تحولات عراق در روزهای اخیر به یکی از موضوعات مهم منطقه و همچنین جامعه بین المللی تبدیل شده است، افزایش اعتراضات در شهرهای مختلف، رسیدن تعداد کشته ها به ۴۰۰ تن، آتش زدن کنسولگری ایران در نجف، بیانیه مرجع عالیقدر عراق و همچنین استعفای عادل عبدالمهدی نخست وزیر این کشور از جمله اتفاقات مهم در روزهای اخیر بوده است. ارائه استعفای نخست وزیر عراق به پارلمان این کشور نیز با واکنش احزاب و شخصیت های مختلف روبرو شده است. متقدی صدر رهبر جریان صدر در واکنش به این اتفاق  اظهار کرد: تصمیم عبدالمهدی برای استعفا از سمتش "اولین ثمره انقلاب و نه آخرین آن" است. وی در ادامه پیشنهاد کرد که برای انتخاب جانشین عبدالمهدی از میان پنج نامزد، همه پرسی مردمی برگزار شود و صندوق‌های رای در میادین اعتراضات قرار داده شود. برای بررسی تحولات اخیر و آینده سیاسی این کشور با دکتر جعفر حق پناه استادیار مدعو مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران گفت و گو کرده ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید:

ارزیابی شما از تشدید اعتراضات و خشونت ها در عراق چیست؟ رقابت قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای را می توان یکی از عوامل وضعیت کنونی عراق دانست؟

مساله عراق در نظام بین الملل به یکی از موضوعات مهم تبدیل شده است؛ به گونه ای که تحولات منطقه ای و بین المللی در معادلات داخلی این کشور تاثیرگذار است و در همین حال می توانند به مسائل داخلی عراق ابعاد بین المللی و منطقه ای ببخشند. بنابراین باید اندرکنش این دو سطح داخلی و خارجی را توأماً در نظر بگیریم. البته باید در نظر داشت که رگه هایی از رقابت های بین المللی و منطقه ای نیز در عراق وجود دارد اما نمی توان اصالت و کنش های داخلی را نادیده گرفت و تنها به اثرپذیری از طریق عوامل خارجی آن را تقلیل داد. برخی از مسائلی که در دوران پادشاهی و بعثی ها لاینحل باقی مانده بود( مانند پروژه ملت سازی) با مشکلات عراق در دوران پساصدام و بحران دولت و ملت سازی تلاقی پیدا کرده اند و وضعیت بحرانی و نابه هنجاری را پدید آورده است که راه برون رفت را پیش از پیش مشکل تر می کند. نمی توان گفت که اگر مداخله خارجی نباشد مسائل حل خواهند شد. در همین حال می توان مثال هایی از دورانی زد که عراق مانند هم اکنون شاهد مداخلات خارجی نبوده اما بحران در آن تداوم داشته است و سرکوب تنها صورت مساله را پاک کرده است؛ مانند دهه 50 که وضعیت آن دوران به نوعی شبیه به وضعیت کنونی بود.

نمی توان انتظار داشت که اعتراضات در عراق به زودی فروکش کند، چرا که مساله در این کشور هیأت حاکمه و یا نخبگان سیاسی نیستند و مساله به ضعف ملت سازی و دولت سازی در این کشور مربوط می شود.

 

 به نظر شما با توجه وضعیت کنونی عراق، آمریکایی ها چه اهداف و برنامه هایی در این کشور دنبال می کنند؟

آمریکا پس از تجربه شکست خورده نظامی مستقیم در عراق، به این نتیجه رسیده که سیاست مداخله از راه دور را دنبال کند تا بتواند از این طریق هزینه هایش را کاهش دهد. آمریکا همچنین دریافت که هیچ کشوری نمی تواند به تنهایی عراق را قبضه کند. وقتی که ایالات متحده آمریکا به عنوان ابرقدرت از این امر عاجز است طبیعتا کشورهای دیگر نمی توانند به طور کامل کنترل این کشور را در دست بگیرند. آنچه که منجر به پدیدآوردن وضعیت فعلی عراق شده است خروج نیروهای آمریکایی از این کشور در سال ۲۰۰۹ بود که منجر به تشدید رقابت های داخلی و منطقه ای شد.

به نظر می رسد آمریکا در عراق منافع و اهداف چندگانه ای را دنبال می کند. اولویت اصلی آمریکا این است که بغداد از نظر منابع نفتی تحت کنترل واشنگتن باشد. از همین رو عراق شاهد بیشترین حجم سرمایه گذاری توسط شرکت های آمریکایی در حوزه نفت مانند «اکسون موبیل» است. برای صدور نفت نیز عراق ذخیره ای مطمئن برای آمریکا به شمار می رود، چرا که این کشور چشم انداز خوبی را برای عربستان در زمینه صدور نفت متصور نیست.

آمریکا همچنین می کوشد تا عراق به کشور متحد رقبای آمریکا تبدیل نشود. در این خصوص ایران و روسیه تهدید بزرگی برای آمریکا به شمار می رود، چرا که توازن در خاورمیانه به ضرر آمریکا و متحدانش رقم خواهد خورد. در همین راستا آمریکایی ها سعی خواهند کرد تا حدی از نفوذ را در عراق داشته باشند.

آمریکایی ها همچنین در تلاشند تا عراق به کشوری تسهیل کننده برای دور زدن تحریم های ایران تبدیل نشود. از همین رو شاهد هستیم که در چند روز گذشته واشنگتن فشارهای سنگینی به بغداد وارده کرده تا خرید برق و گاز از ایران قطع شود و میزان ورود ارز به ایران نیز به حداقل برسد.

از آنجایی که ایالات متحده آمریکا راهبرد خاصی در خاورمیانه ندارد نمی توان پیش بینی کرد که آنها در عراق به دنبال چه هستند اما مواردی که ذکر شد تا حدودی می تواند اولویت های این کشور در عراق را بازگو کند.

در خصوص آتش زدن کنسولگری ایران در نجف چطور؟ آیا آمریکا و متحدانش پشت پرده این حادثه بودند؟

در این خصوص نمی توان با قاطعیت سخن گفت چرا که اطلاعات و شواهد کافی وجود ندارد. اما تاثیرگذاری بر فضای هیجانی عراق در این برهه کار دشواری نیست. وجود دسته بندی های سیاسی متنوع در این کشور باعث شده تا هر کدام از آنها به سرعت استعداد بسیج پذیری را داشته باشند و با اندک قدرتی می توان جهت گیری علیه کشوری خاص را ایجاد کنند. در همین حال جریان های ایران ستیز در عراق کم نبودند. در دوران پس از سقوط صدام جریان های بعثی، طیفی از افراطیون ناسیونالیست عراقی و همچنین افراطیون مذهبی با ایران دشمنی داشتند. به تدریج در ادامه فضا به گونه ای پیش رفت که به دلیل فساد و ناکارآمدی دولت عراق، بخشی از جامعه و همچنین نخبگان عراقی به صورت غیرمستقیم ایران را به عنوان حامی هیأت حاکمه و فرآیندهای سیاسی موجود همراه می دانند. همچنین آنها بر این باورند علت تداوم این حکومت و عدم تغییر به رغم اعتراض های دو ماهه ایران است، به همین دلیل انگشت اتهام به سمت ایران است و عملیات خرابکارانه علیه کنسولگری ایران را نیز می توان در قالب این بستر کلی ارزیابی کرد.

دلیل استعفای عادل عبدالمهدی نخست وزیر عراق چیست؟

عبدالمهدی تقریبا دو ماه در برابر امواج اعتراضات مردم مقاومت کرد. حامیان وضع فعلی منطقه و داعش همه به نوعی خواستار کناره گیری عبدالمهدی بودند، چرا که رفتن او از پست می تواند سرآغازی برای یک فروپاشی باشد و این وضعیت به نفع هیچکس حتی مردم عراق هم نخواهد بود. دلیل آن هم نبود جایگزین مشخص و آلترناتیو است. در فقدان یک جنبش اجتماعی قوی، نهادهای مدنی نیرومند و رهبری واحد وضعیت صرفا به سمت بحران، آشوب و تنش کشیده خواهد شد. به خصوص اینکه گسست های عمیق ناحیه ای، قومی، مذهبی و زبانی در این کشور وجود دارد که این مسیر موجی از هرج و مرج را به همراه خواهد داشت. اما شدت اعتراض ها را نیز نمی توان نادیده گرفت که چاره ای برای عبدالمهدی باقی نگذاشت و معتقدم که دوره او نیز به اتمام رسیده و باید عراق را در مرحله ای جدید تصور کنیم.

روند انتخاب نخست وزیر جدید چگونه خواهد بود؟ آیا رئیس جمهور مأمور انتخاب فرد جدید است؟

طبق قانون اساسی، در صورت پذیرش استعفای نخست وزیر، رئیس جمهور عهده دار وظایف خواهد شد و در بازه زمانی کوتاهی باید مجلس مانند دوره قبل با توافق میان فراکسیون های حزبی فردی را معرفی کند که بتواند حدنصاب آرای لازم را بدست آورد. ضمن اینکه موافقت اکثریت مجلس نیز ضروری است.

فکر می کنید چه چالش هایی برای انتخاب نخست وزیر جدید وجود داشته باشد؟

در پارلمان عراق شاهد گسیختگی و تعدد فراکسیون ها و همچنین ضعف رهبری  فراکسیون ها هستیم که شرایط آشفته ای را پدید می آورد. در دوره قبل نیز شاهد بودیم که انتخاب نخست وزیر جدید چقدر زمان برد و بیش از سه ماه طول کشید. حتی بیش از 6 ماه زمان برد تا وزیران کابینه انتخاب شوند. نکته مهمتر اینکه بخشی از جامعه عراق چنین ساختاری را قبول ندارند و پارلمان مورد پذیرش آنان نیست. حتی مقتدی صدر رئیس جریان صدر نیز اعلام کرده که نخست وزیر جدید باید از طریق رأی مستقیم مردم انتخاب شود؛ چیزی که در قانون اساسی عراق موجود نیست اما حرف او خواسته بخش مهمی از معترضان است.

با این اوصاف پیش بینی شما از آینده سیاسی عراق چیست؟

نوعی بن بست را باید شاهد باشیم مگر اینکه اجماعی در بدنه جامعه عراق برای پیدا کردن راه حلی موثر شکل بگیرد. معترضان باید در نظر داشته باشند با این نوع از اعتراضات و بیان سردی مطالبات نمی توانند راه به جایی ببرند. اگر چنین گفتمانی شکل بگیرد و ساختار قدرت نیز آن را بپذیرد شاید فرصت خوبی پدید آید و طی آن فرد مقبولی قدرت را در دست بگیرد، اما چنین چشم اندازی روشن نیست. اگر هر فردی در عراق به قدرت برسد و از بدنه حزبی و طایفه ای نیرومند برخوردار نباشد ناکارآمد خواهد بود. مانند عبدالمهدی که چنین وضعیتی داشت و به هیچ حزبی وابسته نبود. اگر فرد مورد نظر وابسته باشد باز متهم بوده و شریک جرم وضعیت فعلی است. ضمن اینکه باید در نظر داشت بدنه اجرایی دولت فعلی تا حدی ضعیف شده که اگر فرد جدیدی بخواهد زمام امور را در دست بگیرد قادر نخواهد بود در میان مدت اقدام عاجلی برای رفع مشکلات فوری و حیاتی کشور انجام دهد. متعاقبا با این اوضاع موجی از نارضایتی ها برای مطالباتی که به آنها پاسخی داده نشده است دوباره آغاز خواهد شد و چنین وضعیتی به معنای تداوم هرج و مرج تلقی خواهد شد.

 

 

این مطلب برایم مفید است
40 نفر این پست را پسندیده اند