«ویلیام جی. برنز» قائم مقام سابق وزیر خارجه آمریکا و رئیس موسسه "کارنگی" و «جک سولیوان» عضو ارشد موسسه کارنگی و مشاور امنیت ملی "جو بایدن‌"‌ معاون رئیس جمهوری سابق آمریکا و مدیر طراحی سیاست در وزارت خارجه آمریکا در دولت «باراک اوباما» در یادداشتی که روز گذشته (دوشنبه) در روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» انتشار یافت، بر لزوم روی آوردن آمریکا به دیپلماسی در حل اختلافات خود با جمهوری اسلامی ایران تاکید کردند.

در یادداشت این دو مقام سابق آمریکایی آمده است: ۶ سال پیش در همین ماه، ما در بحبوحه مذاکراتی با ایران بودیم که منتهی به بدست آمدن توافق هسته ای جامع شد. در آن حین، فقط دیپلماسی مطرح بود. دیپلماسی زمام امر را بدست گرفت و سخت خطر کرد و قولهای قابل توجهی هم داد. اما امروز آن قولها به باد فنا رفته و فقط خطر است که باقیمانده و روز به روز به پیش می تازد.

تصمیم ترامپ برای خروج از برجام احمقانه بود

از همان روزی که «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری روی کار آمد، می شد حدس زد که این تصمیم احمقانه را بگیرد و از توافق هسته ای خارج شود. او این قول را در همان دوران انتخابات داده بود و گفته بود این توافق را پاره خواهد کرد.

اینک در نقطه خطرناکی ایستاده ایم. این واقعا برای هر دو طرف مضحک است که بیایند و بپرسند: چه شد که به اینجا رسیدیم.

تصور جمهوری اسلامی این است که ترامپ تا سال ۲۰۲۰ بر مقام خود می ماند و از سال ۲۰۲۱ رئیس جمهور دیگری در آمریکا بر مسند کار می نشیند و به توافق هسته ای برمی گردد. از دیگر سو تحریم های یکجانبه و بازگشتی آمریکا بر جمهوری اسلامی فشار می آورد و به ویژه صادرات نفت این کشور را کاهش داده است.

تصور ترامپ درمورد ایران واقع بینانه نیست 

دولت ترامپ فکر می کند کارزار "فشار حداکثری" و قدرت نمایی در برابر جمهوری اسلامی سرانجام این حکومت را مجبور خواهد کرد شروط آمریکا را بپذیرد، اما این تصوری غیرواقع بینانه است.

مشکل ترامپ این است که نمی فهمد جمهوری اسلامی هم کارت های بازی خود را دارد؛ این کشور نه تنها تسلیم نشده، ضمن آنکه پیش برد برنامه هسته ای اش را نیز آغاز کرده است.

و اما متحدان و شرکای آمریکا، آنها نه تنها به جبهه متحد آمریکا برای منزوی کردن ایران نپیوستند، بلکه بین آنها میانجیگری نیز می کنند. این متحدان و شرکا هر دو طرف دعوا را مقصر می دانند.

طرفداران سیاسی ترامپ همیشه می گویند که ترامپ مانند "دانه برف"‌ است؛ همیشه از یک بازی بزرگ حرف می زند اما وقتی پای عمل می رسد؛ علاقه اش به برگزاری اجلاس سران خودبینانه می شود.

شرکای آمریکا نگران هستند

در مقابل شرکای آمریکا در خلیج فارس از این همه وقایع تلخ در منطقه نگران هستند. آنها از یک سو از برخوردهای نظامی در منطقه وحشت دارند و می کوشند جلوی اختلافات را بگیرند و نگذارند کار به درگیری نظامی بکشد.

ولیعهد سعودی در صدر آنها است، این شاهزاده گویی تازه متولد شده و آنقدر محتاطانه در قبال رویدادهای نظامی و خشن منطقه برخورد می کند که کار را به سازمان ملل متحد و تحقیقات این سازمان در مورد حوادث اخیر منطقه واگذار کرده است، از دیگر سو نیز آنها دلواپس و نگران هستند که چرا آمریکا جواب این تحرکات اخیر منتسب به جمهوری اسلامی را نداده است.

اگر ما در همین مسیر بمانیم، بزودی مجبور خواهیم بود از صخره پایین بیاییم. امروز بحث روز در واشنگتن این است که‌ آیا لازم هست کمربند ایمنی به خود ببندیم یا نه.

اما مطلوب تر آن است که ما دستان خود را بر روی چرخ دیپلماسی بگذاریم و پیش از آنکه خیلی دیر شود، در یک مسیر شیب دار قرار بگیریم.

برای شروع لازم است دو طرف بنشیند و انتظارات خود از هم را مجددا" تنظیم کنند. آنگاه قدم به قدم در جهت رفع تنش گام بردارند و ستون های یک راه حل طولانی مدت را پایه بریزند.

آمریکا بدون کمک اقتصادی نمی تواند سر میز مذاکره با ایران بنشیند

آمریکا تا زمانی که چند کمک اقتصادی به ایران ندهد، نمی تواند او را بر سر میز مذاکره بیاورد. این کمک می تواند مستقیم باشد و یا از طریق اتحادیه اروپا.

«امانوئل مکرون» رئیس جمهوری فرانسه این پیشنهاد را داده است.

آمریکا ضمنا باید آن ۱۲ شرطی را که «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا سال گذشته بطور رسمی اعلام کرد رها کند. نظام سرسخت و کاملا زیرک و وارد بکار جمهوری اسلامی،‌ هرگز اعلان نخواهد کرد تسلیم این درخواست می شود.

در نقطه مقابل شکی نیست که جمهوری اسلامی هم باید واقع بین باشد. غیرواقع بینانه است اگر فکر کنیم آمریکا بطور اساسی تحریم ها را بر می دارد، بدون آنکه مطمئن باشد ایران فورا متعاقب آن به پای میز مذاکره خواهد آمد و بعد هم هر دو با هم به توافق خواهند رسید. توافق مورد نظر، توافقی خواهد بود که کمترین محصول آن، تمدید مهلت توافق قبلی و حل و فصل محور راستی آزمایی و موضوع موشک های بالستیک بین قاره ای است.

البته دچار توهم نشویم، این کار اگر هم انجام شدنی باشد، فوق العاده دشوار خواهد بود. این  یک روند "مذاکرات پیاپی" است مثل همه مذاکراتی که برای خلع سلاح انجام می شود. در این روند توافقی بدست می آید و سنگ بنای مذاکرات بعدی می گردد.

توافق هسته ای مصوب سال ۲۰۱۵ فقط نقطه آغاز دیپلماسی با جمهوری اسلامی بود، نه پایان آن، از این رو هر دو طرف باید بطور فراگیرتر با هم تنش زدایی کنند.

اکنون وقت آن رسیده که اجازه ندهیم عراق به میدان رزم رقابت آمریکا - ایران بدل بشود، وقت آن است ما این بحرانی که در خلیج فارس ایجاد شده را یک فرصت ناب در نظر آوریم و با آن جنگ یمن را به انتها برسانیم.

جنگ یمن لکه ننگی بر پیشانی آمریکا است 

جنگ یمن در یک قیاس حماسی،  صرفا یک تراژدی انسانی نیست، یک بلای استراتژیک برای شرکای ما در خلیج فارس است و لکه ننگی بر پیشانی سیاست خارجی آمریکا است.

افغانستان هم موضوع دیگری است که می تواند مستقیما با تهران در میان گذاشته شود زیرا ثبات افغانستان برای ایران هم با اهمیت است.

اگر از ما سووال می شد راهی را برای دیپلماسی با ایران پیشنهاد بدهیم، نظر ما این بود که کار را نباید از همان جایی شروع کرد که ما اکنون در آنیم. به هر حال ما امروز به اینجا رسیده ایم و خوب می دانیم به کجا داریم می رویم، به خصوص با توجه به اینهمه توانمندسازی که دو طرف دارند.

در چنین شرایطی آخرین و بهترین شانس دیپلماسی به ما روی آورده است، بکوشیم آن را از دست ندهیم.

 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند