علیرضا سلطانی استاد دانشگاه و کارشناس ارشد حوزه اقتصاد سیاسی در این باره گفت: انتخابات ۲۰۲۰ با در نظر گرفتن دو سطح داخلی آمریکا و بین المللی ، نسبت به انتخابات گذشته این کشور ، شرایط بسیار متفاوتی را دارد. در دوره های قبلی  حداقل بعد از جنگ جهانی دوم، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا معمولا به لحاظ داخلی واجد اهمیت بود و یا حداقل ابعاد بین المللی محدودی داشت یعنی معمولا در دوران جنگ سرد این اهمیت در نوع موضعگیری نامزدها در قبال قدرت های بزرگ خصوصا شوروی قابل توجه بود و در مواردی به یک منطقه و یا کشوری خاص محدود می شد مانند ماجرای جنگ ویتنام یا ایران در جریان انقلاب اسلامی و عراق و افغانستان در دو دهه اخیر . اما در انتخابات ۲۰۲۰ همزمان هر دو بعد داخلی و بین المللی فعال شده است. این مساله ناشی از عملکرد ترامپ در ۴ سال گذشته است. عملکرد ترامپ در داخل آمریکا در ۴ سال اخیر در موارد زیادی به ایجاد شکاف و دوگانگی در جامعه آمریکا دامن زد. سیاست های ملی گرایانه و به اعتبار دقیق تر بنیادگرایانه ترامپ که بازگشتی به اصول ارتودوکس آمریکایی نیمه اول قرن بیستم بود، با روند تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه آمریکا در نیمه اول قرن بیست و یکم در تقابل قرار داشته و دارد و این مساله برای بخش زیادی از مردم آمریکا که عموما مهاجر هستند علی رغم بهبود شرایط اقتصادی تا قبل از کرونا ، به دلیل پیامدهای منفی بلندمدت قابل پذیرش نیست.

این کارشناس افزود: سیاستها و اقدامات ترامپ در عرصه داخلی به حوزه بین المللی هم گسترش یافته و به گونه ای هم روندهای جهانی و هم همه کشورها و بازیگران بین المللی را به شیوه های مختلف تحت تاثیر قرار داد. آمریکا در دوره ترامپ بر خلاف نقش و جایگاه 70 سال گذشته، در مقابل روند جهانی لیبرالیسم و گسترش نظام جهانی سرمایه داری قرار گرفت .روندی که خود برای دهه های متمادی راهبری آن را در اختیار داشت. گرایش به حمایت گرایی در سیاست های اقتصادی و تجاری که سم مهلک نظام سرمایه داری است و موضع گیری در قبال روندها و رژیم های بین المللی مانند رژیم های همکاری بین المللی در حوزه محیط زیست و خروج از سازمان های بین المللی مانند یونسکو و سازمان جهانی بهداشت از این قبیل است. برخورد با کشورها و دولت های مختلف به شیوه های تحریم و تهدید( روسیه ، چین ، ایران ، ترکیه و ....) و حتی اجبار و فشار ( در مورد کشورهای متحد و دوست آن) برای پیشبرد سیاست های یکجانبه امریکا در این راستا قابل توجه است . همه این اقدامات با هدف احیای موقعیت برتری آمریکا در عرصه سیاسی و اقتصادی بین المللی بوده است . هدفی که با جریان جهانی شدن و روندهای همکاری جویانه بین المللی در تقابل بوده است و همین مساله باعث شده که جامعه بین المللی اصولا با تداوم حکومت ترامپ تمایل نداشته باشد چراکه ترامپ موجب توقف و یا کندی روندی بود که برای دهه های متمادی آمریکا راهبری آن را در اختیار داشت.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند