سجاد تصور می کرد طلاهای این مرد تاجر به صورت قاچاق وارد کشور شده است و او پس از دستبرد جرئت شکایت نخواهد داشت با این تصور نقشه شوم خود را با یکی از دوستان تبهکارش در میان گذاشت چرا که مهرداد سابقه آدم ربایی داشت و راه و روش ارتکاب جرم را به خوبی می دانست این نقشه شوم در یک دورهمی پنج نفره طراحی و قرار شد هر بار مرد تاجر به آزمایشگاه رفت سجاد دیگر اعضای باند را از طریق شبکه های اجتماعی مطلع کند اما هر بار بنا به دلایلی موفق به دستبرد نمی شدند آن ها از دی ماه سال گذشته منتظر فرصتی مناسب بودند که شیوع کرونا نقشه آنان را نیز به تاخیر انداخت زیرا به دلیل محدودیت های تردد، مرد ۶۰ ساله نیز به مشهد نیامد اما ناگهان پانزدهم اردیبهشت، پیام سجاد به مهرداد و جواد معروف به بلبل رسید.

آن ها بلافاصله دیگر همدستان خود را مطلع کردند و به طرف بولوار امامت مشهد به راه افتادند اما در مسیر تصادف کردند و نتوانستند نقشه خود را عملی کنند. با این حال هنوز در اندیشه دستبرد به طلاها بودند. آن ها یک دستگاه کلت جنگی و تجهیزات کامل پلیسی را نیز تهیه کردند تا در پوشش مامور انتظامی، دست به سرقت طلا بزنند.

آن ها حتی جلیقه، شوکر، بی سیم، دستبند و ... خریده بودند تا این که حدود ساعت ۱۰ صبح بیست و دوم اردیبهشت دوباره پیام های سجاد، تبهکاران را سوار بر یک دستگاه خودروی «جیلی» در حالی به بولوار امامت کشاند که آن ها پلاک های سرقتی یک دستگاه پژو پارس را روی خودروی جیلی نصب کرده بودند. خودرو در نزدیکی آزمایشگاه عیارسنجی متوقف و بلبل پیاده شد. سجاد به بهانه همراهی کردن مرد تاجر به بیرون از آزمایشگاه آمد تا دوستانش از این طریق مرد تاجر را شناسایی کنند.

دقایقی بعد چهار جوان جیلی سوار خودروی پراید مرد تاجر را تا بولوار امام خمینی(ره) تعقیب کردند. وقتی طلافروش خودرو را در حاشیه خیابان برای ورود به مرکز خرید و فروش طلا متوقف کرد ناگهان سه جوان با پوشش پلیس کنارش قرار گرفتند و از او مدارک خواستند. مهرداد که تجهیزات پلیسی به همراه داشت به بهانه ای واهی از مرد ۶۰ ساله خواست تا سوار خودروی جیلی شود اما او مقاومت کرد که به چه جرمی باید همراه آنان برود؟!

در این هنگام«بلبل» با دست محکم به قفسه سینه مرد تاجر زد و سپس با زدن شوکر به بدن مرد طلافروش او را به زور درون خودرو انداختند و در حالی که مسعود (یکی دیگر از تبهکاران) رانندگی آن را به عهده داشت به طرف کوهسنگی به حرکت درآمدند. هنوز مسافت زیادی را طی نکرده بودند که مهرداد از مسعود خواست خودرو را متوقف کند. بدین ترتیب مهرداد پیاده شد و به سمت محل پارک پراید مرد تاجر رفت تا طلاهای داخل خودرو را سرقت کند آن ها به خاطر این که مرد ۶۰ ساله مشکوک نشود خود را بی خبر از ماجرای طلاها نشان داده بودند. 

مهرداد حدود بیش از ۸ کیلوگرم طلا را زیر لباس هایش پنهان کرد و با پیک موتوری به خیابان بهار (محل قرار) رفت. از سوی دیگر ۳ همدست او، مرد طلافروش را در خیابان کوهسنگی پیاده کردند و به او گفتند همکارشان تماس گرفته و آن ها ۱۵ دقیقه دیگر باز می گردند. ولی تاجر ۶۰ ساله هرچه منتظر ماند کسی به سراغش نیامد! او که نگران طلاهای داخل خودرو شده بود با حالتی مضطرب به خیابان امام خمینی (ره) بازگشت اما از طلاهای داخل خودرو خبری نبود به همین دلیل ماجرا را به پلیس گزارش داد و مشخص شد که ماموران قلابی به طلاها دستبرد زده اند!

 با توجه به اهمیت و حساسیت این ماجرا  پرونده به پلیس آگاهی خراسان رضوی ارجاع شد . آنان در اولین مرحله از پیگیری این پرونده جلسه تجزیه و تحلیل جرم را در حضور سرهنگ جواد شفیع زاده (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) تشکیل دادند و بررسی تخصصی همه جوانب این سرقت مسلحانه هولناک را زیر ذره بین فنی و اطلاعاتی قرار دادند. آنان تحقیقات غیرمحسوس خود را از آزمایشگاه عیارسنجی آغاز کردند چرا که تجربیات ارزنده سکاندار امنیت خراسان رضوی نشان می داد احتمالا افرادی از کارکنان آزمایشگاه اطلاعات زمان ورود و خروج مرد تاجر را به تبهکاران داده اند.ساعتی بعد همزمان با انجام تحقیقات در آزمایشگاه رفتارهای غیرمتعارف یکی از کارمندان توجه افسر پرونده را به خود جلب کرد چرا که او سعی داشت درباره ماجرا و بررسی های پلیس اطلاعات بیشتری به دست آورد.

به همین دلیل کارآگاهان او را زیرنظر گرفتند تا این که متوجه شدند با فردی به نام مهرداد ارتباط دارد. بررسی های متمرکز کارآگاهان درباره مهرداد نشان داد که او قبلا به اتهام آدم ربایی دستگیر شده و پرونده مفتوح در دادگاه دارد در همین حال مشخص شد برادر مهرداد نیز خودروی «جیلی» با مشخصات ارائه شده از سوی شاکی دارد. با به دست آمدن این سرنخ ها بلافاصله عملیات کارآگاهان برای دستگیری مهرداد در بولوار رحمانیه مشهد آغاز شد اما وقتی ماموران قصد ورود به منزل را داشتند او ناگهان خود را از پنجره طبقه دوم پایین انداخت تا از صحنه بگریزد اما به شدت آسیب دید و به بیمارستان طالقانی انتقال یافت. بازجویی از مهرداد در مرکز درمانی همه زوایای پنهان این پرونده هولناک را فاش کرد اما به دستور سرهنگ شفیع زاده، کارآگاهان با هماهنگی قاضی امانی (بازپرس شعبه ۲۰۳) دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در بیمارستان به کمین نشستند تا دیگر اعضای باند را به دام بیندازند که قرار بود به ملاقات همدستشان بروند.

این عملیات اگرچه ۱۲ ساعت به تاخیر افتاد اما دو تن از تبهکاران به نام های مسعود و محمد به محض ورود به مرکز درمانی به چنگ کارآگاهان افتادند و دستگیر شدند. بازجویی از متهمان درحالی با نظارت سرهنگ جعفری آغاز شد که گروه ورزیده کارآگاهان به سرپرستی سرگرد همتی (افسر پرونده) در ادامه این عملیات سجاد و جواد بلبل را نیز در مخفیگاه دستگیر کردند.

در بازرسی از مخفیگاه متهمان تجهیزات کامل پلیسی به همراه سلاح جنگی و بیش از ۸ کیلوگرم طلاهای سرقتی کشف شد. با اعترافات متهمان، پرونده دستبرد مسلحانه به طلا در حالی وارد مرحله جدیدی شده است که برخی اطلاعات به دست آمده نشان از جرایم احتمالی مخوف دیگری توسط اعضای این باند خطرناک دارد به همین دلیل قاضی امانی با صدور دستورات ویژه ای از کارآگاهان خواست دامنه تحقیقات خود را درباره دیگر جرایم احتمالی آنان گسترش دهند.

این مطلب برایم مفید است
46 نفر این پست را پسندیده اند