محمد سعید ادریس سرمقاله نویس الاهرام در ادامه افزود، هر کسی که دستاوردهای علمی و فرهنگی را با علاقه مندی و تحقیق در موضوع " دنیای پس از بحران کرونا" دنبال می‌کند، می‌تواند انگشت خود را بر روی تولید انبوه دستاوردهایی در این زمینه قرار دهد که هدف اصلی آن رد کردن ایده‌های مهم جهان سرمایه داری است که منشاء این بیماری در عمق آن نهفته و لیبرالیسم اکنون به " هیولا " تبدیل شده است. 

اگر قصد واقعی ایجاد نظم جهانی جدید در دوران پساکرونا ، موفقیت و کارآمدی در مواجهه با چالش ها و دستیابی به اهدافی باشد که بشر به آن امیدوار است پس باید از هم اکنون باید پیش بینی کرد که این سیستم سرمایه داری وحشیانه همانی است که در آینده باید سقوط کند و البته منظور و مراد از سقوط، سقوط مبانی وحشیگری ذاتی "سرمایه داری جهانی " یا " نئولیبرالیسم" است.  

بر اساس ایده‌های جدید وضعیت جهان پس از پایان ویروس همه گیر کرونا به حالت عادی گذشته باز نخواهد گشت به این دلیل گسترده که " این ماهیت مشکل و مساله جهان قبل از کرونا " بود. 

از برجسته‌ترین ویژگی‌های جهان آتی و پساکرونا که باید تغییر کند، سیطره آمریکا بر نظام جهانی اقتصادی، سیاسی ، نظامی و وحشیگری نظام جهانی سرمایه داری است.  

طرفداران این ایده‌ها همچنین بر این باور هستند که بازماندگان از کرونا به طور خودکار تمهیداتی را در آینده در سطح جهان تحمیل و پس از پایان خطر کرونا آن را کنترل خواهند کرد. 

خلاصه این ایده‌ها پیش بینی سقوط تدریجی سیستم سرمایه داری است که هم لیبرالیسم را از بین می‌برد و به دنبال آن آمریکا سقوط می‌کند و هم در عین حال سیستم جدید مبتنی بر " ارزش‌های انسانی و بالاتر از همکاری و همبستگی بین المللی را پدید می آورد که در آن هرگونه تبعیض و بهره برداری کنار می‌رود و چین در صدر قرار می‌گیرد.  

نتیجه چنین فرضیه هایی آن است که هدف از داد و بیداد وحشیانه کنونی دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا که با حمایت یک ماشین جهنمی از مراکز تولید ایده و نهادهای رسانه‌ای انجام می‌شود، انحراف از این نوع نگاه به دوران پس از کرونا و تحمیل "نبرد جایگزین کردن اولویت ها" در افکار عمومی جهان در این است. 

جهان پساکرونا که از هم اکنون آینده‌ امریکا را مخدوش کرده است به ناچار دو پرونده‌ی محوری را باز خواهد کرد: " مسئولیت وحشیگری سرمایه داری و افول آمریکا " و " طرح جایگزین چینی‌ها".  

در همین راستا، رییس جمهوری آمریکا در روزهای اخیر با کمک فرانسه و انگلیس این موضوع را مطرح می‌کنند که چه کسی مسئول شیوع بیماری کرونا است ؟ وی معتقد است که باید در این زمینه تحقیق شود و به طور خاص نوک پیکان خود را به سمت چین نشانه گرفته است و پیش از آنکه تمام دنیا به تسویه حساب با هیولاهای سرمایه داری بپردازد و آماده شود تا ویژگی‌های یک نظم جهانی جدید و انسانی‌ تر با رهبری جهانی جدید را بپذیرد می خواهد در یک جنگ پیشگیرانه نبرد " انحلال چین " را تحمیل کند.  

ترامپ اکنون با هدف به راه انداختن یک "جنگ سرد جهانی علیه چین" در تلاش برای کلاهبرداری در این ارتباط است زیرا با این کار هیچکس به دنبال این نخواهد بود که مسئولیت عدم موفقیت دولت آمریکا برای مقابله با خطر بحران کرونا بر  عهده چه کسی (ترامپ) است. 

و هدف دیگر وی این است که مردم آمریکا در این شرایط دشوار با انتخابات پیش رو ، دست به جستجوی مسئولیت ترامپ و دولت وی برای این بحران نزنند و بخت و اقبال او را در رأی انتخاباتی آتی محدود نکنند. 

هدف رییس جمهوری آمریکا از طرح این موضوع این است که به بهانه نامناسب بودن شرایط برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را که قرار است در نوامبر سال جاری برگزار شود تا اطلاع ثانوی آن را به تعویق ‌انداخته به ویژه اگر به این یقین برسد که او این در این انتخابات نتیجه را به رقیب خود واگذار خواهد کرد. 

وی بعد از آن که در برنامه خود برای تحمیل مسئولیت به سازمان بهداشت جهانی در ارتباط با کرونا شکست خورد ، اکنون برای تحقق این مسئولیت به چین روی آورده است و در همین راستا نبرد "انحراف اولویت ها" را آغاز کرد و چین را مسئول پاسخگویی در سطح بین‌الملل درباره شیوع این بیماری دانسته و خواستار بررسی مسئولیت این بیماری در شورای امنیت سازمان ملل متحد شده است.

وی همچنین از چین خواسته است تا با نقض آشکار قوانین این کشور و تضعیف حاکمیت ملی و موقعیت خویش آزمایشگاه های خود را به روی جهان باز کند اما چین این موضوع را کاملا" رد کرد و آن را تلاشی ناخوشایند برای سیاسی کردن بحران ویروس کرونا اعلام و خواستار مقابله با این بحران از طریق همکاری و همبستگی بیشتر بین‌المللی شده است. 

همزمان آمریکا با توجه به برخی پیش بینی ها در ارتباط با جهان پساکرونا بر این موضوع نیز متمرکز شده است که از این بیماری همه گیر با شکست خارج نخواهد شد و چین نیز نمی تواند رهبری جایگزین جهان در آینده باشد. 

به گزارش ایرنا از رسانه های مختلف جهان تا صبح روز ۱۵ اردیبهشت ماه ۳ میلیون و ۶۶۸ هزار و ۸۰۴ نفر از ۲۱۰ کشور جهان به کرونا مبتلا شده و ۲۴۸ هزار و ۳۰۴ نفر نیز فوت و ۱ میلیون و ۱۵۶ هزار و ۹۸۲ نفر بهبود یافته اند.

در امریکا نیز تاکنون ۱ میلیون و ۱۸۸ هزار و ۳۸۴ نفر به کرونا مبتلا و ۶۸ هزار و ۶۰۰ نفر فوت و ۱۷۸ هزار و ۵۹۴ نفر نیز بهبود یافته اند.

در ادامه گزارش روزنامه الاهرام مصر آمده است ، اگر احتمال این واقعیت یعنی "محو شدن آمریکایی" در دوران پساکرونا  ضعیف باشد ، در این میان کسانی هستند که اعتراف می کنند در دوران پساکرونا آمریکا از دست دادن بخشی از توانایی‌ها و اعتبار قبلی خود را تجربه خواهد کرد.  

طرفداران این دیدگاه بر دو موضوع تاکید دارند ؛ اولین اینکه چین نیز در نبرد با کرونا  توانایی‌های زیادی را از دست خواهد داد به خصوص اینکه انتشار ویروس کرونا رکود جهانی و کاهش شدید قدرت صادرات چین به خارج را به دنبال داشت و مهم تر از آن نیز این که چین نیروی جایگزینی نخواهد بود که بتواند وارث آمریکا در رهبری جهانی باشد و جهان در آینده‌ای نزدیک رهبر جهانی نخواهد داشت و نظام بین‌ الملل ترجیح می‌دهد که " بدون قطب" یا "بدون رهبر" باشد. 

وضعیت دردناک و گاهی وحشتی که در حال حاضر به طور خاص بر بسیاری از موسسه های فکری و رسانه‌های آمریکایی و به طور عام بر کشورهای غرب و متحدان واشنگتن بویژه اسرائیل سایه افکنده است ، ترس از پیامدهای احتمالی از دست دادن موقعیت جهانی واشنگتن می باشد به خصوص اینکه اسرائیل نمی‌تواند در دوران پساکرونا آنگونه که بر سیاست‌های آمریکا تاثیرگذار بوده است بر سیاست‌های چین تاثیرگذار باشد.

شاید این همان چیزی باشد که معاونت برنامه ریزی سیاسی وزارت امور خارجه اسرائیل را وادار به تهیه سندی تحت نظارت " اورن انولیک " رئیس گروه برنامه ریزی سیاسی این وزارتخانه کرد که در آن تحولات آینده جهان پس از کرونا و جایگاه اسرائیل در این تحولات بررسی شده است. 

این سند اعتراف می‌کند که  "دهکده باز جهانی که ذاتش تجارت آزاد است پس از کرونا یکسان باقی نخواهد ماند"  به این معنی که جهانی‌ سازی و آزاد بودن بی‌سابقه روابط و برقراری ارتباط بین همه نقاط جهان به میزان قابل توجهی کاهش خواهد یافت. 

پس بر اساس این سند، جهان به سمت یک بحران اقتصادی شبیه به رکود بزرگ در دهه‌های ۱۹۲۰ و اوایل دهه ۱۹۳۰ پیش خواهد رفت و تولید ناخالص داخلی جهانی رو به کاهش می‌رود و انتظار می‌رود که این روند در آینده همراه با بیکاری زیاد در آمریکا و کشورهای دیگر باشد. 

اما مهم ترین چیزی که در این سند اسرائیلی پیش بینی شده اینکه بحران کرونا به عنوان یک کاتالیزور یا شتاب دهنده بر روند ظهور چین به عنوان یک قدرت جهانی عمل خواهد کرد. از اینرو اسرائیل اکنون تلاش می کند تا در روابط قوی بین آمریکا و چین تغییراتی ایجاد کند و انتظار دارد که این امر در داخل آمریکا به گونه‌ای پیش رود که همه را در نبرد مقابل چین متحد کند. 

این سند به اسرائیلی‌ها توصیه می‌ کند که " لازم است تا روابط ویژه با آمریکا به عنوان یک طرف با منافع عالی و همراه با سوء استفاده از تحریم‌های اقتصادی و سایر اقدام‌ها علیه چین حفظ و ادامه یابد.  

باید گفت که این توصیه‌ای مملو از فرصت طلبی است و در عین حال مهم ترین ویژگی‌های دوران پسا کرونا را آشکار می‌کند . چنین شرایطی رییس جمهوری آمریکا را به تلاش وا می‌دارد تا مانع از ورود جهان به یک واقعیت جدید در دوران پساکرونا شود چرا که از مضرات آن برای واشنگتن به خوبی آگاه است و در چنین شرایطی باید گفت که آمریکا اولین کشوری خواهد بود که بهای کرونا و شرایط جدید جهانی ناشی از آن را پرداخت خواهد کرد.  

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند