میان ده ها تصویری که از ناصر حجازی جمع کرده ام، این عکس محبوبم است. یکی از اولین عکس هایش که سال هزار و سیصد و چهل و هشت چاپ شد و آن را قیچی کردم و در آلبوم فوتبالی ام چسباندم تا امضایش را بگیریم که البته نگرفتم.

با دست های بلند و اندام کش آمده اش درون دروازه شمالی امجدیه شیرجه رفته و سایه ای بر زمین افکنده. مسیر توپ را تشخیص داده و توپ مماس با تیر در حال دور شدن است. جامه سیاه سال های آغازینش را پوشیده و هنوز موهایش را بلند نکرده. هنوز ستاره نشده.

زمانی که رایکف در تاج با دل بستن به او همه را مات کرده. همان سنگربانی که برای خوردن چهار گل درون دروازه تیم ملی در استانبول برابر ترک ها با شعار "ترک ها چی کارش کردند؟" در امجدیه مورد استقبال قرار گرفته.

خرده گیران خطاب به رایکف گفته اند "حسین قاضی شعار درون دروازه تاج شوت گیر معرکه ای است و این پسر، هنوز بچه است"، مرد یوگسلاو پاسخ داده " ترجیح می دهم دو گل با شوت بخوریم و ناصر بیست تا توپ بلند ارسال شده روی دروازه را جمع کند و بازی را از نو آغاز کنیم".

حجازی درون دروازه رفت. برابر توپ ها ایستاد. بازی را از نو آغاز کرد... و تعریف ما از دروازه بانی را تغییر داد.

یاد سنگربان همیشگی مان گرامی باد. یاد رایکف

 

این مطلب برایم مفید است
12 نفر این پست را پسندیده اند