فائزه عباسی در خبر آنلاین نوشت : سردار اصولگرا، بعد از گذشت بیش از دو سال از آخرین انتخاباتی که در آن کاندیدا شده بود، بازهم دست به کار شده و برای آنچه تحت عنوان «نواصولگرایی» در سر می‌پروراند نه منتظر رخصت اصولگرایان شده نه در او عزمی دیده می‌شود که دنباله‌رو تصمیماتی و فرمان هایی باشد که از درون اردوگاه اصولگرایی صادر می‌شود.

هرچه به انتخابات نزدیک می‌شویم اصرار قالیباف بر عملیاتی کردن ایده هایش در قالب دو کلیدواژه «نو اصولگرایی» و «مجلس نو» بیشتر از قبل می شود. او تا به امروز چندین‌بار خطاب به جوانان اصولگرا نامه‌های سرگشاده نوشته و بارها از تریبون های مختلف تلاش کرده نگاه ها و تحلیل ها را به سمت خود و این دو کلیدواژه بچرخاند، تلاشی که به نظر نمی رسد چندان موفقیت آمیز بوده باشد. با این وجود قالیباف گویی قرار نیست پا پس بکشد و مانند انتخابات ۹۶ نظاره گر لحظه آخر انتخابات شود. 

حضور در سه دوره انتخابات ریاست جمهوری و بی‌توجهی یا رها کردن لحظه آخری او توسط اصولگرایان، گویی قالیباف را متقاعد کرده است که نمی‌تواند روی حمایت رفقای اصولگرایش چندان حسابی باز کند. شاید از همین روست که او به فکر افتاده است تا جایگاه و پایگاهی در میان نسل جوان اصولگرایان دست و پا کند.خاصه آنکه قالیباف با وجود تلاش های چندین باره هنوز نتوانسته است تشکیلات حزبی منسجم و پرنفوذی را ساماندهی کند و ضعف حمایت حزبی و تشکیلاتی را همچنان حس می کند. 

ایده‌های انتخاباتی او در کنار دیدارهایش با چهره ‌های سیاسی سبب شده گمانه‌های مختلفی درباره شهردار اسبق تهران آن هم در دمادم انتخابات مجلس یازدهم مطرح شود. برخی تحرکات او را تلاش برای تکیه زدن بر یکی از کرسی های لیدری اصولگرایان می دانند و برخی دیگر معتقدند او بدش نمی آید خودش لباس وکیل المله ای را برتن کند.

ردای لیدری بر قامت سردار

فارغ از حرف و حدیث‌هایی که درباره کاندیدا شدن قالیباف در انتخابات اسفندماه شنیده می‌شود، به نظر می‌رسد کنش‌ها و واکنش‌های او بیشتر این پالس را به بدنه جریان اصولگرا می دهد که سردار می خواهد در جمع بزرگان و به اصطلاح لیدرهای اصولگرا جایی برای خود دست و پا کند. او که در انتخابات گذشته مجبور شد با تصمیم همان بزرگان ردای کاندیداتوری را از تن بدر کند و در گوشه ای نظاره گر رقابت رئیسی و روحانی باشد، اینبار تلاش دارد تا قبل از رسیدن به انتخاباتی دیگر تکلیف خود با برادران اصولگرایش را روشن کند. یا او را در جمع لیدرها بپذیرند یا مسیر لیدری تک رو را در پیش گیرد.

این گمانه وقتی تقویت می‌شود که محمدرضا باهنر هم بر آن مهر تائید می‌زند و درباره تلاش قالیباف، جلیلی و حدادعادل به خبرآنلاین می‌گوید: «آنها می‌خواهند در یک مجموعه لیدری باشند و حضور داشته باشند. اگر کسی فکر کند می تواند به تنهایی یک شخص حقیقی کاریزماتیک باشد، تحلیل اشتباهی کرده است. برای همین است که این چهره هایی که شما نام بردید همه شان در جلسه شورای وحدت می آیند، حتی آقای قالیباف با آن بیانیه ای که داده بود ولی بازهم من تردید ندارم که در جلسات وحدت خواهد ماند.»

از سرلیستی مشهد تا ریاست مجلس

قالیباف در تلاش هایش برای ساختن نمای جدیدی از خود در بین اصولگرایان، بی پروا به قدیمی ترهای جریان راست می تازد و از عهدشکنی های راست گرایان جوانتر انتقاد می کند. انتقاداتی که باعث شده برخی تحلیلگران به این نتیجه برسند که هدف قالیباف در تحرکات جدید سیاسی اش تنها تلاشی برای قرار گرفتن در جایگاه لیدری نیست بلکه ممکن است او خودش هوس کاندیداتوری بهارستان به سرش زده باشد و حالا که کرسی ریاست پاستور نصیبش نشده کرسی ریاست بهارستان را فتح کند. خاصه آنکه حضور لاریجانی در این دور از انتخابات با اماواگرهای زیادی همراه است. اماواگرهایی که می تواند برخی کاندیداهای بالقوه چون قالیباف یا جلیلی و محسن رضایی را به هوس بیندازد که بازهم وارد میدان انتخابات شوند، اینبار  میدان انتخابات مجلس.  در میانه این گمانه زنی ها خبری نیز درباره احتمال سرلیستی قالیباف از حوزه انتخابیه مشهد هم به گوش رسید. زمزمه ای که نه می توان با قاطعیت آن را رد و نه تاییدکرد.

تقسیم کار انتخاباتی قالیبباف و احمدی‌نژاد صحت دارد؟

«قالیباف به دیدار محمود احمدی‌نژاد رفت» این خبری بود که مدتی قبلی منتشر شد و سیل گمانه‌زنی‌ها را به دنبال داشت. هرچند دیدار دو شهردار اسبق تهران و صحبت‌های آنها حول محور انتخابات در موج انکار یک طرف و تائید طرف دیگر حسابی گیر کرد اما برخی خبرهای جسته و گریخته همچنان بر این مهم اصرار دارد که قالیباف و احمدی نژاد بدشان نمی آید که تقسیم کار انتخاباتی بین خودشان داشته باشند. تقسیم کاری که براساس آن بدنه رای احمدی نژاد در صورت لزوم به کمک قالیباف بیاید و برخی احمدی نژادی ها نیز در لیست همراهان انتخاباتی قالیباف جا خوش کنند. معامله ای که هرچند اطرافیان قالیباف آن را انکار می کنند ولی سکوت احمدی نژادی ها احتمالات درباره جدی بودن آن را همچنان زنده نگه داشته است.

 

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند