برایان گیبسون در فارین پالیسی نوشت: دو سیاست مدار کرد در تاریخ ۳۰ ژوئن سال ۱۹۷۲ به طور مخفیانه وارد مقرهای سازمان سیا در ایالت ویرجینیا شدند. آن ها برای ملاقات با ریچارد هلمز، رئیس افسانه ای این سازمان در دهه ۱۹۷۰ دعوت شده بودند. قرار بود آن ها در مورد تغییر سیاست های آمریکا گفت و گو کنند. هنری کیسینجر، مشاور امنیت ملی ریچارد نیکسون شخصا به رئیس سازمان سیا اجازه داده بود که همدردی آمریکا با کردها را ابراز کند. کردها برای مدتی بیشتر از یک دهه در حال جنگ با دولت عراق بودند و دولت آمریکا به درخواست های آن ها برای حمایت سیاسی و نظامی پاسخ نداده بود. هلمز در این ملاقات اعلام می کند که آمریکا دیدگاه خود را تغییر داده است. البته هیچ کس نمی دانست که کاخ سفید بعد از مدتی دوباره کردها را به حال خود رها خواهد کرد.

در ادامه این مطلب آمده است: بیشتر تحلیلگران از تاریخچه طولانی سیاست آمریکا در قبال کردهای خاورمیانه آگاه هستند. این هفته دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به عملیات نظامی ترکیه علیه کردهای سوریه چراغ سبز نشان داد. برای درک بهتر این موضوع باید نگاهی به گذشته داشته باشیم.

در سال ۱۹۲۰ کردها بزرگترین گروه قومی در دنیا بودند که در یک کشور مستقل زندگی نمیکردند. این در حالی است که در معاهده سور وعده استقلال به کردها داده شده بود. اما دو قدرت بزرگ آن دوره یعنی فرانسه و بریتانیا به وعده خود عمل نکردند. در نهایت سرزمین های کرد نشین در قالب چهار کشور تقسیم بندی شدند. کردها شورش کردند و سرکوب شدند. کردها بعد از چندین دهه دوباره بعد از انقلاب عراق در سال ۱۹۵۸ تلاش کردند که به استقلال دست پیدا کنند.

بعد از شروع جنگ در کردستان عراق در سپتامبر سال ۱۹۶۱، دولت آمریکا تصمیم گرفت که سیاست عدم مداخله را اتخاذ کند. هدف اصلی واشنگتن این بود که روابط خوب خود با بغداد را حفظ کند. علاوه براین، این تردید در بین مقامات آمریکایی وجود داشت که مصطفی بارزانی، رهبر شورشیان کرد یکی از عوامل کمونیست ها در خاورمیانه بوده است.

اما دو متحد نزدیک آمریکا در آن دوره زمانی یعنی اسرائیل و ایران به سرعت نتیجه گیری کردند که کردهای عراق از لحاظ ایدئولوژیکی و استراتژیک متحدان خوبی برای واشنگتن خواهند بود. آمریکا، ایران و اسرائیل تصمیم گرفتند که از کردهای عراق به منظور کنترل کردن قدرت رژیم ملی گرای افراطی عراق بهره برداری کنند. محمد رضا پهلوی، شاه ایران در اواسط سال ۱۹۶۲ به آژانس اطلاعاتی خود یعنی ساواک دستور داد که به شورشیان کرد در شمال عراق در راستای تضعیف رژیم مرکزی در بغداد کمک کند. اسرائیلی ها نیز در سال ۱۹۶۴ به ایران ملحق شدند. دیوید بن گوریون، نخست وزیر سابق اسرائیل به این نتیجه رسید که کردها می تواند متحد کلیدی علیه رژیم افراطی در بغداد باشند. بدین ترتیب ایران و اسرائیل در طول دهه بعد استراتژی ساده ای را دنبال می کردند: تا زمانی که کردها امنیت حکومت مرکزی را به خطر اندازند، ارتش عراق تهدیدی برای اسرائیل یا جاه طلبی های ایران در خلیج فارس ایجاد نخواهد کرد. این استراتژی نتیجه بخش بود. در سال ۱۹۶۷ عراق نتوانست نیروهای خود را به ائتلاف نظامی اعراب علیه اسرائیل ملحق کند. بیش از ۸۰ درصد نیروهای ارتش در حال مبارزه با شورشیان کرد در شمال عراق بودند.

البته مدتی طول کشید تا آمریکا سیاست خود در قبال کردهای عراق را تغییر دهد. ایرانی ها و اسرائیلی ها از اواسط دهه ۱۹۶۰ در حال تلاش برای تغییر سیاست عدم مداخله واشنگتن در عراق بودند. کردهای عراق نیز به طور مکرر با مقامات آمریکایی دیدار کردند. اما درخواست های آنها با پاسخ منفی روبرو شده بود.

اما همه چیز در ژوئیه ۱۹۶۸ تغییر کرد. حزب تازه تاسیس بعث در عراق به قدرت رسید. صدام حسین در ماه مارس سال ۱۹۷۰ به این نتیجه رسید که جنگ علیه کردهای کشور بیهوده خواهد بود. او شخصا به شمال کشور سفر و با بارزانی دیدار کرد. صدام با همه تقاضاهای کردها موافقت کرد. قرار بود کردها در یک منطقه خود مختار در چارچوب یک عراق یکپارچه زندگی کنند. اما صدام اشاره کرد که این طرح تا سال ۱۹۷۴ اجرا نخواهد شد.

صدام پس از توافق با کردها کشورش را تحت چتر امنیتی شوروی قرار داد. عراق در دسامبر سال ۱۹۷۱ یک قرارداد فروش سلاح با مسکو امضا کرد. دو طرف همچنین در آوریل سال ۱۹۷۲ یک پیمان دوستی و همکاری را امضا کردند. ماه بعد ریچارد نیکسون، رئیس جمهور سابق آمریکا بعد از بازگشت از سفر موفقیت آمیز خود از مسکو وارد تهران شد. در این بازدید شاه ایران از نیکسون درخواست کرد که از کردهای سوریه حمایت کند.

دولت نیکسون بعد از ارزیابی دقیق اوضاع به این نتیجه رسید که اتحاد عراق-شوروی تهدید بزرگی برای منافع غرب خواهد بود. به همین خاطر کاخ سفید حمایت از کردهای عراق را در دستور کار خود قرار داد. عملیات پشتیبانی از کردها در دفتر هنری کیسینجر در کاخ سفید اداره میشد. دولت نیکسون بین آگوست ۱۹۷۲ تا اواخر سال ۱۹۷۴ در مورد نحوه آماده سازی کردها برای مقابله با رژیم صدام حسین با ایران و اسرائیل مشورت می کرد. مبارزان کرد برای آشنایی با تکنیک های مدرن جنگی آموزش می دیدند.

اما صدام در اوایل سال ۱۹۷۴ توافق قبلی خود با کردها را نقض کرد. بارزانی در واکنش به ایران سفر کرد و در دیدار با محمد رضا شاه خواستار حمایت آمریکا شد. در نهایت نیکسون تصمیم گرفت که کمک های مالی و نظامی خود به کردها را افزایش دهد.

یکی از مشکلات اساسی کردها برای تشکیل یک کشور مستقل جغرافیا بوده است. یک کشور کردستان مستقل از همه طرف توسط کشورهای همسایه یعنی ایران، عراق، سوریه و ترکیه محاصره خواهد شد. به همین خاطر کردها بدون کمک این کشورها نمی توانند در اقتصاد دنیا مشارکت داشته باشند. برای مثال، چنانچه آن ها بخواهند نفت یا گاز طبیعی خود را به بازارهای خارجی صادر کنند، باید از طریق خط لوله از کشورهای همسایه به بقیه نقاط دنیا انتقال داده شود. کردها حتی برای خدمات پایه همچون مسافرت هوایی به قلمرو کشورهای همسایه متکی خواهند بود. به همین خاطر آمریکا هیچ وقت از تشکیل یک کشور کردستان مستقل حمایت نکرده است.

در نهایت آمریکا، اسرائیل و ایران در سال ۱۹۷۵ حمایت های خود از کردهای عراق را پایان دادند. رژیم صدام حسین در طول جنگ ایران-عراق در دهه ۱۹۸۰ کردهای عراق و ایران را با تسلیحات شیمیایی مورد هدف قرار داد که به قتل عام هزاران نفر از کردهای منطقه منجر شد. بعد از آنکه صدام در سال ۱۹۹۰ به کویت حمله کرد، آمریکا کردهای عراق را تشویق کرد که علیه صدام شورش کنند. اما دولت جرج دبلیو بوش در نهایت دوباره کردها را به حال خود رها کرد. کاخ سفید در آوریل ۱۹۹۱ اشتباه خود را جبران کرد. ارتش آمریکا یک منطقه پرواز ممنوع را در منطقه شمالی عراق راه اندازی کرد. کردها در سال ۱۹۹۲ دولت مستقل کردستان را تاسیس کردند.

تا هفته گذشته به نظر می رسید که آمریکا همه خیانت های خود به کردها را جبران کرده است. اما تصمیم اخیر ترامپ نیز نباید برای ما غافل گیرکننده باشد.

 

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند