به اصطلاح سلبریتی‌ها که حتی از نظر اخبار روز هم به اعشار می‌روند، برای اینکه در این میانه بگویند ما هم هستیم، با هزار من لاپوشانی و در لفافه حرف زدن(که نکند شاید به خطر بیفتند!) جملات یک خطی و دو خطی می‌نویسند. مثلا یکی‌شان که این روزها از ترس مجازات قانون به‌دلیل معاونت در قتل فراری است، نوشته که: «...گرانی، اختلاس، سانسور، و زندان.... قدغن!!... آه مظلوم بالاخره آسمان رو به لرزه درمیاره...» یا بازیگر درجه سه هم که به‌خاطر ضعف مفرط، مدت‌هاست هیچ‌کس سراغی از او نمی‌گیرد برای اینکه خودی نشان دهد نوشته: «پام شکسته و چهل روزه تو گچه ماشینم ندارم وگرنه وسط همین خیابون‌ها بودم...»!

یکی دیگر هم که خیلی مدعی مرام و لوطی‌گری و از این حرف‌هاست و البته مدتی است فیلم‌های شصت من یه غاز چاله‌میدانی بازی می‌کند هم نوشته: «بخدا حق این مردم این نیست!» معلوم نیست این تصاویر متحرک سخیفی که این آقا و دوستانش به‌عنوان فیلم و سینما بازی کرده و می‌سازند و به خلق‌الله عرضه می‌کنند، واقعاً حق این مردم است؟!

بقیه هم از فراری‌های لس‌آنجلسی و کاباره‌ای‌های مفسدی هستند که کوس رسوایی‌شان در همان سال‌های قبل از انقلاب هم فواحش و اراذل را شرمنده می‌کرد!

حالا این جماعت عقب‌مانده آمده‌اند که از آن جماعت اجاره‌ای بیگانه که یکی دو روزی برخی شهرها را میدان رذالت‌ها و خباثت‌های خود کرده بودند و بساط‌شان به خواست خدا و اراده ملت جمع شد، حمایت کنند ولی باز هم دیر رسیدند! و حالا در معرکه‌ای خالی کف و سوت می‌زنند!! بلکه صدای‌شان را فقط رسانه‌های بیگانه بشنوند!

 

این مطلب برایم مفید است
33 نفر این پست را پسندیده اند