صحبت‌هایی که این روزها در ارتباط با مجلس و بحث شفافیت آرا مطرح می‌شود، به نوعی نقد عملکرد مجلس است.

سوالی که امروز مطرح می‌شود این است که آیا نمایندگان وکیل مردم هستند یا خیر؟ اگر وکیل هستند، وکیلی که در دادگاه از موکلش دفاع می‌کند، موکل انتظار دارد وکیلش همه مسائل را به او صادقانه بگوید. آیا وکیل مجاز به عدم صداقت نسبت به موکل خود است یا خیر؟ 

درخواستی که درباره شفاف شدن آرا مطرح شد یک واقعیت است و از نمایندگان انتظار مخالفت با شفافیت آراء نمی‌رفت، چرا که ۱۹۰ نفر طرح شفافیت آرای نمایندگان را امضا کردند، اما ۵۰ نفر به آن رای دادند. در اینجا نکته‌ای که مورد توجه است، این است که نمایندگان در وهله اول متوجه طرح نبوده‌اند و آن را امضا کردند، یا زمانی که در ابعاد ماجرا دقت کردند، شفافیت را به ضرر خود دیده‌اند و با آن مخالفت کردند.

مردم زمانی که به یک نفر رای می‌دهند، نخست این سوال را باید از او بپرسند که «آیا حاظر به رای دادن شفاف در مجلس هستی یا خیر؟ می‌خواهی رای‌هایی که می‌دهی از ما مخفی باشد؟». پاسخ به این سوال تکلیف مردم را مشخص می‌کند تا در آینده به نماینده‌ای رای دهند، که رای خودش را از مردم مخفی نکند. 

موکلی که وکیلش با او صداقت نداشته باشد، آیا باید به وکیل خود اعتماد کند؟ مجلس یکی از ابزارهای اعمال حق حاکمیت مردم در قانون اساسی است و نماینده باید برای تحقق حق مردم، حرکات و تصمیمات خودش را به اطلاع مردم برساند. مردم باید بدانند نمایندگانشان به قانونی که به طور مثال به نفع ثروتمندان یا گروهی خاص است، چه رایی داده است.

طبیعی است که شفافیت آراء حق مردم است و نباید حقوق اساسی مردم را نادیده گرفت.   

* عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی

 

این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند