...دکترها با عجله قلب را با ماساژ و شوک برقی و باتری و ریه را با تنفس مصنوعی به کار انداختند. تا ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه شب، ایشان را به این صورت نگاه داشتند، ولی دیگر مغز کار نمی‌کرد.

فقط یک بار اطلاع دادند که تنفس، طبیعی شد ولی زود این وضع تمام شد. شیون از داخل خانه و بیمارستان و سپس بیرون خانه بلند شد.

حضار را دعوت به صبر کردم و برنامه را برای آنها توضیح دادم. پذیرفتند و آرام گرفتند و قرار شد به عنوان دعای توسل گریه کنند.

صبر خانم‌های بیت برای ما جالب بود. تا ساعت ۱۲ شب برای تنظیم برنامه‌ها ماندیم. به خانه آمدم و با استفاده از قرص آرام‌بخش خوابیدم.

 

این مطلب برایم مفید است
15 نفر این پست را پسندیده اند