او که به دعوت گروهی از دوستان ایرانی اش به همراه مدیربرنامه‌های معروفش رایکو گارسیا در تهران جاهای مختلفی از شهر را دید، فوتبال بازی کردند و همراه با عادل فردوسی پور و جواد کاظمیان دروازه رفقای مجری برنامه ۹۰ را هر کدام چندین باری باز کردن.در تهران هم نشینی با آقا کریم باقری ، وحید هاشمیان و علی دایی را تجربه کرده بود، در زمین تنیس دست به راکت شد و دیزی "دیزی بار" را تجربه کرده بود و در این سفر سعی کرد به هر چیزی فکر کند غیر از فوتبال .

اگرچه این ستاره سرشناس بیش از یک ساعت وقت گذاشت و برای عادل فردوسی پور از تجربیات فوتبالی اش گفت. از حماسه بوتافوگو، جایی که تصویرش را کنار گارینشا کشیده اند. 

از فینال استانبول و آن شب عجیب بازی میلان و لیورپول.او اینجا یکی از عجیب ترین شب های زندگی‌اش را در کنار بچه‌های خیریه بهشت امام رضا تجربه کرد. 

آنجا میان ۱۵۰ کودک و نوجوان دوست داشتنی آقا یوسف اصلانی. آنها که انگار نداشتن دست ، پا ، یا هر دوتایش برای شان هیچ است که با قلب‌های‌شان پرواز می کنند. آنهایی که بی پا به اسطوره فوتبال دنیا خیلی جدی جدی لایی می اندازند. آنها که با پا چنان با دسته‌های پلی استیشن جادو می کنند که کلارنس دهانش از شگفتی باز بماند. این‌ها همان بچه‌هایی هستند که کارلوس کی‌روش صعودهایش را به جام جهاتی مدیون‌شان می‌دانست . 

آسمانی‌هایی که نفس حق شان ، سخت کوشی شان و اراده شان چشمان کلارنس را خیس اشک کرد.این ستاره یک هفته بی فوتبالش را در دفتر علی دایی و ضیافت مخفیانه‌اش با او تمام کرد. جایی که فرصت داشتند تا کمی از فوتبال بگویند. از گذشته ، حال و آینده. او ساعت ۶ عصر بود که سوار بر پرواز ماهان تهران را به مقصد دبی ترک کرد تا بلافاصله دو سفر فوتبالی به دو کشور دور از ایران داشته باشد.

کلارنس رفت اما در لحظه آخر گفت:«چند چیز ایجا بینظیر بود. اول مهربانی مردمش ، بعد خوشمزگی غذاهای و سومی زیبایی‌های طبیعی اش . شک نکن هنوز خیلی جاهای زیادی در ایران هست که واقعا دوست دارم ببینم. شک نکن خیلی زود بر می گردم.»

 

این مطلب برایم مفید است
22 نفر این پست را پسندیده اند