بازار سهام در آخرین روز کاری وارد کانال یک میلیون و ۳۰۰ هزار واحد شد. شاخص در مقایسه با نقطه اوج در ۱۹ مرداد بیش از ۶۹۰ هزار واحد افت داشته و تا اینجای کار یک سوم بازدهی خود را از دست داده است. پرسش معامله گران قدیمی این است که چرا بازار در شرایطی که همه عوامل برای صعود آن مهیا است میل نزولی دارد؟ چرا بازار به روند نرخ ارز واکنشی نشان نمی دهد؟

برخی تحلیل گران به این پرسش یک پاسخ سرراست و مستقیم می دهند و برخی کمی موشکافانه فضا را بررسی می‌کنند. پاسخ سرراست این است؛ «در بازه ای که شاخص سهام اوج گرفته بود و در تابستان ظرف ۵ روز کاری دو کانال ۱۰۰ هزار واحدی را پشت سرگذاشت در اقتصاد ایران و شرکت های بورسی خبری بود.» این پاسخ سرراست به پاسخی موشکافانه ختم می شود که سه خطا در بورس را تشریح می کند.

سه خطا در بورس

برخی تحلیل گران مالی تلاش دارند اتفاقاتی را که با بنیادهای یک بازار هم خوانی ندارد از منظر رفتاری توضیح دهند. یکی از این روش ها معرفی خطاهای شناختی در سرمایه گذاری است.

در بازار سرمایه سه خطای شناختی شایع است؛ سوگیری فرا اعتمادی، سوگیری نماگیری و در نهایت سوگیری تمایلاتی اما این سه خطا چه هستند و چه ارتباطی با وضعیت امروز بازار دارند.

سوگیری فرا اعتمادی: اعتماد بیش از حد به خود و اعتقاد بی اساس در مورد توانایی های شناختی، قضاوت ها و استدلال شهودی فرد در قالب پدیده فرااعتمادی معرفی می شود. این مفهوم نشان می دهد افراد هم در مورد توانایی های خود در پیش بینی و هم درمورد دقت اطلاعاتی که در اختیار آنان قرار می گیرد، برآوردی بیش از اندازه دارند.

در سرمایه گذاران انعکاس این پدیده بدین صورت است که آنها توانایی خود را در ارزیابی یک شرکت به عنوان یک سوژه سرمایه گذاری، بیش از حد تخمین می زنند. در نتیجه آن ها اطلاعات منفی را که بطور طبیعی علامت هشدار دهنده ای است مبنی بر اینکه خرید سهم نباید انجام شود  یا اگر خریداری شده باید به فروش برسد، را نادیده می گیرند.

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن در نتیجه این باور که آن ها اطلاعات ویژه ای در اختیار دارند (که دیگران ندارند) معاملات پر حجمی انجام می دهند.

سرمایه گذاران ممکن است بازده گذشته سهم را به عنوان معرفی از آنچه در آینده انتظار می رود در نظر بگیرند این ساده سازی ابتکاری سوء گیری تعمیم روند نامیده می شود.

Capture11

سوگیری نماگری:  سرمایه گذاران بر مبنای عملکرد گذشته شرکت ها، طبقه بندی های ذهنی خاصی را در ذهن خود برای پیش بینی رخدادهای آتی انجام داده و در پی یافتن شباهت هایی در عملکرد شرکت ها هستند. به این دسته از تورش های رفتاری، سوگیری «نماگری» اطلاق می گردد.این سوگیری موجب می شود، تا سرمایه گذاران روندها را به صورت نادرست تفسیر کنند.

اثر تمایلاتی:  از سوگیری‌های متداول در بازارهای مالی اثر تمایلاتی است که به معنای نگهداری سهام بازنده و فروش سهام برنده است. در این سوگیری چنانچه سهمی در ناحیه سود باشد، سرمایه‌گذار ریسک‌گریز می‌شود و به فروش آن سهم متمایل می‌شود و چنانچه سهم در ناحیه زیان باشد، سرمایه‌گذار ریسک‌پذیر می‌شود و سهم را نگه می‌دارد.

سوءتفاهم های بورسی

ارتباط این خطاها با بورس تهران چیست؟ اصلا این خطاها در بورس کاربرد دارد. مرور گذشته می تواند شفاف تر این مطابقت را انجام دهد. برای نمونه  شروین شهریاری روز سوم آبان در دنیای اقتصاد نوشت: در زمان اوج بازار سهام یک فرضیه به این شکل مطرح بود که وضعیت بنیادی سهام دیگر چندان مهم نیست و اصطلاحا هر سهمی بخرید برنده خواهید بود. (سوگیری فرا اعتمادی)

نمونه دیگر مربوط به نسبت‌های P/ E بود تا جایی که در برخی محافل بورسی، نسبت‌های P/ E دورقمی برای سهام طبیعی تلقی می‌شد.(سوگیری فرا اعتمادی)

 نمونه سوم این گمانه بود که رشد دلار می‌تواند مانع از سقوط قیمت‌های حبابی شود که این فرضیه نیز با رشد ۳۵ درصدی ارز و افت همزمان ۳۲ درصدی شاخص درست از آب در نیامد.(سوگیری نماگری)

 فرضیه چهارم، چون در گذشته حقوقی ها و دولت در بورس مداخله داشته و اجازه ریزش نمی داده اند اکنون نیز چنین اتفاقی رخ می دهد آنها توانایی دولت در جلوگیری از هر گونه افت سنگین و سریع بازار سهام را دست بالا فرض کرده بود این سناریو هم به رغم تلاش زیاد دولت به دلیل ابعاد نامتناسب رشد بورس عملا موفق نشد. (سوگیری نماگری)

  تصور پنجم هم عبارت از عدم تاثیر‌گذاری سیاست پولی بر بازار سهام بود در حالی که اکنون مشخص شده که چرخش مختصر سیاست‌گذار پولی در زمینه کنترل رشد پایه پولی و آغاز تامین مالی دولت از محل اوراق بدهی و رشد نسبی نرخ‌های سود، تاثیر‌گذارترین عامل بر جهت‌گیری بازار دارایی‌های ریسک‌پذیر است.

سوء تفاهم ششم تکیه بیش از حد بر پیش بینی های تکنیکال بود برخی پس از عبور شاخص از سطح دو میلیون از حرکت راحت ان به سوی کانال سه میلیونی سخن می گفتند. در آن دوره بسیاری برای خود تحلیل گر شده بودند و تصور می کردند بازار را بهتر از دیگران می فهمند و مستقل از هر کسی و با اتکا دانش خود معامله می کردند.

سوء تفاهم هفتم را می توان به فروش سهام شرکت های با پایه صادراتی و خرید سهام برخی شرکت های داخلی با توجیه تجدید ارزیابی، افزایش قیمت یا وصل آنها به برخی متغیرهای سیاسی مثل رفع تحریم ربط داد. این پدیده به خوبی اثر تمایلاتی را نشان می دهد.

نشانه های این رفتار را هم می توان در برخی عملکردها ردیابی کرد،ارزش معاملات در بورس به شدت بالا رفت و میانگین هفتگی معاملات خرد در برخی مقاطع حتی به اعداد عجیب و غریب 24 هزار میلیارد تومان رسید.سطح معاملات به گونه ای بود که سازمان بورس ناچار شد معاملات روزانه را متوقف کند و دست آخر نسبت قیمت به سود برخی شرکت ها که از روند تاریخی بورس فاصله قابل توجهی گرفته بود.

بورس

پیش بینی بورس امروز

اما تمامی این حرف ها چه دخلی به پیش بینی بورس امروز دارد. اگر یک گزاره دیگر نیز مرور شود شاید دسترسی به پاسخ آسانتر شود.

 حسن قالیباف اصل  رئیس کنونی سازمان بورس در پژوهشی نشان داده در میان سرمایه‌گذاران حقیقی بورس تهران امری شایع است. به‌طور مشخص مدت‌زمان نگهداری سهام برنده (38 روز معاملاتی) کمتر از مدت‌زمان نگهداری سهام بازنده (51 روز معاملاتی) است.

از 19 مرداد تا به امروز که شاخص از نقطه اوج فاصله گرفته دقیقا تعداد روزهایی که سهام بازنده نگهداری می شود پر شده است. با این حساب سهامداران اگر بر مبنایی رفتار گذشته عمل کنند باید خود را از دست سهام بازنده خلاص کنند و از بازار خارج شوند. این اتفاق یعنی نزول بیشتر بازار سهام و حرکت به سوی سطوح پایین تر. با این حساب امروز هم نمی توان به برگشت بازار زیاد امیدوار بود.

اما بعدازظهر روز گذشته رئیس کل بانک مرکزی یک پاس گل به سهامداران داد او خیال بورس بازان از افزایش نرخ سود سپرده بانکی را راحت کرد. پس از این خبر کانال های بورسی زیاد روی آن مانور دادند حتی برخی مسئولان وزارت اقتصاد نیز در بازنشر خبر پیش قدم شدند. به این امید که بورس امروز شکل دیگر به خود بگیرد.

فقط باید شش ساعت صبر کرد و دید تکلیف این پاس گل میرداماد به سعادت آباد چه می شود. سهامداران رمقی برای حفظ سهام و سرمایه گذاری جدید دارند یا نه؟ متوجه خطاهای گذشته شده اند و بی گدار به آب نمی زنند.

این مطلب برایم مفید است
72 نفر این پست را پسندیده اند