از این پروژه ناروایتی می‌سازند و انگشت اشاره را به سوی این و آن نشانه می‌گیرند تا در گام ابتدا آن را به نام خود جعل و سپس منافع این رخداد را برای مقابله‌ها و نفرت‌های کودکانهٔ سیاسی مصرف و از خود اتهام‌زدایی کنند. اینگونه است که میدان خبر ملی به میدان خبر شخصی تبدیل می‌شود. این نوع برخورد، ویروسی است که پروژه‌های ملی را به پروژه‌های شخصی تقلیل می‌دهد و برای نظام سیاسی آسیب‌زا و ویرانگر می‌شود.

ناقلان این ویروس بر اساس مهندسی معکوس تلاش می‌کنند سرمایه‌های ذی‌قیمت را نازل و در حد و اندازه‌های خرده‌جریان‌ها و افراد جلوه دهند و اثر بخشی این پروژه‌ها را کاهش داده و مانعی شوند برای منافع ملی و فراگیر. از سوی دیگر این مهندسیِ معکوسِ تقلیل‌گرا ناهماهنگ، اختلال‌آفرین و ابتر است؛ چراکه بر اساس موازنه نهادهای مملکتی و برآمده از خرد حکمرانی طراحی نمی‌شود و عقل شخصی، سطحی و کوتاه‌نگر که معمولا از دانش و تجربه راهبردی و کلان‌نگر بی‌بهره است، آن را آفریده.
ناقلان این ویروس، پس از اجرای پروژه موفق برخورد با شبکهٔ ضدامنیتی آمدنیوز به میدان آمدند؛ خود را خرسند از این اتفاق به نمایش گذاشتند اما ارزش و ظرفیت چنین پروژه‌ای را به رقابت‌های کوتاه‌مدت سیاسی تقلیل دادند و در فرآیند سم‌زدایی از جامعه و نظام اختلال ایجاد کردند.

این اختلال اعصاب جامعه را درگیر کرده و به نتیجه‌بخشی آن در جهت آرامش روانی جامعه و نظام آسیب زده است و آنچه میوهٔ همان شبکه ضدامنیتی بوده را دوباره بازنشر کرده. چراکه هدف پروژه انهدام شبکه آمدنیوز، مقابله با استراتژی این جنگ روانی بود؛ یعنی مرگ آن شبکه برای بازگشت امید به جامعه و تعامل سازنده در نظام سیاسی و مقابله با شکاف‌آفرینی میان ملت و حاکمیت و جلوگیری از رشد دروغ‌گویی و جعل خبری. این ویروس دقیقاً این هدف را به عکس خود تبدیل و دوباره فضای قبل از جراحی این غده سرطانی را بازسازی کرده.

با توجه به این وضعیت، لازم است پس از اجرای چنین پروژه‌های ملی، پروژه کمکی و صیانتی اجرا شود و از ورود هرگونه ویروس به این پروژه جلوگیری کند.

این مطلب برایم مفید است
4 نفر این پست را پسندیده اند