهم مجلس گفت: در یک نظام سیاسی مردم‌سالار، حزب یک حلقه بسیار مهم برای وصل شدن زنجیره مردم به حاکمیت است و شاید مهمترین حلقه اتصال به مردم برای نظام سیاسی است ولی متاسفانه در اصلاح قانون انتخابات در ادوار مختلف  یا نخواستند یا نتوانستند در اصلاح قانون انتخابات، حزبی شدن انتخابات را قانونی کنند. متاسفانه افراد نسبت به پیمانی که در قانون اساسی بین مردم و حاکمیت بسته شده پایبند نیستند زیرا قانون ما حزبی نیست و کسانی هستند که زنبیل خود را جای دیگری گذاشته‌اند و قصد دارند امتیاز بگیرند که این یکی از دلایل مهم حزبی نشدن فعالیت سیاسی در ایران است.

اهم اظهارات وی را در ادامه بخوانید؛

* تقریبا اکثر قریب به اتفاق شخصیت‌های تاثیرگذار و سیاسی ایران از ابتدای انقلاب تا امروز و قریب به اتفاق آنها معتقد به حزبی شدن اداره کشور هستند. جز عده کمی، بخش زیادی از جریان اصولگرا و همه جریان اصلاح طلب، حزبی شدن اداره کشور را مطلوب و ضروری می دانند. بیشتر احزاب و افراد تاثیرگذار کشور معتقدند که سه الی چهار حزب بزرگ و اساسی در کشور شکل بگیرد و برای اداره کشور برنامه بدهند و پاسخگو باشند، اما نمی‌دانم چرا اراده لازم برای تحقق این مطالبه و موضوعی که همه به آن رسیده‌اند شکل نمی گیرد و چرا محقق نمی‌شود؟

* بهتر است اعضای احزاب از اختلافات کودکانه خود دست بردارند چون این دعواها اولویت‌ ما نیست و باید سعی کنیم بر اساس خواسته‌ها، همدلی‌ها را افزایش دهیم.

* {با اشاره به تشکیل نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان}: جبهه اصلاح طلبان ایران شکل گرفته است؛ حتماً نقد جدی و اشکالاتی بر آن وارد است ولی باید همین را تقویت کنیم و ذیل این جبهه، فراکسیون‌های مختلفی از احزاب هم‌سوتر شکل بگیرد که با هم رقابت کنند و کاندیداهای حزبی خود را به جامعه معرفی کنند. این فراکسیون‌های ذیل جبهه‌ای نیروهایشان را آموزش دهند و در این جهت حرکت کنند؛ در جبهه اصولگرایی هم همینطور عمل کنند.

*پیشنهادم ایجاد جبهه‌های دائمی است نه انتخاباتی و فصلی. من فکر می‌کنم گام اول برای تحزب اساسی این است که ما به جبهه ها اهمیت دهیم و اینها مشکلات  را طرح و در جهت برطرف کردن آن حرکت کنند.

* در مورد بازنگری قانون اساسی، آقای کواکبیان گفتند که ما طرفدار جمهوریت سوم و بازنگری قانون اساسی هستیم و به من گفتند که شما با بازنگری قانون اساسی مخالف هستید، باید عرض کنم خیر؛ من با اصل بازنگری در قانون اساسی مخالف نیستم اما در شرایط کنونی معتقدم مسئله ما بیش از آنکه اصلاح قانون اساسی باشد اجرای درست قانون اساسی و تفسیر درست آن است؛ می گویم قانون اساسی سلیقه‌ای تفسیر می‌شود و رویکردها و نگاه‌ها و فرهنگ سیاسی مشکل دارد؛ ما  در حوزه‌های تعلیم و تربیت مشکل داریم.

* بعد از مشروطه دیدیم که قاجاریه با مشروطه چه کردند. از درون مشروطه رضاخان درآمد و محمدرضاشاه تا وقتی که جوان بود و قدرت نداشت سعی می‌کرد که در چارچوب مشروطه سلطنت کند اما بعد از مدتی گفت که شما نمی فهمید و فقط من می‌فهمم؛ اکنون هم ما قانون اساسی را مثل کتاب مقدس روی طاقچه گذاشته ایم و هر کس بر اساس میل و اراده خود آن را اجرا می‌کند.

*{ با اشاره به مطالبات عمومی در حقوق زنان }: مطالبات خود را به دوچرخه سواری زنان تقلیل ندهیم.  مگر برای وزیر شدن زنان در قانون اساسی مانعی داریم؟ در مجمع تشخیص مگر قرار بود  زنان نباشند؟ لذا مسئله ما تنها دوچرخه سواری و به ورزشگاه رفتن زنان نیست. زنان باید بتوانند در ریاست جمهوری کاندیدا شوند.

* در مورد خبرگان رهبری در هیچ جای قانون اساسی نداریم که خبرگان رهبری باید مرد باشند و در جایی از قانون اساسی نداریم که اعضای خبرگان باید حتما حوزوی باشند. خبرگان باید منتخب ملت باشند. یعنی خبرگان منتخب ملت می‌توانند از رشته‌های مختلف باشند. افراد خبره در حوزه‌های نظامی، جامعه شناسی، کارشناس مسائل بین الملل، فقیه، زن، مرد و پیر و جوان باید بتوانند در مجلس خبرگان رهبری مردم را نمایندگی کنند.

* نگران دوچرخه سواری بانوان هستیم ولی به کلیات عهد ملت و قانون اساسی با حکومت توجه نمی‌کنیم.  قانون اساسی و آن نیتی که در اندیشه‌های امام(ره) جاری بود و بابت آن هزینه داده ایم. چرا برای آن نگران نیستیم و چرا اصل بیست و هفتم قانون اساسی اجرا نمی‌شود؟ چرا مردم اجازه تجمعات و راهپیمایی ندارند و این محدودیت‌ها برای چیست؟ لذا تمام دغدغه های دوستان ما در مورد دوچرخه سواری و امثال آن محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد، اما نباید مطالبات مهم مردم را تقلیل دهیم.

*کسانی که در مورد قانون اساسی نظر بازنگری دارند، باید مشخص کنند کدام بخش‌ها باید اصلاح شوند و کلی گویی کمکی نمی‌کند. به همین دلیل ابتدا من بر روی اجرای صحیح همین قانون و پرهیز از تفسیر سلیقه‌ای آن قانون اساسی اصرار دارم و بازنگری در قانون اساسی باید از طریق گفت‌وگوی ملی با تعیین موضوعات بازنگری و گزینه‌های بازنگری مورد اجماع قرار گیرد. یعنی یک اجماع ملی در مورد حوزه‌های بازنگری و اینکه چه چیزی به جای اصول قبلی گذاشته شود. اگر این اجماع صورت نگیرد حتی اگر مطابق اصل ۱۷۷ قانون اساسی  شورای بازنگری هم تشکیل شود با آن ترکیبی که در این اصل ۱۷۷ وجود دارد، قانون اساسی بعدی هم بهتر از قانون موجود نخواهد بود.

* مهمترین مسأله انتخابات موانع مشارکت مردم است. چرا مردم با صندوق رای قهر کرده‌اند؟ من فکر می‌کنم در حال حاضر این مسأله جناحی نیست و همه اتفاق نظر دارند که در انتخابات ۱۴۰۰ می‌توانند تاثیر داشته باشند. مثلا در  بحث ویروس کرونا اصولگرا و اصلاح‌طلب جان خود را دوست دارد و سلامت ملت برایشان مهم است.

این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند