طی یک سال اخیر شاهد تحرکات جدی در روابط کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس با رژیم صهیونیستی بودیم.

جرد کوشنر داماد ترامپ ماموریت این عادی سازی میان تل آویو با پایتخت های عربی را برعهده داشت. در تحلیل استراتژی آمریکا باید به موضوع فشار حداکثری ترامپ علیه ایران اشاره کرد. در واقع مساله عادی سازی روابط اعراب با رژیم صهیونیستی بخشی از استراتژی فشار به ایران و تلاش برای محدودسازی بیشتر جمهوری اسلامی ایران در منطقه بود. ترامپ به عنوان پیشران اصلی این روابط بسیار تلاش داشت که زمینه حضور رژیم صهیونیستی را در خاورمیانه با عطف به کنترل فعالیت های منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تقویت کند. 

پرسش اصلی در اینجاست که پایداری روند عادی سازی روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای عربی تا چه میزان است و آیا دومینوی این عادی سازی به ریاض و دوحه به عنوان سرآمدان اصلی کشورهای عربی خواهد رسید؟

 پاسخ به این پرسش نیازمند تاملی عمیق در بیرون از محیط خاورمیانه و به خصوص در کاخ سفید است. پیشران اصلی روند عادی سازی ترامپ بود و با توجه به باخت ترامپ در انتخابات سوم نوامبر؛ تشویق گر و انگیزه بخش این عادی سازی دیگر وجود ندارد.

در برابر، بایدن دموکرات بر سر کار آمده است که اولویت های سیاست خارجی اش در خاورمیانه، احیای مذاکرات برجامی است. دقیقا آنچه که باعث نزدیکی جریان عبری- عربی طی یک سال اخیر شده بود؛ امروز همین فاکتور به عامل جدایی و بی سردی این روابط تبدیل خواهد شد.

اظهارات وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی گویای همین واقعیت است. یک روز قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، موضع رژیم صهیونیستی نسبت به این انتخابات و تاثیر معنادار حضور دوباره ترامپ بر روند عادی سازی روابط شان با دولت های عربی کاملا واضح است. 

الی کوهن صراحتا می گوید که ادامه روند دیپلماتیک میان تل آویو با پایتخت های عربی نیازمند حضور رئیس جمهوری در آمریکا است که در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران استراتژی فشار و تحریم و محاصره را ادامه دهد. از این جهت صحبت های کوهن نشانگر این مساله است که با فقدان ترامپ در مسند قدرت عالیه آمریکا امکان عادی سازی روابط ممکن نیست. نگرانی جریان صهیونیستی از آنجایی بیشتر شد که بایدن بازگشت به برجام و مذاکره با ایران را یکی از شعارهای محوری انتخاباتی اش قرار داده و بعد از پیروزی اش هم بر این موضع اش پافشاری کرده است. 

ترامپ با هدف تنگ تر کردن حلقه محاصره جمهوری اسلامی ایران در منطقه، سیاست عادی سازی روابط پایتخت‌های عربی با تل آویو را استارت زد و توانست با بازگشایی روابط دیپلماتیک میان رژیم صهیونیستی با بحرین و امارات متحده عربی، پای صهیونیست ها را به منطقه و در نزدیکی ایران بگشاید. البته استراتژی اصلی عادی سازی روابط میان رژیم صهیونیستی با عربستان و در مرحله بعدی قطر است؛ دو کشوری که موقعیت استراتژیک در جهان عرب دارند و همین امر می تواند نفوذ و قدرت تل آویو را در میان کشورهای عربی تقویت کند.

گفته می شود، دستورکار بعدی ترامپ بعد از پیروزی اش در سوم نوامبر کلید زدن مذاکرات میان رژیم صهیونیستی با پنج کشور عربستان سعودی، عمان، قطر، مراکش و نیجر بود که این مساله فعلا با عطف به شکست ترامپ در شرایط سکوت و انتظار قرار گرفته است. 

با آمدن بایدن دیگر آن انگیزه و انرژی لازم برای پروسه عادی سازی وجود ندارد و مهم تر از همه اینکه بایدن اولویت هایی به مراتب مهم تر از مساله عادی سازی را دنبال می کند.

استراتژی اصلی بایدن در خاورمیانه کلید زدن مذاکرات برجامی با ایران است. بایدن سخت در تلاش است جمهوری اسلامی ایران را پای میز مذاکره بیاورد و به نظر می رسد دراین عرصه دنبال تخفیف هایی در نظام تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران هم است؛ به خصوص اینکه گفته می شود بایدن به محض دست گرفتن قدرت، ممنوعیت سفر مسلمانان به آمریکا را لغو خواهد کرد که دنباله این رویکرد می تواند خارج شدن نام ظریف از لیست تحریمی آمریکا باشد که با این اتفاق روند مذکرات می تواند بین دو کشور شکل جدی تر و هدفمندتری به خود گیرد.

هراس و نگرانی جریان عبری و عبری از تحولات بعد از سوم نوامبر دقیقا در همین موضوع است که دیگر اولویت اصلی را در سیاست خارجی آمریکا از دست داده اند و این امر می تواند ضمن مختل ساختن روند عادی سازی روابط میان اسرائیل با کشورهای عربی، فضای منطقه خاورمیانه را وارد سمت و سوی دیگری کند.

از سوی دیگر باید این موضوع را هم در نظر گرفت که افکار عمومی در داخل کشورهای عربی و چه بسا بخش هایی از قدرت در این کشورها، مخالف روند عادی سازی با اسرائیل بدون مشخص شدن وضعیت فلسطینی ها بود. کویت در راس این کشورها قرار دارد.این کشور حتی با فشار ترامپ هم حاضر به کوتاه آمدن از مواضع اصلی اش نشد و رسانه ها و جراید مطبوعاتی در این کشور مثل روزنامه القبس طی گزارش هایی از مخالفت دولت و ملت کویت با روند عادی سازی با رژیم صهیونیستی خبر داده و اعلام کرده که کویت تنها با راه حلی  موافقت خواهد کرد که مورد قبول فلسطینی ها هم باشد.

ذکر این نکته از این جهت است که فضا و بستر عمومی در کشورهای عربی ضد اسرائیلی است و حال که امروز عنصر جهت دهنده این روابط یعنی ترامپ هم که در حال جمع کردن بار و بندیل سیاسی اش از کاخ سفید است، مسلما شاهد تسریع در روند این عادی سازی نخواهیم بود.

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند