روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز روز گذشته اسنادی جدید از تلاش های آمریکا برای حفظ شاه  درایران تا آخرین دقایق و حتی تشکیل نسخه ای مشابه حکومت پهلوی پس از پیروزی انقلاب اسلامی را منتشر کرد. این گزارش را «دیوید کِرک پاتریک» براساس اسناد سری تازه افشا شده از دفاتر «دیوید راکفلر» بانکدار و میلیاردر سرشناس جمهوری خواه که دو سال پیش فوت کرده، نوشته است.

دیوید راکفلر که بود و چه نسبتی با پهلوی داشت؟

دیوید راکفلر که در سال ۲۰۱۷ در سن ۱۰۱ سالگی درگذشت بین سال های ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۱ (۱۳۴۷ تا ۱۳۵۹ شمسی) ریاست بانک آمریکایی چیس «Chase Bank» را به عهده داشت. بانکی که براساس گزارش ها، در سیاست‌های خارجی آمریکا قدرت و نفوذ موثر داشته است. وی از سال ۱۹۶۲ محمدرضا پهلوی را می شناخت و با او در نیویورک،‌ تهران و سوئیس حشر و نشر داشت. براساس گزارش نیویورک تایمز با پر شدن خزانه ایران از درآمدهای نفتی در دهه ۱۹۷۰،  چیس بانک مبادرت به سرمایه گذاری مشترک با یک بانک دولتی ایران کرد و با مشورت دادن به شرکت ملی نفت ایران درآمد هنگفتی کسب کرد. تا سال ۱۹۷۹، این بانک بیش از ۱.۷ میلیارد دلار را در قالب وام هایی برای پروژه های عمومی ایران تامین کرده بود (که معادل حدود ۵.۸ میلیارد دلار امروز است). ترازنامه چیس بانک شامل بیش از ۳۶۰ میلیون دلار در قالب وام هایی به ایران و بیش از ۵۰۰ میلیون دلار به صورت سپرده های ایرانی بود.

شاه و کارتر

تیم ایگل چه کسانی بودند؟

 اسناد تازه منتشر شده، جزئیاتی از پروژه «ایگل» (عقاب اسم رمزی است که برای محمدرضا پهلوی استفاده می شد) را افشا می کند که نشان می دهد «راکفلر»  «قشونی از دولتمردان کهنه کار» شامل «هنری کیسینجر وزیر خارجه سابق و رئیس هیئت مشورتی چیس بانک، جان مک کلوی مامور عالی رتبه سابق در آلمانی اشغالی پس از جنگ جهانی دوم و مشاور هشت رئیس جمهور و یکی از روسای بعدی چیس بانک، آرچیبالد روزولت یکی از مدیران اجرایی چیس بانک و مامور سابق سیا که یکی از بستگان وی به نام کرمیت روزولت کودتای ۱۳۳۲ را برای نگاه داشتن شاه بر سر قدرت سازمان دهی کرده بود و ریچارد هلمز مدیر سابق سیا و سفیر سابق در ایران» را برای حمایت از شاه شکل داده است و ماموریت این تیم حفظ شاه در قدرت به هر شکل ممکن حتی «کشتار تظاهرات کنندگان» و پس از فرار محمدرضا پهلوی از ایران، وظیفه انتقال او به آمریکا و اعطای پناهندگی به وی و خانواده اش را برعهده داشت. براساس اسنادی که نیویورک تایمز منتشر کرد، پس از آن که محمدرضا پهلوی از ایران خارج شده بود، «راکفلر سپس شخصا سعی کرد با اعمال نفوذ بر دولت جدید آمریکا تضمین کند که سیاست های آن در قبال ایران حافظ منافع مالی این بانک خواهد بود. سوابق موجود نشان می دهد راکفلر امیدوار بود نسخه دیگری از آن حکومت برکنار شده (در ایران) احیا شود.»

هایزر :معترضان را بکشید

نیویورک تایمز نوشته است که برخی از اطلاعات این اسناد ممکن است دیگران را نیز آشفته کند چرا که منتقدان تندرو اغلب از کارتر انتقاد می کردند که بیش از حد درباره حقوق بشر نگران بود و نتوانست محمدرضا پهلوی را تقویت کند. اما این اسناد نشان می دهد که «ژنرال هایزر» فرستاده ویژه رئیس جمهور آمریکا در ایران در واقع از ژنرال های این کشور خواسته بود تا جایی که لازم است از مرگبارترین نیرو برای سرکوب قیام استفاده کنند و به آن ها مشورت هایی در این باره داده بود که چگونه باید به قدرت نظامی برای نگاه داشتن شاه در قدرت متوسل می شدند. نیویورک تایمز براساس این اسناد می نویسد: «ژنرال رابرت هایزر فرستاده ویژه کارتر در تهران در نشستی در نیویورک به تیم «پروژه ایگل» گفت که از سران نظامی ارشد ایران خواسته بود برای نگاه داشتن شاه در قدرت هر تعدادی از تظاهرات کنندگان را که لازم است، بکشند.  طبق صورت جلسه آن نشست، ژنرال هایزر گفت که به ژنرال های ایرانی گفته بود اگر تیراندازی هوایی نتوانست تظاهرکنندگان را پراکنده کند، «سینه های آن ها را هدف قرار دهید». هایزر همچنین ژنرال های ایرانی را بزدل توصیف کرده بود.

راکفلر هم برای شاه فرستاده ویژه داشت

براساس این اسناد، راکفلر هم در تلاش برای کمک به شاه، فرستاده شخصی خودش را تعیین کرده بود که «رابرت آرمائو» نام داشت و یک جمهوری خواه و یکی از نزدیک ترین مشاوران پهلوی بود و بیش از دو سال تقریبا هر روز به تیم «پروژه ایگل» در چیس بانک گزارش می داد.

وی به تازگی گفت که همه امیدوار بودند رویدادهای ۱۹۵۳ (کودتای ۱۳۳۲ و بازگشت شاه) تکرار شود. پس از آن که دولت آمریکا از پذیرش پهلوی از ترس تبعات آن از سوی مردم ایران، سرباز زد، رئیس جمهور با کمک تیم خود کارتر را تحت فشار قراردادند و پس از آن که کاخ سفید مطلع شد که محمدرضا پهلوی به سرطان مبتلاست وی را در بیمارستانی در نیویورک بستری کرد تا جانش را نجات دهد اما چند ماه بعد وی فوت کرد. راکفلر سال ها قبل با اشاره به دیداری که در اردیبهشت ۱۳۵۸ (مارس ۱۹۷۹) با اشرف پهلوی داشت در کتاب خاطراتش نوشته است: «اشرف پریشان‌خاطر است و گوشزد می‌کند که به برادرش ضرب‌الاجلی یک‌ هفته‌ای برای ترک محل اقامت فعلی‌اش - مراکش - داده شده است. برادرم دیگر هیچ جایی برای رفتن ندارد. ملتمسانه می‌گوید: و کسی نمانده که به او پناه برد».

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند