در بخش ابتدایی این بیانیه آمده است: اگر اشکالی وارد باشد که قطعاً هست، متوجه شما و هم‌فکران شما و دولت هم‌فکر شماست نه رهبری که خودشان همواره از این اوضاع اقتصادی و فرهنگی اظهار گلابه و نگرانی کرده اند و بارها با تأکید بر اقتصاد مقاومتی و توجه به داخل و رونق و جهش تولید؛ دولت‌مردان را به کار و فعالیت در جهت پیشرفت ایران اسلامی و نیل به قله‌های پیشرفت و سعادت واداشته‌اند.

در ادامه این بیانیه آمده است: تلویحاً ایشان در بخشی از نامه خویش می‌خواهد بگوید؛ ریشه حل مشکلات موجود، در مذاکره و کنار آمدن با آمریکا می‌باشد. در صورتی که مردم ما در طول این ۴ دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی به کرات و به تجربه دریافته است که هر موقع در مواجهه با استکبار جهانی کوتاه آمده است؛ دشمن عنود لجوج جری‌تر و در دشمنی خویش و اعمال فشار جدی‌تر شده است. آخرین نمونه‌ی آن نیز همین قضیه برجام است. دیدیم که برجام تصویب شد و ایران به تعهدات خویش بطورکامل عمل کرده و حتی در رآکتور هسته‌ای خویش را بتن ریخت؛ اما آمریکا از تحریم‌هایش کاسته که نشد؛ بلکه پس از برجام تحریم‌های جدیدی نیز علیه ملت ایران و برخی شخصیت‌های مطرح نظام به تصویب رساند.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: خود شخص جناب موسوی خویینی‌ها تا کنون کجا بوده است؟ ایشان در سال‌های اخیر به عنوان یک شخصیت فعال سیاسی شناخته شده نبوده و نیست. و سالها در پس پرده جریان اصلاحات مشغول به فعالیت بوده است. اینکه همچین شخصی نامه‌ای به رهبری بنویسد؛ خود نشان از ضعف و به بن‌بست رسیدن جریان اصلاحات دارد.

در ادامه این بیانیه تاکید شده است: در این نامه راه‌حل واضح و مشخصی برای برون‌رفت از وضعیت فعلی ارائه نشده بود. اینکه شخصی که در اول انقلاب برچم‌دار تسخیر لانه جاسوسی و نقش اول را در این زمینه که به تعبیر امام خمینی(ره) انقلاب دوم و انقلابی بزرگتر از انقلاب اول، لقب گرفته است؛ امروزه به جایی برسد که علة‌العلل مسائل را تلویحاً در قطع ارتباط با آمریکا بداند؛ خود درس‌ها در زمینه جریان‌شناسی سیاسی و ریشه تغییر و تحولات سیاسی افراد دارد.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند