اول بهمن (۲۰ ژانویه) بود که «جوبایدن» به عنوان رئیس جمهور منتخب آمریکا و با کلی هیاهو و ناآارمی های ااجتماعی، وارد کاخ سفید شد و در مراسم تحلیف از مشکلات بی شمار آمریکای پسا ترامپ گفت. او در سخنان خود تاکید کرده بود که اوضاع اقتصادی آمریکا در شرایط بحرانی قرار دارد و شیوع کرونا این اوضاع را برای آنها بقدری دشوارتر کرده که مردم آمریکا دستکم تا ماه های آینده نباید انتظاری از دولت بایدن برای بهبود نابسامانی های موجود داشته باشند. جو بایدن البته در ادامه تاکید کرده که برای تقویت وجهه مخدوش آمریکا در عرصه جهانی به توافقات بین المللی که ترامپ یک طرفه از آنها خارج شده بود؛ حتما باز می گردد اما شاه بیت همه این لفاظی های رسانه ای، تلاش پشت پرده تیم بایدن برای باگشت به یک توافق بین المللی مهم موسوم به برجامی بود که برخلاف اظهارات ترامپ نه تنها منافع اقتصادی آمریکا را حدی تامین می کرد(حجم تجارت خارجی ایران و آمریکا تا قبل از خروج یک طرفه آمریکا از برجام، نزدیک به ۱۰۵ میلیون دلار بود) بلکه می توانست جایگاه  آمریکا را به عنوان یک بازیگر مهم در منطقه همچنان پابرجا نگهدارد موضوعی که به عقیده مقامات آگاه در کاخ سفید، ترامپ فقط به دلیل عقده گشایی علیه اوباما، و تنها ۲ سال بعد از اجرای برجام (۲۰۱۶) به خروج یک طرفه آمریکا(۲۰۱۸) از آن منجر شد و به تبع آن وجه آمریکا در عرضه بین الملل را به شدت مخدوش کرد.

یک بام و دوهوای بایدن برای باگشت به برجام

جو بایدن سیستمدار کهنه کار در دوران ریاست جمهوری باراک اوبامایی است که در ان زمان معاونت وی را برعهده داشت. او که از نزدیک شاهد تلاش های دولت اوباما برای به ثمر نشستن مذاکرات برجام و ۵ کشور روسیه، چین، آلمان، انگلیس و فرانسه با ایران بود، حالا و درست زمانی که او بر پشت میز ریاست جمهوری آمریکا تکیه زده است با ادامه سیاستهای یک بام و دو هوای اوباما ، در گام نخست رابرت مالی را به عنوان نماینده ویژه واشنگتن در امور ایران منصوب کرد، رابرت مالی کسی است که درمذاکرات برجامی(۲۰۱۵) درباره محدودیت‌های برنامه هسته‌ای ایران مشارکتی فعال داشته و حالا حضور او در کابینه بایدن به معنای ادامه سیاستهای گذشته او در مقابل ایران اما اینبار با تمرکز بر محدودیت برنامه موشکی ایران است، موضوعی که با استقبال «برنی سندرز» سناتور مستقل آمریکایی روبرو شده؛ برنی سندرز در توییتی اعلام کرده که حضور «رابرت مالی» در کابینه بایدن نه تنها امنیت ملی آمریکا را تضمین می کند بلکه می تواند گزینه مذاکره در مقابل جنگ را پیش روی واشنگتن در مقابل تهران قرار دهد، البته این انتخاب بایدن در جامعه دوقطبی آمریکا واکنش های منفی هم به دنبال داشته از آن جمله «تام کاتن» سناتور تندرو و جمهوریخواه ایالت آرکانزاس، که همواره یکی از مخالفان جدی برجام بوده ، کاتن معتقد است انتخاب رابرت مالی به احیای مجدد برجامی می انجامد که به زعم ترامپ رئیس جمهور پیشین آمریکا سودی برای این کشور نداشته است!

فارغ از منافع سرشار برجام برای آمریکا، جوبایدن می داند که این بازگشت هزینه هایی برای واشنگتن به دنبال دارد بنابراین در گام بعد او آنتونی بلینکن را به عنوان وزیر خارجه این کشور پشت تریبون فرستاد تا ضمن ابراز علاقمندی شدید آمریکا برای بازگشت به معاهده بین المللی برجام، در رفتاری دوگانه هزینه این بازگشت را متوجه ایران کند! بلینکن تاکید کرده که واشنگتن آماده بازگشت به برجام هست البته به این شرط که نخست ایران به تعهدات برجامی خود بازگردد! البته بلینکن در ادامه این را هم گفته است که هدف واشنگتن از باگشت به برجام، رفع تحریمهای ایران نیست بلکه واشنگتن به دنبال ایجاد توافق قوی‌تر و طولانی‌تر از برجام(فرابرجامی) با تهران است تا دیگر مسائل مشکل‌زا در روابط آمریکا با ایران را برطرف کند! موضوعی که با واکنش محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور همراه بود. واعظی تاکید کرده که پرونده برجام سال ۲۰۱۵  بسته شده و ایران دیگر درباره اصل آن مذاکره نمی‌ کند. 

چرا فرجام برجام به اینجا رسید؟

دولت ترامپ ۸ مه ۲۰۱۸ به این بهانه که این توافق منافع اقتصادی آمریکا را تامین نمی کند یکطرفه از توافق هسته‌ای با ایران خارج شد و ضمن بازگرداندن تحریم‌های گذشته، تحریم‌های جدیدی نیز علیه ایران وضع کرد موضوعی که با واکنش دول اروپایی و مقامات دو کشور چین و روسیه مواجه شد تا جاییکه تروئیکای اروپایی یعنی آلمان، انگلیس و فرانسه بعد از خروج غیرقانونی آمریکا از برجام، وعده دادند با هدف تضمین منافع اقتصادی ایران، این توافق را به هر قیمتی حفظ کنند؛ این دول اروپا اما علی‌رغم ایستادگی‌های لفظی و سیاسی در برابر اقدامات عملی آمریکا، نه تنها به وعده‌های خود برای جبران آثار این خروج عمل نکردند بله حتی با وجود پایبندی بی قید و شرط ایران به توافق برجام، از عمل به تعهدات برجامی خود نیز در قبال ایران سرباز زدند.

در چنین شرایطی، شورای عالی امنیت ملی ایران ۸ می ۲۰۱۹ در سالگرد خروج آمریکا از برجام اعلام کرد، ایران تعهدات برجامی خود را بر اساس بندهای ۲۶ و ۳۶ این توافق گام به گام کاهش خواهد داد تا میان تعهدات و حقوقش توازنی برقرار شود. تهران یکشنبه ۵ ژانویه ۲۰۲۰ در آخرین بیانیه خود از اجرای گام پنجم و نهایی کاهش تعهدات برجامی ایران خبر داد که براین اساس ایران حق دارد اجرای تعهدات خود را به شکل کلی یا جزئی متوقف کند. با تداوم ناکامی کشورهای اروپایی در اجرای تعهدات برجامی‌شان، مجلس شورای اسلامی ۱۱ آذر امسال(یکم دسامبر) قانون ۹ ماده‌ای «اقدام راهبردی لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» را تصویب کرد. متن این قانون شامل ۹ ماده بود که الزام ایران برای غنی‌سازی ۲۰ درصد، افزایش ذخایر اورانیوم غنی شده سطح پایین و نیز بهره‌گیری سازمان انرژی اتمی از نسل جدید سانترفیوژهای IR۲M  و IR۶ را مورد توجه قرار می داد. در همین راستا «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان نیز با اشاره به اینکه از سرگیری غنی‌سازی ۲۰ درصدی به نحو مقتضی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع‌رسانی شده است، تاکید کرد که اقدامات جبرانی ایران در انطباق کامل با بند ۳۶ برجام است و بعد از سال‌ها پایبند نبودن چند عضو دیگر(سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان) اجرا شده، موضوعی که به مذاق اروپایی ها چندان خوش نیامده و واکنش مقامات چین و روسیه را به دنبال داشت.

«هوا چونینگ»، سخنگوی وزارت خارجه چین در واکنش به غنی‌سازی ۲۰ درصدی ایران، از واشنگتن خواست تا بدون هیچ قید و شرطی به برجام بازگردد. البته چونینگ در ادامه از دولت بایدن خواست شرط این بازگشت باید رفع تمامی تحریم‌های وضع شده علیه ایران باشد.

کرملین هم در اقدامی مشابه و در بیانیه‌ای اعلام کرد که غنی‌سازی ۲۰ درصدی اورانیوم ایران نه تنها نقض پیمان عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیست بلکه نتیجه مستقیم تحریم‌ها و اقدامات عجولانه واشنگتن علیه ایران است.

شانتاژگری سیاسی به سبک مکرون، فرانسه بازهم در نقش پلیس بد!

فرانسه که در دوران مذاکرات برجام نقش پلیس بد را بازی می کرد تا از این طریق برای سایر متحدان اروپایی اش امتیاز بگیرد اینبار نیز با ادامه همان سیاستهای نخ نما به دنبال ایجاد فشار حداکثری بر ایران با هدف کشاندین تهران پای میز مذاکره با آمریکاست آن هم با کلید واژه «مذاکره مجدد با مقامات ایرانی آن هم با حضور نمایندگانی که فی نفسه با ایران دشمنی آشکار دارند(عربستان)». امانوئل مکرون رئیس جمهوری فرانسه در ادامه تاکید کرده که این سلسه مذاکرات فرابرجامی در حالی سختگیرانه تر از مذاکرات برجام خواهد بود که ایران باید به همه مفاد برجام با وجود همه بدعهدی های دول اروپایی، پایبند بماند! علی ربیعی سخنگوی دولت هم در واکنش به این زیاده خواهی پاریس اعلام کرده که تهران نمی تواند به اجرای یک طرفه تعهدات برجامی پایبند بماند. ربیعی در ادامه تاکید کرده که کشورهای اروپایی به جای ابراز نگرانی بهتر است  به تعهدات خود بازگردند تا زمینه حفظ برجام که به نفع همه است، فراهم شود.

به نظر می رسد پاریس به زعم خود به دنبال نوعی شانتاژگری سیاسی در عرصه بین المللی است تا در لوای این جنگ زرگری و طرح این ادعا که «تهران باید نخست به تعهدات برجامی خود باز گردد تا آمریکا هم به این توافق برگردد»، به واشنگتن کمک کند تا با همراهی مجامع بین المللی و ادامه فشارهای حداکثری علیه ایران علاوه بر کشاندن دوباره تهران پای میز مذاکرات به اصطلاح فرابرجامی، هزینه بازگشت واشنگتن به برجام را بر دوش ایران بیندازد. نکته مهم اینکه رهبر انقلاب درست قبل از طرح یک چنین مسائلی از طرف پاریس، به صراحت اعلام کرده بودند که «ایران هیچ اصرار و عجله ای ندارد که آمریکا به برجام برگردد، هرگاه تحریم‌های ضد ایرانی برداشته شد برگشت آمریکا به برجام معنا خواهد داشت (۱۹ دی ۱۳۹۹)».

پنجره ایران در حال بسته شدن است؛ واشنگتن عجله کند!

مجید تخت روانچی، نماینده ایران در سازمان ملل با اشاره به یک بام و دوهوا بدون واشنگتن در بازگشت به برجام تاکید کرده که دولت بایدن باید "سریعا اقدام کند" چراکه "پنجره" ضرب‌الاجل ایران به واشنگتن برای برداشتن تحریم‌های اقتصادی "در حال بسته شدن" است و احتمالا دیگر تمدید نمی شود چون نمایندگان خانه ملت طرح دوفوریتی اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران را در دستور کار قرارداده اند. براین اساس ایران در صورت عدم اجرای کامل تعهدات کشورهای ۱+۴ (آلمان، فرانسه، انگلستان، چین و روسیه) به توافق هسته‌ای مبنی بر عادی شدن روابط کامل بانکی، رفع کامل موانع صادرات و فروش کامل نفت و فرآورده‌های نفتی ایران و برگشت کامل و سریع ارز منابع حاصل از فروش؛ نظارت‌های فراتر از پادمان از جمله اجرای داوطلبانه سند (پروتکل الحاقی) را متوقف می کند که معنای ضمنی آن پایان کار برجام برای همه کشورهای طرف قرارداد است.

هیچ فرش قرمزی برای آمریکا پهن نشده است

جوبایدن که در دوران رقابت ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا، همواره اقدام ترامپ در خروج یک طرفه از برجام را عملی بی خردانه توصیف می کرد حالا با در دست گرفتن دولت، برای بازگشت به برجام شرط و شروطی دارد؛ از جمله آنکه «ند پرایس» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در اظهاراتی قلدرمآبانه و حق به جانب مدعی شده که پیش از اعلام آمادگی واشنگتن برای پیوستن مجدد به این توافق، این تهران است که باید گام نخست را بردارد! این ادعا در حالی مطرح شده است که برخی از مقامات آگاه در کاخ سفید که خواسته اند نامی از آنها فاش نشود از تلاش پشت پرده دولت بایدن برای پیدا کردن راهی برای بازگشت به برجام خبر داده اند. گفته می شود رابرت مالی نماینده کاخ سفید در امور ایران با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری ایران(۱۴۰۰) از هم اکنون ضرب العجلی برای آغاز مذاکرات با مقامات ایرانی را در دستور کار دارد، بایدن امیدوار است این دو قطبی زیاده خواهی آمریکایی که یک سوی آن بازگشت به برجام و سوی دیگرش گرفتن امتیازهایی بیشتر از تهران زیر سایه چماق ادامه تحریمهای ظالمانه علیه ایران است را با کلیدواژه «گام اول را  ایران بردارد» دنبال می کند!

در همین راستا «سعید خطیب زاده» به مقامات آمریکایی اعلام کرده که «ایران» منتظر اقدام نخست آمریکا برای رفع تحریم موثر است، یعنی تحریمهایی که بعد از روی کار آمدن «دونالد ترامپ» علیه ایران وضع شده است. خطیب زاده در ادامه این را هم گفته است که «باید سرمایه ایران قابل دسترس باشد، نفت ایران به راحتی فروخته شود و پول آن به حساب ایران برگشت داده شود و بیمه هم انجام شود؛ هر زمان واشنگتن این حقوق را به ایران بازگرداند، تهران هم پاسخ می‌دهد. برگشت آمریکا به برجام آن هم به شکل اتوماتیک و با یک امضا میسر نیست، واشنگتن با یک امضا از برجام خارج شد ولی با یک امضا نمی‌تواند به توافق هسته ای بازگردد.»

نتیجه گیری

«جو بایدن» پس از بدست گرفتن قدرت در آمریکا(۲۰ ژانویه ۲۰۲۱)، سیاست مبهمی را در مقابل تهران در پیش گرفت، جو بایدن از یک طرف می داند که بازگشت به برجام فارغ از منافع اقتصادی بالایی که برای آمریکا دارد، می تواند واشنگتن را باردیگر به یک بازیگر تاثیر گذار در منطقه بدل کند و از طرف دیگر این فرصت تاریخی را باردیگر در اختیار واشنگتن قرار می دهد تا بتواند کار نیمه تمام اوباما در رفع اختلافات گشته با تهران را هرچند ناقص، اما رفع و رجو کند. بایدن برای رسیدن به این هدف «سیاست چوب و چماق» را در دستور کار دارد تا از یک طرف با نشان دادن در باغ سبز به ایران با کلید واژه رفع تحریمها به شرط بازگشت نخست ایران به تعهدات برجامی، حق غنی سازی ۲۰ درصدی ایران را متوقف کند و در گام دوم و با کشاندن ایران پای میز مذاکرات فرابرجامی، توان موشکی ایران را دستکم برای سالهای طولانی محدود کند. نکته مهم اینکه متاسفانه برخی از مقامات داخلی با اظهارت شتاب زده درباره نیاز ایران به رفع تحریمها، این پیام را به کاخ سفید مخابره کرده اند که دولت بایدن از این نقطه ضعف می تواند به اهداف خود دست یابد. نکته دیگر آنکه باید برای اجرای سیاست خود علیه ایران با مشکلات دیگری روبرو است نخست آنکه خروج ترامپ از برجام و زیر پا گذاشتن قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، اعتبار آمریکا را در عرصه بین الملل بیش از پیش خدشه دار کرد و این باور را در ایران و بسیاری از کشورهای جهان بوجود آورده که آمریکا به راحتی تعهدات بین المللی اش را زیر پا میگذارد. بنابراین درصورت بازگشت بایدن به برجام، این سوال مطرح است که چه تضمینی وجود دارد که رئیس جمهور بعدی آمریکا مجدد از برجام خارج نشود؟

نکته دوم هزینه چند صد میلیارد دلاری بایدن برای اقتصاد آمریکاست. خروج یک طرفه ترامپ از برجام و اتخاذ سیاست فشار حداکثری علیه ایران، صدها میلیارد دلار به اقتصاد ایرانی خسارت زده است که به شهادت آزانس بین المللی انرژی اتمی، تهران بطور کامل به تعهدات برجامی خود پایبند بوده است. «محمدجواد ظریف» وزیر خارجه ایران رسما، خواستار جبران خسارتهای اقتصادی ایران بعد از بازگشت بایدن به برجام است. اینکه این منابع مالی قرار است چگونه تامین و چطور به ایران پرداخت شود خود یکی دیگر از چالش های پیش روی جو بایدن است.

مسلم رسولی مدنی

کارشناس مسائل بین المللی

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند