«نواصولگرایی» و «نواصلاح‌طلبی»؛ وا‍ژه‌هایی هستند که این‌روزها از گوشه و کنار اردوگاه سیاسی راست و چپ به گوش می‌رسد، گویا هر دو جریان بعد از چند دهه به فکر تغییر در روش و مشی سیاسی خود افتاده‌اند. اما درست در زمانی که عده‌ای از لزوم تغییرات سخن می‌گویند برخی هم معتقدند حداقل در جریان اصلاحات نیازی به تغییر نیست، از جمله این چهره ها محمد عطریانفر، از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران است که می‌گوید تغییر پذیری بر اساس شرایط جامعه جزو ذات اصلاح‌طلبی است و نیازی نیست رویکرد جدیدی اتخاذ شود.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب این را هم می‌گوید که انتقادات به اصلاح‌طلبان درباره اینکه می‌خواهند در قدرت باشند وارد نیست چون جریان اصلاحات باید از طریق قدرت دست به اصلاح‌امور بزند. آنچه در ادامه می‌خوانید مشروح این گپ و گفت است: 

**********

آقای عطریانفر! این روزها صحبت از «نو اصولگرایی» و «نو اصلاح‌طلبی» زیاد به گوش می‌رسد به نظر شما چقدر جریان اصلاحات نیاز به یک پوست‌اندازی و بازسازی دارد؟

پوست اندازی در مفهوم اصلاح طلبی مستتر است بحث اصلاح طلبی اگر بخواهد در هر زمان پاسخ گوی نیاز ها و مطالبات مردم باشد به اقتضای شرایط و زمان باید دچار تغییر و تحول باشد.در واقع اگر ما بخواهیم مفهوم واقعی اصلاح طلبی را تبیین کنیم باید به این نکته توجه کنیم که اصلاح طلبی عبارت است از پاسخ به اقتضای شرایط در قبال مطالبات و نیازهای مردم بر حسب شرایط کشور و وضعیت منطقه. 

طبیعی است که وقتی معنای واقعی اصلاح طلبی را در این چارچوب به رسمیت بشناسیم به ناچار باید بپذیریم که اصلاح طلبی یک  نظریه سخت یا غیرقابل تغییر نیست. این تعریف را باید به عنوان مفهوم اصلی قلمداد کنیم و به تناسب شرایط باید از مفهوم اصلاح‌طلبی و کارکرد های ان تعریف جدیدی ارائه بدهیم. این معنای اصلاح‌طلبی است؛ اگر تصور اصلاح طلبان این باشد که نظریه اصلاحات یک نظریه  صلب و یا یک حریم سخت غیرقابل تغییر است پس طبیعی است که این نظریه به مرور زمان محتوا و مفهوم واقعی خودش را از دست می‌دهد وبه یک نظریه سنتی و شکست خورده تبدیل می‌شود. از همین نظر است تعدادی از دوستان در مقام مفهوم سازی جدید اصلاحات برخی از این نکات را مطرح می‌کنند.

  چرا بعد از سال ۸۸ اصلاح طلبان یا مفهوم اصلاح طلبی به سمت محافظه کاری حرکت کرد؟ چرا آن بازیابی که باید انجام می‌شد یک قدم به عقب برگشت و الان چقدر ضرورت دارد تا اصلاحات به آرمان های اولیه‌اش برگردد. اساسا چرا این فاصله ایجاد شد؟

والا این تعبیر شماست.

اتفاقا این‌ را ما نمی‌گوییم بلکه اقای حجاریان، اقای تاجیک و خیلی از اصلاح طیبان دیگر مطرح می‌کنند و بر همین اساس هم از «نو اصللاح‌طلبی» صحبت به میان می‌آورند و می‌گویند اصلاح طلبی کنونی از آرمان های خودش فاصله گرفته است؟

از کدوم آرمان‌ها؟

مثلا یک‌ زمانی دغدغه اصلاح‌طلبان اصلاح امور و رسیدن به توسعه سیاسی بود اما امروز به نظر می‌رسد دغدغه اصلی حضور در قدرت است و این در قدرت بودن آنها را از آرمان اصلاحی که داشتند دور کرده است...

مگر کسب قدرت امر غلطی است؟

از آرمان‌های اصلاح‌طلبی فاصله نگرفته‌ایم

نه غلط نیست اما اینکه اصول اولیه اصلاحات کنار گذاشته شود غلط نیست؟

اصول اولیه اصلاحات همین تعبیری است که بنده خدمت شما عرض کردم. یکی از رویکرد های مهم اصلاح طلبی این است که ما در فرایند پیشبرد نظریه ی اصلاحات باید نسبت به کسب قدرت حساسیت داشته باشیم تا با تکیه بر قدرت بتوانیم مطالبات مردم را پاسخ بدهیم. مگر ما میتوانیم از قدرت فاصله بگیریم؟

آنچه که دوستان هم اشاره می‌کنند خارج از عرض بنده نیست، ما فاصله نگرفتیم. ما اگر بگوییم که آرمان های اصلاحات آرمانهایی صلب و تغییر ناپذیر است در واقع علیه نظریه خودمان سخن گفتیم.از این حیث است که ما هیچ فاصله ای از اصلاحات نگرفتیم.

در سال ۸۸ اتفاقاتی رخ داد که به صورت کاملا مشخص ومحسوس اصلاحات را تحت فشار و تزریقات سیاسی قرار داد و این امر دلالت بر این داشت که اصلاحات  در امر سیاست های خارجی خود دقت های لازم را به خرج نداده بود برای همین ان شرایط سخت بوجود آمد چراکه همیشه رقبای سیاسی دوست دارند به شکل های مختلف رقیب اصلاح طلب خودشان را از زمین خارج کنند.

ما باید هشیار باشیم و نگذاریم که به دلیل غیر واقع بینانه و فاصله‌گیری از واقعیت سیاسی و با نوعی از رفتار های ایدئالیستی عرصه سیاست برای حضور ما تنگ شود، ما باید همواره و هر روز در مقام تبیین شرایط باشیم و به مقتضای شرایط هم تدبیر و تصمیم سیاسی داشته باشیم.

باید بین جریان اصلاحات و شورای نگهبان اعتمادسازی صورت گیرد

 اقای عطریانفر! به نظر شما این پوست اندازی احتمال دارد تا انتخابات مجلس یازدهم  صورت بگیرد؟

پوست اندازی به چه مفهوم؟ ما در انتخابات مجلس به یک شیوه اعمال سیاست می‌کنیم و در انتخابات ریاست جمهوری به شیوه ای دیگر. ما منظور خودمان را در مورد ضرورت حضور حداکثری در انتخابات را با سخنی شروع کردیم که این سخن دلالت دارد بر ضرورت اعتماد سازی جریان اصلاحات با نهادهای قدرت و نهادهای دیگر از جمله شورای نگهبان. این هم یک اقدام پذیرفته شده و پسندیده ای است که در دستور کار ما است و ما امیدواریم که ثمربخش باشد.

منظور من مدل سیاستی است که قرار است در انتخابات آینده اعمال شود مثلا اصلاح طلبان در سال ۹۴ یک لیست ائتلافی ارائه کردند که انتقادات زیادی هم به آن وارد بود و هنوز هم است یعنی انتخابات اینده هم باید همین گونه که باغث افت اصلاح طلبان و نارضایتی مردم از انها شد پیش برود؟

ما در سال ۹۴ به دلیل اعمال سیاست های انقباضی و اعمال نظارتها فرصت پیدا نکردیم که تیم درجه اول خودمان را در عرصه رقابت ها به صحنه بفرستیم. بنا به شرایط سیاسی ما مجبور بودیم دست به اقدام دیگری بزنیم، در آن اقدام و در آن تصمیم سیاسی هیچ انتقادی به عملکرد اصلاح طلبان وارد نیست.

انچه که شما به ان اشاره می‌کنید انتقاداتی است که امروز مثلا به فراکسیون امید می‌شود و این انتقاد هم به نوع عملکرد آقایانی است که امروز در کرسی های سبز مجلس نشستند.ما در واقع این انتقادات را  در مقام انتساب آن هم به عملکرد فراکسیون امید و نه به تدبیر اصلاح طلبان در زمانی که لیست بسته‌ شد، می‌پذیریم.

طبیعی است که ما در هر شرایطی اگر بهترین لیست ها را ببندیم و افرادی را هم در موقعیت قدرت انتخاب کنیم، آنها اگر عملکرد مناسبی نداشته باشند به همان بهترین لیست هم انتقاد وارد خواهد شد و آنها منشا اشکال خواهند بود از این جهت ما نباید انتقادات امروز در سال ۹۸ را بر اساس عملکرد سال ۹۴ به نفع رقیب مصادره کنیم. در سال ۹۴ بر اساس شرایط و وضعیت موجود سیاسی تصمیم ما کاملا درست بود فقط عملکرد دوستان در پارلمان بوده که قابل انتقاد است.

نقد لیست ۹۴ به رهبران سیاسی وارد نیست 

سوال اینجاست که در بحث نواصلاح‌طلبی چقدر نقش رهبران اصلاحات مطرح است یعنی جایگاه و نقش انها چیست؟

نقش رهبران در همه حرکت های سیاسی کلیدی و تاثیرگذار است، پس طبیعی است که در فرایند فعالیتهای اصلاح طلبان نیز، رهبران اصلاح طلب برای پیشرفت امورشان نقشی کلیدی دارند و نمی‌توانیم نسبت به آن بی تفاوت باشیم.

فکر می‌کنید نقش آنها فعال تر می‌شود یعنی انتقاداتی که امروز به اصلاح طلبان وارد می‌شود متوجه رهبران اصلاح طلبان نیز هست؟

اگر منظورتان از این نقد، نقد به لیست هایی باشد که در سال ۹۴ بسته شده است ، نه وارد نیست

از لیست گرفته تا پاسخ گویی به پیگیری مطالبات و عمل به وعده‌های انتخاباتی.

طبیعی است که در عرصه فعالیت های سیاسی - اجتماعی هر کنش گری می‌تواند مورد نقد واقع شود. اصلاح طلبان نیز در همه سطوح می‌توانند مورد نقد و بررسی قرار بگیرند.

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند